ثریا ندیم پور

ضرورت تشکیلات مستقل زنان

زنان در ایران کماکان در قرن بیست و یکم با نا برابری با مردان در زمینه دستمزد دربرابر کار یکسان در بازارکار، در استفاده ازامکانات جامعه ، درداشتن حقوق انسانی در جامعه و حتی در خانواده، در برخورداری از استقلال اقتصادی؛ مواجه هستند. این نابرابری ها بدلیل نبودن زنان در عرصه قدرت سیاسی میباشد.

نابرابری اقتصادی-اجتماعی و سیاسی زنان منجر به فقر اقتصادی زنان و وابسته شدن آنان به مردان شده است که خود وابستگی اقتصادی باعث عدم استقلال شخصیتی ـ اجتماعی زنان می شود.

وضع اقتصادی نابسامان زنان و وابستگی اقتصادی آنان به شوهر بطور معمول باعث تن دادن زنان به ادامه زندگی در یک رابطه ناخواسته وغیرمنصفانه می شود. وضعیت نابسامان زنان تاثیر مستقیم منفی درتربیت وآموزش کودکان دارد. زیرا کودکان درمحیطی پرازخشونت تربیت میشوند. پسر خشونت را ازپدریاد میگیرد ودختر فروتنی وقبول خشونت را ازمادر.

هرچه جامعه مذهبی – و سنتی تر باشد وضعیت زنان بدتر است. زیرا که قوانین وعرف سنتی زنان را جزء املاک مرد بحساب می آورند و بنابراین حقوق خاصی برای زنان قائل نمی باشند. کما اینکه در بعضی از روستاهای ایران مرسوم است که برای حل اختلافات بین دو روستا یا دو طایفه و یا اینکه بجای پرداخت دیه ازرد وبدل کردن دختران جوان استفاده میکنند .

وجود اختلاف طبقاتی در جامعه خود در عمیق تر شدن فقر اقتصادی زنان نقش بسزایی ایفا میکند. هرچه اختلاف طبقاتی در جامعه عمیق تر باشد بهمان نسبت وضعیت اقتصادی زنان بدتر میشود. یکی از نتایج بارز این پدیده ، تن فروشی زنان برای اداره خود و خانواده است. جمهوری اسلامی به استفاده جنسی اززنان پوشش مذهبی داده و صیغه یک ساعته و یا چند روزه را به امری متداول تبدیل نموده است و در این راستا به شرکت های خرید و فروش سکس در لفافه صیغه مجوز قانونی میدهد.

برای مبارزه بر علیه این همه بی عدالتی اجتماعی و فرهنگی در مورد زنان لازم است قوانینی در جهت رفع تبعیض زنان و بهبود وضع اقتصادی- اجتماعی آنان در این رابطه تصویب شود. برای تضمین وضع چنین قوانینی وجود زنان در ارگان های قانون گذاری لازم و ضروری است.

زنان برای بدست آوردن قدرت سیاسی احتیاج به داشتن تشکل های مستقل دارند. این تشکلات مستقل می توانند هم به صورت نهادهای اجتماعی مستقل وهم به صورت تشکلی مستقل دردرون احزاب سیاسی بوجود آیند.

از آنجائیکه بخش مهمی از خواستهای زنان مرز طبقاتی نمیشناسد زنان می توانند با پایگاه اقتصادی و  دیدگاه سیاسی مختلف در تشکیلات و یا نهاد های مختلف زنان دوش به دوش هم برای خواستهای پایه ای مشترک خود مبارزه کنند. تشکلات زنان در چند جبهه لازم است فعالیت کنند، ازجمله؛ برجسته کردن خواستهای زنان و لزوم تصویب قوانین جدید، فرهنگ سازی در مورد اهمیت برابری حقوق زنان و مردان در جامعه ، مبارزه جمعی منسجم برای تغییر قوانین به نفع حقوق برابر زنان و آماده سازی زنان برای گرفتن قدرت سیاسی و پست های کلیدی در جامعه.

تشکیل سازمانهای مستقل زنان به معنی نفی فعالیت مشترک زنان با مردان در احزاب و سازمان های سیاسی- اجتماعی نمی باشد هر دو لازم و ملزوم همدیگر هستند. تشکل های زنان در برجسته کردن نیازهای ویژه زنان و ارتقاء آن ها و در نتیجه رشد جامعه نقش تعیین کننده ای دارد.

در جامعه سوئد علیرغم اینکه سازمان زنان سو سیال دمکرات بهمراه سایر سازمان های زنان سوئد در طی صد سال مبارزه توانسته اند به دستاوردهای مهمی در زمینه برابری حقوق زن و مرد و بهبود وضع خانواده دست یابند اما هنوز این سازمان در کنار حزب سو سیال دمکرات به مبارزه خود ادامه می دهد. علیرغم اینکه اکثر احزاب سوئدی بخش زنان دارند تعداد زیادی نهادهای اجتماعی زنان در جامعه فعالیت میکنند.  یکی از نتایج مبارزات جمعی زنان، قانونی شدن کمک مالی دولت به نهادهای اجتماعی از جمله نهادهای زنان می باشد.

فراموش نکنیم بهبود وضع زنان در یک جامعه رابطه مستقیم در بهبود وضع خانواده و نقش مستقیم در تربیت و تعلیم نسل آینده آن جامعه دارد. در نتیجه وجود نهادها و سازمان های زنان کمک مهمی در نهادینه شدن برابری زن و مرد، بهبود وضع خانواده و در نتیجه رشد و شکوفائی اقتصادی و اجتماعی جامعه خواهد شد .

درراه مبارزه برای برابری جنسیتی، همبستگی تمام زنان با تعلقات سیاسی ، اجتماعی ، دینی ،اتنیکی و ..مختلف و کمک مردان آزاد اندیش و معتقد به فمینسم ضر ری است .