لزوم تشکل سو سیال دموکرات ها

لزوم تشکل سو سیال دموکرات ها

ثریا ندیم پور

ثریا ندیم پور
سوسیال ‌دموکرات‌ها باید در مقابل نیاز جنبش پاسخگو باشند
مبارزات مردم ایران پیوسته اوج می‌گیرد. اکنون مردم از هر قشر و طبقه و گروهی وارد میدان مبارزه شده‌اند و هر روز که می ‌گذرد برای گرفتن حقوق خود مصمم ‌تر می‌شوند. فریاد مردم در اعتراض به ستم و غارتگری دستگاههای حاکمیت در زمینه‌های گوناگون از جمله؛ گرانی ، چپاول ‌گری بانک‌ ها ، نبود بهداشت و درمان لازم، نداشتن آب آشامیدنی، نبود دمکراسی، مستقل نبودن دستگاه قضایی ، سیاست خارجی دولت و… به آسمان رفته است.
آن‌چه اهمیت بسیار دارد امیدوار بودن مردم به مبارزه خود است. آنان به درستی به منافع و حقوق خود و نیز قدرت خود آگاهند.
مبارزات مردم نه تنها از نظر محتوایی بلکه از زاویه شیوه مبارزه نیز به پیش می‌رود. مردم به خوبی آگاهند که پیروزی این مبارزه در گرو اتحاد همه مردم ایران است. برگزاری مراسم چهارشنبه‌ سوری در اکثر شهرها و روستاهای کشور با رقص و موسیقی اقوام غیر بومی خود نشانگر این اتحاد و همبستگی است. این حرکت پر بار مردمی ضمنا گوشزدی به رژیم حاکم است که نمی‌تواند بین قوم های ایران تفرقه بیندازد و خود حکومت کند.
جنبش مردم در ایران بیش از هر چیز نیازمند یک ارگان رهبری منسجم و دارای برنامه است. اکنون در جامعه روشنفکری ایران طیف نسبتا گسترده‌ای از روشنفکران چپ دیروزی و حتی روشنفکران مذهبی سکولار خود را در چارچوب ایدئولوژی سوسیال‌ دموکراسی تعریف می‌کنند. اما آنچه مایه تأسف است نداشتن یک تشکل یا حزب منسجم سراسری سوسیال دموکرات است. سو سیال ‌دموکرات‌ها با متحد شدن می‌توانند به نیاز جنبش در داشتن احزاب و یا سازمان های متشکل پاسخ لازمه را بدهند.
.فقدان یک حزب یا سازمان سراسری فعال سوسیال دمکرات خود نشانه عقب ماندن جنبش سوسیال ‌دموکراتیک ایران از جنبش توده‌هاست.
سوسیال دمکرات ها میتوانند حول یک پلاتفرم مشترک، برابری همه انسان‌ها در برابر قانون, کنترل نسبی سرمایه ، رفاه اجتماعی برای همگان ، آزادی بیان، حکومت سکولار، انتخابات آزاد واداره کشور به شیوه پارلمانتاریزم غیر متمرکز خود را سازمان دهند و متشکل شوند.
سوسیال ‌دموکرات‌ها نه تنها لازم است در متشکل کردن خود بر گرد ایدئولوژی پایه‌ای سوسیال ‌دموکراسی بکوشند، بلکه باید گامی فراتر از آن نهند و بکوشند که برای دوران گذار بر سر یک پلاتفرم همکاری ‌های مشترک با سلطنت ‌طلبان ، احزاب چپ وسایراحزاب بورژوایی به توافق درونی برسند.
اتحاد و یکپارچگی مردم در مبارزه علیه رژیم این وظیفه بزرگ را پیش پای جامعه روشنفکران ایران می‌گذارد که بکوشند با ایدئولوژی‌ها و تعلقات گوناگون طبقاتی پای میز مذاکره بنشینند و برای دوران گذار، بر گرد یک پلاتفرم مشخص با یکدیگر به توافق برسند.
گرفتن قدرت
یک تشکل سوسیال ‌دموکرات (در بهترین حالت حزب) باید خود را برای گرفتن قدرت بعد از دوران گذار آماده کند . به این منظور لازم است برای اداره مملکت برنامه آماده داشته باشد و در شناساندن برنامه خود در جامعه روشنفکری و مهم‌ تر از آن در میان توده‌ها ، چه پیش از دوران گذار و چه در دوران گذار فعالیت کند. سوسیال ‌دموکرات‌ها باید از قیام 57 که در آن نیروی چپ هیچ آمادگی برای گرفتن قدرت را نداشت، درس بگیرند.
سوسیال دمکرات ها لازم است از طریق سازمان دادن و متتشکل کردن نیرو های روشنفکر داخل و خارج و نیز برنامه مشخص برای تشکل توده ها و همچنین تدوین برنامه آینده دولت سوسیال دمکرات آمادگی برای بدست گرفتن قدرت را در خود تقویت کنند.
برنامه سوسیال‌ دموکرات ها باید شامل راه حل برای مشکل بی‌کاری، وضع نابسامان شرکت‌های بزرگ و کوچک خصوصی، اوضاع بهداشت و درمان همگانی، محیط زیست، آموزش و پرورش، مرزها، راه‌اندازی ارگان قضایی مستقل ، وضعیت راه‌ها ، ترافیک، وضعیت پناهندگان افغان ، ارگان‌های دست ‌نشانده رژیم از جمله سپاه پاسداران و نیز سیاست خارجی باشد. این برنامه طبیعتاً مستلزم اینست که با رای اکثریت اعضای سازمان یا حزب سوسیال‌ دموکرات به تصویب برسد.
مهم آن است که ما سوسیال ‌دموکرات‌ ها گرفتن قدرت پس از دوران گذار را چه مستقل از دیگر نیروها در صورت کسب رای اکثریت مردم، و چه در یک دولت ائتلافی، در دستور کار قرار دهیم.
سوسیال‌دموکرات‌ها باید متشکل شوند و در رهبری جنبش مردم ایران مسئولیت بپذیرند.

سو سیال  ‌دموکرات‌ها باید در مقابل نیاز جنبش پاسخگو باشند
مبارزات مردم ایران پیوسته اوج می‌گیرد. اکنون مردم از هر قشر و طبقه و گروهی وارد میدان مبارزه شده‌اند و هر روز که می ‌گذرد برای گرفتن حقوق خود مصمم ‌تر می‌شوند. فریاد مردم در اعتراض به ستم و غارتگری دستگاه‌های حاکمیت در زمینه‌های گوناگون از جمله؛ گرانی ، چپاول ‌گری بانک‌ ها ، نبود بهداشت و درمان لازم، نداشتن آب آشامیدنی، نبود دمکراسی، مستقل نبودن دستگاه قضایی ، سیاست خارجی دولت و… به آسمان رفته است.
آنچه اهمیت بسیار دارد امیدوار بودن مردم به مبارزه خود است. آنان به‌ درستی به منافع و حقوق خود و نیز قدرت خود آگاهند.
مبارزات مردم نه تنها از نظر محتوایی بلکه از زاویه شیوه مبارزه نیز به پیش می‌رود. مردم به خوبی آگاهند که پیروزی این مبارزه در گرو اتحاد همه مردم ایران است. برگزاری مراسم چهارشنبه‌ سوری در اکثر شهرها و روستاهای کشور با رقص و موسیقی اقوام غیر بومی خود نشانگر این اتحاد و همبستگی است. این حرکت پر بار مردمی ضمنا گوشزدی به رژیم حاکم است که نمی‌تواند بین قوم‌ های ایران تفرقه بیندازد و خود حکومت کند.
جنبش مردم در ایران بیش از هر چیز نیازمند یک ارگان رهبری منسجم و دارای برنامه است. اکنون در جامعه روشنفکری ایران طیف نسبتا گسترده‌ای از روشنفکران چپ دیروزی و حتی روشنفکران مذهبی سکولار خود را در چارچوب ایدئولوژی سوسیال‌ دموکراسی تعریف می‌کنند. اما آنچه مایه تأسف است نداشتن یک تشکل یا حزب منسجم سراسری سوسیال دموکرات است. سوسیال ‌دموکرات‌ها با متحد شدن می‌توانند به نیاز جنبش در داشتن احزاب و یا سازمان های متشکل پاسخ لازمه را بدهند.
.فقدان یک حزب یا سازمان سراسری فعال سوسیال دمکرات خود نشانه عقب ماندن جنبش سوسیال ‌دموکراتیک ایران از جنبش توده‌هاست.
سوسیال دمکرات ها میتوانند حول یک پلاتفرم مشترک، برابری همه انسان‌ها در برابر قانون, کنترل نسبی سرمایه ، رفاه اجتماعی برای همگان ، آزادی بیان، حکومت سکولار، انتخابات آزاد و اداره کشور به شیوه پارلما نتاریزم غیر متمرکز خود را سازمان دهند و متشکل شوند.
سوسیال ‌دموکرات‌ها نه تنها لازم است در متشکل کردن خود بر گرد ایدئولوژی پایه‌ای سوسیال ‌دموکراسی بکوشند، بلکه باید گامی فراتر از آن نهند و بکوشند که برای دوران گذار بر سر یک پلاتفرم همکاری ‌های مشترک با سلطنت ‌طلبان ، احزاب چپ و سایر احزاب بورژوایی به توافق درونی برسند.
اتحاد و یکپارچگی مردم در مبارزه علیه رژیم این وظیفه بزرگ را پیش پای جامعه روشنفکران ایران می‌گذارد که بکوشند با ایدئولوژی‌ ها و تعلقات گوناگون طبقاتی پای میز مذاکره بنشینند و برای دوران گذار، بر گرد یک پلاتفرم مشخص با یکدیگر به توافق برسند.
گرفتن قدرت
یک تشکل سوسیال ‌دموکرات (در بهترین حالت حزب) باید خود را برای گرفتن قدرت بعد از دوران گذار آماده کند . به این منظور لازم است برای اداره مملکت برنامه آماده داشته باشد و در شناساندن برنامه خود در جامعه روشنفکری و مهم‌ تر از آن در میان توده‌ها ، چه پیش از دوران گذار و چه در دوران گذار فعالیت کند. سوسیال ‌دموکرات‌ها باید از قیام 57 که در آن نیروی چپ هیچ آمادگی برای گرفتن قدرت را نداشت، درس بگیرند.
سوسیال دمکرات ها لازم است از طریق سازمان دادن و متتشکل کردن نیرو های روشنفکر داخل و خارج و نیز برنامه مشخص برای تشکل توده ها و همچنین تدوین برنامه آینده دولت سوسیال دمکرات آمادگی برای بدست گرفتن قدرت را در خود تقویت کنند.
برنامه سوسیال‌ دموکرات‌ها باید شامل راه حل برای مشکل بیکاری، وضع نابسامان شرکت‌ های بزرگ و کوچک خصوصی، اوضاع بهداشت و درمان همگانی، محیط زیست، آموزش و پرورش، مرزها، راه‌اندازی ارگان قضایی مستقل ، وضعیت راه‌ ها ، ترافیک، وضعیت پناهندگان افغان ، ارگان‌های دست ‌نشانده رژیم از جمله سپاه پاسداران و نیز سیاست خارجی باشد. این برنامه طبیعتاً مستلزم اینست که با رای اکثریت اعضای سازمان یا حزب سوسیال‌ دموکرات به تصویب برسد.
مهم آن است که ما سو سیال ‌دموکرات‌ها گرفتن قدرت پس از دوران گذار را چه مستقل از دیگر نیروها در صورت کسب رای اکثریت مردم، و چه در یک دولت ائتلافی، در دستور کار قرار دهیم.
باید متشکل شوند و در رهبری جنبش مردم ایران مسئولیت بپذیرند.

پارلمانتاریسم غیرمتمرکز

پارلمانتاریسم غیرمتمرکز

ثریا ندیم پور                         

                ساختارغیرمتمرکز پارلمانتاریستی

پارلمانتاریسم یک سیستم اداره کشور است. در چنین سیستمی مجلس (پارلمان مرکزی) نقش تعین کننده در اداره کشور را دارد. مجلس متشکل از نمایندگان مردم میباشد. این نمایندگان با رای مستقیم مردم انتخاب می شوند.

مجلس دارای دو وظیفه مهم میباشد. ۱. تصویب قوانین ۲. انتخاب دولت. دولت مسئولیت اجرای قانون وضع شده توسط مجلس را دارد. اگر دولت وظایف اش را بدرستی انجام ندهد، مجلس میتواند دولت را برکنار کند.

دو نوع پارلمانتاریسم وجود دارد ؛ پارلمانتاریسم متمرکز و پارلمانتاریسم غیر متمرکز.

پارلمانتاریسم متمرکز

در این سیستم کشور دارای یک مجلس و یک دولت مرکزی است.

در یک سیستم پارلمانتاریستی(متمرکز ویا غیر متمرکز) رئیس کشور که معمولا بعنوان نماینده (نماد) تمام کشور بحساب میآید می تواند یک پادشاه بدون اختیارات و یا یک رئیس جمهور با اختیارات محدود ویا بدون اختیارات باشد. رئیس جمهوردرانتخابات دوره ای هر چند سال یکبار و با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود. میزان اختیارات رئیس جمهور را مجلس تعیین می کند.

پارلمانتاریسم غیر متمرکز

پارلمانتاریسم غیر متمرکز بدین معنی است که بغیر از پارلمان مرکزی ( مجلس مرکزی) هر استانی و هر شهری خود دارای پارلمان است. مردم هر چهار سال یک بار نمایندگان خود را برای شرکت درسه پارلمان، شهری، استانی و مرکزی تعیین میکنند. پارلمان مرکزی دولت مرکزی را متشکل از وزرا تشکیل میدهد. پارلمان شهری و استانی نیز دولت های خو درا که متشکل از نمایندگان منتخب مردم هستند تشکیل میدهند.

در این سیستم دولت مرکزی لایحه های پیشنهادی خود را قبل از اینکه به مجلس ببرد به پارلمان های استان ها و شهرها برای نظر خواهی میفرستد. این پیشنهادات از طریق نمایندگان مردم در این پارلمان ها به ارگان های اجرائی تحت مسئولیت پارلمان مربوطه برای نظر خواهی فرستاده میشود.

ساختار سیستم غیر متمرکز پارلمانتاریستی 

لایحه های پیشنهادی از طرف دولت مرکزی برای نظرسنجی به پارلمان ها

پارلمان استان

وظایف پارلمان استان این پارلمان بالاترین ارگان تصمیم گیرنده درسطح استان است. از وظایف این پارلمان پیش بردن برنامه های دولت مرکزی و همچنین مسئولیت بهداشت و درمان، ترافیک و نیز فرهنگ و هنر در سطح استان می باشد. بودجه خدمات ذکر شده بطور عمده از مالیات مردم تامین میگردد. تعین سطح مالیات استان از اختیارات پارلمان استان است.  .در رأس هر یک از ارگان های تحت مسئولیت پارلمان استان ارگان اجرایی، رهبری- سیاسی قرار دارد. این ارگان متشکل از نمایندگان مردم و منتخب پارلمان استان می باشد. این ارگان های اجرایی در مقابل پارلمان پاسخگو و موظف هستند سالانه گزارش کاری وچگونگی استفاده از بودجه مربوطه را به پارلمان بدهند. این گزارش قبل از تحویل به پارلمان توسط ارگان بازرسی پارلمان مورد بررسی قرار می گیرد سپس این گزارش قابل دسترس مردم و دستگاه های ارتباط جمعی خواهد بود. ارگان بازرسی پارلمان متشکل از نمایندگان مردم که خود منتخب پارلمان هستند.
وظایف دولت استان، بالاترین ارگان اجرایی استان دولت استان است. اعضاء دولت استانمتشکل از نمایندگان مردم و منتخب پارلمان استان می باشند دولت استان پیشنهادات مختلف ارگان های رهبری – سیاسی ادارت تحت مسئولیت پارلمان استان را از جمله بودجه پیشنهادی آنها را مورد بررسی قرار داده بهمراه دیگر پیشنهاد های خود بصورت لایحه پیشنهادی به پارلمان استان می برد.

ساختار تشکیلات استان

 
وظایف پارلمان شهر بالاترین ارگان تصمیم گیرنده در مورد مسائل خدماتی شهروندان، پارلمان شهر است.
پارلمان شهر مسئولیت پیشبرد برنامه های دولت مرکزی ونیز خدمات اجتماعی مورد نیاز شهروندان، از جمله اداره آموزش و پرورش، مهد کودک، امورات مربوط به سالمندان، امور بهزیستی، اداره کار شهری، اداره محیط زیست، اداره ساختمان سازی، پناهنده گیری، رشد و تقویت انجمن های مختلف مردمی را برعهده دارد. بودجه این خدمات بطور عمده از مالیات شهروندان تأمین می شود. تعین سطح مالیات شهری از اختیارات پارلمان شهر است.در راس هر یک از ارگان های تحت مسئولیت پارلمان شهر ارگان اجرایی رهبری- سیاسی قرار دارد. این ارگان متشکل از نمایندگان مردم و منتخب پارلمان  شهر می باشند. این ارگان های اجرایی در مقابل پارلمان شهر پاسخگو و موظف هستند سالانه گزارش کاری و چگونگی استفاده از بودجه مربوطه ونیز بودجه پیشنهادی خود را برای سال بعد به پارلمان. بدهند. این گزارش قبل از تحویل به پارلمان توسط ارگان بازرسی پارلمان شهر مورد بررسی قرار می گیرد سپس این گزارش قابل دسترس برای مردم و دستگاه های ارتباط جمعی خواهد بود. وظایف دولت شهر بالاترین ارگان اجرایی شهر دولت شهری است. اعضاء دولت شهری متشکل از نمایندگان مردم و منتخب پارلمان شهر می باشند. دولت شهر نقش هماهنگ کننده را بین ادارات تحت مسئولیت پارلمان شهر ایفا می کند. دولت شهر پیشنهادات مختلف ارگان های رهبری – سیاسی ادارات تحت مسئولیت پارلمان را و همچنین بودجه پیشنهادی آنها را مورد بررسی قرار داده بهمراه  پیشنهاد های خود بصورت لایحه پیشنهادی به پارلمان شهر برای رأی گیری می برد.

ساختار تشکیلات شهر

دمکراسی و پرنسیپ های آن

دمکراسی و پرنسیپ های آن

دمکراسی حکومت مردم برمردم است. مردم هر چند سال یکبار به احزابی که خواسته هایشان را نمایندگی می کنند رای می دهند و نمایندگان خودرا به مجلس می فرستند. نمایندگان مجلس موظف هستند قوانین را با در نظر گرفتن قوانین حقوق بشر تصویب نمایند.

 مردم ار طریق نمایندگان خود که بشیوه دمکراتیک انتخاب شده اند قدرت موجود در جامعه را کنترل می کنند. مجلس نمایندگان، دولت را تعیین می کند. دولت نمایندگی اکثریت مردم را دارد. در چنین جامعه ای دولت حافظ حق و حقوق شهروندان است.

 سیاست کلی مجلس بر اساس رأی اکثریت تعین میشود. اما این اکثریت بهیچ وجه حق ندارد حقوق اقلیت را که نظری ورای نظر اکثریت را دارد پایمال کند. اقلیت حق دارد نظرات خودرا مطرح و تبلیغ کند. از پرنسیپ های مهم دمکراسی تابع رأی اکثریت بودن شهروندان می باشد. هر شهروندی موظف است از رای اکثریت تابعیت کند ولو اینکه نتیجه رأی اکثریت با نظر فرد بکلی مغایرت داشته باشد. برای اینکه تصمیمی به رأی گیری برسد طبیعتاً باید در موردی سازش کرد.

‏‎یک جامعه زمانی دمکراتیک است که انتخابات دوره ای باشد. دستگاه قضایی کاملا آزاد و مستقل از حکومت باشد و دخالت دولت در امور قضایی غیر قانونی اعلام شود. در یک جامعه دمکراتیک رقابت در سطوح اقتصادی آزاد است زیرا که رقابت باعث شکوفایی اقتصاد جامعه میشود.

دمکراسی به معنای آزادی است. یعنی اینکه شهروندان می توانند نمایندگان خود را آزادانه انتخاب کنند و از طریق نمایندگان خود در تشکیل دولت نقش ایفا نمایند و اگر دولت بدر ستی وظیفه اش را در چارچوب قوانین وضع شده توسط مجلس، انجام ندهد مجلس می تواند دولت را منحل کند

اختیارات پلیس در جامعه دمکراتیک نسبت به جوامع غیر دمکراتیک محدود می باشد بدین معنا که پلیس بدون اجازه قاضی اجازه بازداشت کسی را ندارد.

دمکراسی دارای یک قانون پایه ای است وآن عبارت است از که فرد حق آزادی دارد ولی همزمان مسئولیت رعایت حق آزادی دیگران را بعهده دارد. اگر این قانونمندی بدرستی رعایت شود میتوان دمکراسی را پیاده کرد.

آزادی پهنه های وسیعی از زندگی یک انسان را در برمی گیرد وآن شامل آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی قلم، آزادی ایجاد تشکلات واحزاب، تبلغ نظرات شخصی، آزادی انتخاب دین و مذهب، آزادی پوشش، آزادی جهت دادن بزندگی خود وهمزمان امکان داشتن تاًثیر گذاری روی محیطی که فرد در آن زندگی می کند، می باشد. تمام این آزادی ها خود دارای قانونمندی های خاصی هستند که در پهنه های مختلف آزادی عمل می کنند. آزادی فرد تا حدی است که به آزادی اطرافیان صدمه ای وارد نیآورد. قانونمندی آزادی به کسی اجازه نمی دهد که به نام آزادی بیان و یا آزادی قلم به دیگری تهمت ویا به حریم شخصی کسی تجاوزشود. بنابراین دمکراسی بهمان اندازه که آزادی های فردی را تضمین می کند بهمان اندازه مسئولت پیش پای فرد می گذارد.

شکوفایی و رشد یک جامعه در گرو وجود دمکراسی در آن جامعه میباشد.

در یک جامعه دمکراتیک شهروندان حق نداشتن ویا انتخاب هر دینی را دارند. تمام ادیان در مقابل قانون برابر می باشند و هیچ دینی بر دیگری ارجحیت ندارد. آزادی اندیشه یکی دیگر از دستاورد های دمکراسی است. فرد می تواند هراندیشه ای را تا زمانی که نخواهد جامعه عمل به آن بپوشاند داشته باشد ولی بمحض اینکه بخواهد اندیشه اش را پیاده کند در مقابل جامعه مسئولیت دارد که اندیشه اش در جهت محدود کردن آزادی دیگر افراد جامعه نباشد. آزادی بیان نیز درهمین چارچوب عمل میکند. هر شهروندی حق انتقاد و مورد سئوال قرار دادن دستگاه حاکمه را دارد و مقامات وظیفه دارند جوابگو باشند و لی فرد همزمان در مقابل گفتارش مسئولیت دارد.

محکم شدن پایه های دمکراسی در گرو تشکل هر چه بیشتر مردم در اتحادیه ها، سازمان ها و احزاب مختلف می باشد.