زنانی که شکست را شکست دادند    قسمت نوزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت نوزدهم

 

زنانی که شکست را شکست دادند

قسمت نوزدهم

پروین غوغای ستارگان 

پروین نوری وند ، پروین زهرائی منفرد در سال ۱۳۱۷ در تهران زاده شد. کارمند بانک بازرگانی بود که با تشویق های همایون خرم پا به عرصه هنر گذاشت. وی از بهترین خوانندگان موسیقی ایرانی بود و با خواندن  حدود سیصد ترانه و آواز در دهه ۳۰ و۴۰ کارنامه درخشانی از بهترین آهنگ ها و ترانه ها را به یادگار گذاشت. غوغای ستارگان ، درد عشق ، انتظار، زمستان و پیک سحری.
یکی از ویژگی های کار هنری  پروین تنوع در آهنگ های او بود به طوری که هم با آهنگسازان موسیقی های سرگرم کننده مانند حسین صمدی سابقه همکاری داشت و هم با آهنگ سازانی چون مرتضی حنانه محجوبی و جواد لشگری. صدای بم

هم با ترانه های پاپ سازگار بود و هم بر ترانه های موسیقی کلاسیک ایرانی خوش می نشست .

پروین در برنامه گلها از جمله یک شاخه گل و گلهای رنگارنگ اجراهای خوبی دارد. صدای پرطنین و قدرتمند او خواننده ای همچون دلکش را تداعی میکرد. بانو پروین در طول فعالیت هنری خودش  همکاری مستمری با آهنگ سازانی همچون همایون خرم داشته است همایون خرم گفته میشود بیش از صدو بیست ترانه برای پروین ساخته است همچنین با جواد لشکری ، انوشیروان روحانی ، مرتضی محجوبی ، امین الله رشیدی و دیگران . ترانه سرایانی مثل کریم فکور ، پرویز وکیلی ، رحیم معینی کرمانشاهی با وی همکاری میکردند برایش ترانه می ساختند و نیز پرویز خطیبی ، هدایت الله نیرسینا ، ابوالفتح الفت ، تورج نگهبان ، بهادر یگانه ، مهدی سهیلی ، و دیگران . متاسفانه پروین در سال ۱۳۵۳ از کار خوانندگی کناره گیری کرد و دیگر هرگز نخواند. گفته میشود که ایشان در حال حاضر ساکن تهران هستند.

از جمله آثار زیبای پروین غوغای ستارگان ساخته همایون خرم است ، زده بر آتش دل دامن    ، زمستان که شعرش از مهدی اخوان ثالث بود با همسازی امین الله رشیدی ، یاد آن شب ، عشق بی پایان ، سکوت نیمه شب ، مستم کن خوابم،  من کجا او کجا،  فراموشم نکن ، چه شبی چه ماهی ، او رفت و شب شد ، مرا مگذار و مگذر ، همه گلی همه بهاری ، میدونم برمیگردی و بسیاری ترانه های دیگر.

هما ناطق

هما ناطق پنجم خرداد سال ۱۳۱۳بدنیا آمد و ۱۲دی سال ۹۴ درگذشت.او پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته تاریخ بود. ایشان با سابقه تدریس در دانشگاه تهران و دانشگاه سوربن تحقیقاتی در زمینه تاریخ مشروطیت و دوران قاجار انجام داده بود. هما ناطق اهل ارومیه بود پدربزرگش روحانی بود و نامش میرزا جواد ناطق. پدرش ناصح ناطق در اروپا درس خوانده بود و اهل ادبیات و شعر بود. مادرش نصرت رفیعی فرزند پنجم میرزا تقی خان امیرکبیر بود و در یک خانواده قاجاری بزرگ شده بود. هما خانم دبیرستان را در تهران به پایان رساند و پیش از آن یک سالی را راهی انگلستان شد. ترجمه داستان خانه ای در کوهستان اثر ارسکین کالدول  ارمغان همین سفر اوست. ایشان چند سال بعد از کودتای ۲۸مرداد ۳۲ و زمانی که توانست در امتحانات متفرقه پذیرفته شود، سال ۱۳۳۶برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. رساله پایان نامه اش درباره احوال و تفکرات سید جمال الدین اسدآبادی بود و چندی بعد همین رساله با پیشگفتار ماکسیم رودنسون تاریخدان فرانسوی منتشر شد.  نویسنده کتاب محمد .

در سال ۱۳۴۷ هما ناطق به ایران بازگشت و در کنار کار در موسسه تحقیقات اقتصادی  چهره استعمارزده و چهره استعمارگر اثر آلبر ممی را به فارسی ترجمه کرد. ایشان از سال ۴۸ تا ۵۹ در دانشکده تاریخ دانشگاه تهران درس می داد. سال ۵۹ به فرانسه برگشت و چندی بعد در موسسه پژوهش های ایرانی دانشگاه سوربن مشغول به کار شد. در پاریس با آقای ناصر پاکدامن ازدواج کرد که دو فرزند بنام های میشا و روشنک حاصل این ازدواج بود .

مجموعه مقالات تاریخی از ماست که برماست ، حافظ خنیاگری  می و شادی، کارنامه  و زمانه میرزا رضا کرمانی ، آخرین روزهای لطفعلی خان زند ، انتشار روزنامه میرزا ملکم خان از جمله یادگارهای هما ناطق است .

هما ناطق همراه با سیمین دانشور تنها زنانی هستند که ۱۱ آبان سال ۵۶ یک سال  پیش از انقلاب بزرگ ضد سلطنتی، بیانیه معروف به ۵۸ نفر را در آستانه سفر شاه به آمریکا امضا کردند.

در بیانیه  ۵۸ نفر که هما ناطق نیز امضا کرده است آمده بود”  نظامی که در ۲۴ سال اخیر که از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ گذشته است،  قدرت سیاسی و اقتصادی را در کشور ما اعمال میکند، با بحران آشکاری روبرو است. این بحران نتیجه ضروری سیاست و روش کشورداری هیات حاکمه ایران در این دوران ۲۴ ساله است. این دوران از زمانی آغاز شد که گروه های حاکم به یاری نیروهای جهان گستر توانایی  یافتند که مردم را از حضور و دخالت در زندگی عمومی وسیاسی محروم  سازند و حکومت متکی بر اراده مردم را از اعمال قدرت سیاسی باز دارند.  دستاورد این دوران ۲۴ ساله را نمیتوان و نمی بایست در مشکلات فنی و موضوعی کنونی  خلاصه کرد. این مشکلات خود چیزی جز بعضی مظاهر و نتایج مختوم  رویه های مستمر نظام سیاسی و اجتماعی کنونی نیست. در جهان امروز آن نظام سیاسی شایسته احترام است که جامعه را بر اساس رعایت  حقوق ذاتی و شئون و حیثیت افراد که اعلامیه حقوق بشر و میثاق های حقوق بشر مبین و مدافع آنها است اداره کند. دستاورد نظام حاکم بر ایران در ۲۴ سال گذشته ایجاد محیطی است که در آن شان و حیثیت انسانی افراد بطور مستمر پایمال می شود.  در جهان امروز آن ملت قرین  حیثیت و اعتبار سیاسی است که تعیین کننده سرنوشت خویش باشد. جلوگیری مداوم نظام حاکم از این حق مردم،  سلب حیثیت سیاسی از ملت ایران است.  در بیانیه معروف ۵۸ نفر که خانم هما ناطق نیز امضا کردند آمده جامعه ایران با بحران عمیقی روبروست. آنچه درواقع چنین وضع بحرانی را بوجود آورده از یکسو وابستگی حیات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور به منافع قدرتهای استعماری و از سوی دیگر فضای خفقان آور سیاسی و نفی آزادی های اجتماعی است.

هما ناطق با کتابهایش ، ترجمه هایش و درس ها و مقالاتش از چهره های مبارز روشنفکری در دهه پیش از انقلاب و از امضا کنندگان نخستین بیانیه کانون نویسندگان ایران در سال ۴۷ هم هستند.او  از نخستین کسانی است که در بهار ۵۶ برای احیای کانون تلاش نمود. هما خانم پزوهشگر بود و از آیینه ها غبار زدایی می کرد. به روش علمی و در کار پژوهش پایبند بود. در نظر ایشان تاریخ نگار تنها سخن از آنچه بود میراند و نه از آنچه می بایست بود . خانم ناطق با اندیشه هایی از پیش ساخته و تاریخ نویسی آرمانی و مسلکی به درستی  بیگانه بود و آنرا تیشه بر ریشه شک علمی و استقلال اندیشه میدانست. خانم هما ناطق پژوهشگرگرانقدر تاریخ معاصر ایران روز اول ژانویه ۲۰۱۶ در آرو در روستایی در ۱۵۰ کیلومتری جنوب غربی پاریس درگذشت (۱۲ دی سال ۱۳۹۴) .

شهپر امیرابراهیمی 

شهپر امیرابراهیمی در سال ۱۳۱۸ در بندرانزلی بدنیا آمد و زمستان ۱۳۸۶ در مالمو سوئد درگذشت. خواننده قدیمی و مردمی رادیو ایران و بازیگر پرطرفدار تئاترهای خیابان لاله زار و سینمای ایران در دهه ۴۰ خورشیدی.  شهپر در طول سالهای فعالیت خود در سینمای ایران در کنار بازیگران معروف وقت سینمای کشور از جمله بهروزوثوقی ، پوری بنائی ، گوگوش، آذر شیوا، بهمن مفید ، پرویز صیاد ، تقی ظهوری ، علی میری ، عارف ، فروزان ، فریبا خاتمی ، ایرج قادری ، منوچهر وثوق و مستانه جزایری ایفای نقش کرد .

شهپر همراه با مهوش و آفت درسالهای دهه ۴۰ خورشیدی یکی از سه خواننده عامه پسند پرطرفدار ایران بشمار می آمد. از شهپر ترانه های بسیاری به جا مانده که از جمله معروفترینشان که حتی پس از گذشت چهل سال هنوز بین مردم زمزمه می شوند اینها هستند : عمو سبزی فروش، من شهپرم ، دروازه بان بی عرضه ، لج کردی لج ، حمومی

شهپر هم در فیلم هایی بازیگری کرده و هم خوانندگی کرده است.  در جاهل محل ، پرتگاه مخوف  بازیگر بود و در پیشکسوت ، پری خوشگله ،دختران با معرفت ، جنوبی و از این قبیل خواننده است.

مهناز افخمی

مهناز افخمی با نام اصلی مهناز ابراهیمی ۱۳۱۹ در کرمان بدنیا آمد. ایشان دومین زن در ایران است که پس از خانم فرخ رو پارسا به مقام وزارت رسید .در سال ۱۳۵۵ وزیر مشاور در امور زنان بود. از ۱۳۴۷ تا ۴۹ رئیس گروه آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه ملی ایران بود و از سال ۴۹ تا ۵۷ دبیرکل سازمان زنان ایران . از سال ۵۵ تا ۵۷ وزیر مشاور در امور زنان شد . مهناز افخمی مولف کتابها و مقالات متعددی در زمینه حقوق زنان است. از جمله بسوی یک جامعه مداراگر ، زنان در تعبید ، ایمان و آزادی ، حقوق زن در ایران ، زنان مسلمان و مشارکت در عرصه های سیاسی ، آموزش حقوق زنان در جهان اسلامی .

پس از انقلاب خانم مهناز افخمی از ایران رفت. وی پس از خروج از کشور به همکاری با بنیاد مطالعات ایران پرداخت .

شهربانو منصوریان 

شهربانو منصوریان زاده  ۸بهمن ۱۳۶۴ در سمیرم اصفهان، ووشوکار بنام ایران است. ووشوکار یعنی کسی که در هنر رزمی  مهارت دارد. ووشو یکی از گسترده ترین رشته های رزمی است. شهربانو منصوریان همچنین خواهر الهه و سهیلا منصوریان دیگر ووشو کاران بنام ایران است. از افتخارات شهربانو منصوریان می توان به کسب پنج مدال طلا در مسابقات ووشوی قهرمانی جهان در سال ۲۰۱۹ اشاره کرد. در مسابقات مزبور شهربانو منصوریان وزن هفتاد کیلوگرم ساندای زنان را برابر کریستنیا نورازووا  از  روسیه در دو راند متوالی با اقتدار برد و فینالیست شد. شهربانو در دیدار پایانی برابر کریستینا اولیویرا از برزیل قرار گرفت و در همان راند نخست اختلاف را به ۱۲ امتیاز رساند و قهرمان شد .

نسرین ستوده 

نسرین ستوده لنگرودی زاده سال ۱۳۴۲ حقوقدان ، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر است. نسرین عضو کانون مدافعان حقوق بشر ، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و انجمن حمایت از حقوق کودکان بوده وکالت پرونده های بسیاری از فعالان حقوق بشر را هم برعهده داشت. خانم ستوده از سیزده شهریور سال ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور سال ۹۲ به اتهام  اقدام علیه امنیت ملی در زندان اوین بسر برد . پس از آزادی بنابر دستور دادگاه انتظامی وکلا مجوز وکالت ایشان از تاریخ مهر ۹۳ بمدت سه سال باطل شد. ایشان پیش از بازگشت بارها به خاطر فعالیتهای حقوقی مورد تحقیر قرار گرفته بود. گروههای فشار از وی خواسته بودند که از وکالت خانم شیرین عبادی دست بردارد.

۲۳خرداد سال ۹۷ نسرین ستوده را بار دیگر دستگیر کردند. دلیل این بازداشت شکایت دادستان  کاشان از ایشان اعلام شد. گویا خانم ستوده جلوتر توسط دادستان کاشان احضار شده بود اما از مراجعه به دادسرای کاشان خودداری می کند تا در نهایت قرار بازداشت وی صادر می شود. دلیل شکایت دادستان کاشان معلوم نیست اما این شکایت چندی بعد از انجام چند مصاحبه توسط خانم ستوده در دفاع از یکی از موکلانش بود که پیشتر در کاشان بازداشت شده بود. یکی از وکلای وی خبر از صدور کیفرخواست داده بود. حکم وی در مجموع ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای دو تا پرونده ابلاغ شد. خیلی ها اعتراض کردند و مقاومت و ایستادگی ایشان را ستودند. شورای انجمن های حقوقی و وکالت اروپا، پارلمان اروپا ، کمیته بین المللی حقوق بشر ایتالیا ، همچنین انجمن امریکائی قلم جوایزی را به خانم ستوده اختصاص دادند .

دستگیری امثال خانم ستوده و نرگس محمدی نشان بارزی از ویران شدن عدالتخانه در ایران است .

 

 

زنانی که شکست را شکست دادند    قسمت نوزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت هجدهم  

زنانی که شکست را شکست دادند

قسمت هجدهم

نیلوفر بیضایی نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر

نیلوفر بیضایی متولد ۲۵ دی ماه ۱۳۴۵ است. نیلوفر خانم نخستین فرزند بهرام بیضائی است. ایشان پس از پایان تحصیل در رشته های ادبیات آلمانی و تئاتر و سینما و تلویزیون و همچنین تعلیم و تربیت از دانشگاه فرانکفورت در سال ۱۹۹۴ گروه تئاتر دریچه را پایه گذاری کرد و به نمایشنامه نویسی و کارگردانی تئاتر پرداخت. آثار نمایشی ایشان حاوی موضوعاتی چون زن و زنانگی محصور شده ، فردیت گمشده در جامعه توده وار، هویت جویی و بیگانگی و تبعید  با نگاه یک منتقد اجتماعی است.

نیلوفر بیضایی همچنین در فرم اجرائی دست به تجربه هایی زده که در نوع خودش در عرصه تئاتر ایرانی جدید بودند. او معتقد است برای بیان آنچه در جامعه تابو بوده و یا درباره اش به صدای بلند حرف نزده شده باید از فرم هایی استفاده کرد که تنها بر متن استوار نباشند، بلکه قابلیت های تصویری و بصیری هم داشته باشند و از آن طریق ناگفته های لابلای سطور به نمایش درآیند. او از شیوه های کلاسیک نمایشی فاصله گرفته و با استفاده از کلاژها و طرح های صحنه ای تماشاگر به مشارکت در واقعه نمایشی از طریق فعال ساختن قدرت تخیل و با استفاده از تجارب شخصی خودش برای تکمیل داستان فرا می خواند .

نیلوفر بیضائی همچنین در چند نمایش خودش شیوه های گوناگون نگارشی واجرایی تئاتری مستند را تجربه کرده است. ایشان اگرچه تحصیلات خود را در آلمان به اتمام رسانده ولی شیفته زبان و ادبیات فارسی است. شیفته به صحنه آوردن نمایش هایی به زبان مادری ولی با فرمی مدرن و جدید.

یکی از ویژگیهای نمایش ایشان استفاده از موسیقی ، فیلم ، عکس ، اسلاید ، آواز زنده در تئاتر است که البته فقط برای پر کردن فضاها بکار نمی روند بلکه هر یک دارای وزنه و کاراکتر خاص خودش هستند و در عین حال به گسترده کردن امکان دیدن و حس کردن و تجربه کردن واقعه نمایشی یاری میرسانند .

نمایشنامه های نیلوفر بیضائی از ۱۹۹۵ در بسیاری از شهرهای آلمان و اروپا به صحنه رفته و سال ۲۰۰۸ برای نخستین بار نمایش بوف کور او در خارج از اروپا در کانادا هم  به روی صحنه رفت.

بوف کور اثر صادق هدایت که نیلوفر آن را برای صحنه تنظیم و کارگردانی کرده بود پیشتر در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در اروپا هم اجرا شده بود.  ایشان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ دو نمایش بنامهای بیگانه چون من و تو، و آوای سکوت را به زبان آلمانی و با بازیگرانی از ملیت های مختلف به صحنه برد که  هردو با استقبال و نقدهای خوب رسانه های آلمانی روبرو شدند. نمایش دیگر او یک پرونده و دو قتل ، که نمایشی مستند درباره قتل های زنجیره ای بخصوص قتل پروانه فروهر و داریوش فروهر است در سال  ۲۰۱۰ علاوه بر اروپا در ونکوور کانادا هم اجرا شد .

یکی از آثار نمایشی پروانه بیضائی به زندگی و افکار طاهره قره العین و فروغ فرخزاد می پردازد. جدیدترین اثر نمایشی ایشان در این مکان در این زمان نام دارد که نویسنده متن آن خانم مهشید امیرشاهی است .

جدا از کار تئاتر ، نیلوفر مقالاتی در حوزه مسائل زنان و همچنین در مورد برشت هانریک هینن ، میرزا فتحعلی آخوندزاده ، صادق هدایت ، فروغ فرخزاد ، نادر نادرپور و غلامحسین ساعدی نوشته است .

اشرف الملوک فخرالدوله 

اشرف الملوک فخرالدوله سال ۱۲۶۱ خورشیدی به دنیا آمد و زمستان ۱۳۳۴ درگذشت. او دختر مظفرالدین شاه مادر دکتر علی امینی و دخترخاله دکتر مصدق بود . اشرف الملوک فخرالدوله واسط بین رضا شاه و خاندان قاجار بود. ایشان با آرام نگه داشتن ایل قاجار تلاش کرد تا از وقوع خونریزیها جلوگیری کند و جلوگیری نمود .

خانم فخرالدوله بنیانگذار نخستین موسسه تاکسیرانی در تهران هم بود. او قصد تاسیس یک موسسه بورس ملی را هم در ایران داشت که به علت فراهم نبودن شرایط موفق نشد. در سال ۱۳۲۸ ساخت مسجد فخرالدوله به  همت او در نزدیکی خانه اش به پایان رسید .

فخرالدوله مورد تحسین رجال سیاسی زمان خود بود. مشهور است که رضا شاه درباره ایشان گفته است قاجاریه یک مرد ونیم داشت. مردش فخرالدوله اشرف الملوک و نیم مردش آقامحمد خان بود.

 

معصومه عزیزی بروجردی  “مهوش “

معصومه عزیزی بروجردی زمستان ۱۲۹۹ در تهران بدنیا آمد و زمستان ۱۳۳۹ درگذشت. او یکی از خوانندگان زن ایرانی در سبک موسیقی  کوچه بازاری  دردهه ۱۳۳۰ خورشیدی بود. مهوش از خوانندگان لاله زاری بشمار می آمد و از چهره های محبوب کاباره های تهران بود. وی در آغاز در محافل و مجالس خصوصی و عروسی ها برنامه داشت ولی بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ در نخستین کاباره مدرن تهران یعنی کافه جمشید دعوت به کار شد و به روی صحنه رفت و به موازات آن در باغ کاباره بهشت تهران فعالیت کرد . خوانندگی مهوش شمار زیادی از مردم عادی و افراد معروف به داش مشدی یا جاهل ها را بخود جذب می کرد.

مهوش در چند فیلم سینمائی هم شرکت داشت علاوه بر رقاصی و خوانندگی بازیگری هم کرد.  کارگردانان سینمای آن روز ایران برای تضمین موفقیت فیلم های خودشان حتما تلاش می کردند صحنه ای از رقص یا آواز مهوش را در فیلم خودشان بگنجانند . بسیاری از ترانه های مهوش تا مدتها سر زبان مردم ایران بود. مثل ترانه های:  مادر شوهر دشمنته، این دست کجه کی میگه کجه ، وقتی از هند آمدم این قده بودم و اینقده شدم و  ترانه غلطه آی غلطه غلط غلوطه غلطه . مهوش در بروجرد به دنیا آمد و کودکی اش را در همین شهر گذراند، اما در نوجوانی به همراه خانواده به تهران رفت. او درتهران به یکی بنگاه های موسیقی شاد و محفلی پیوست که به اجرای موسیقی زنده در مجالس عروسی و کافه ها می پرداخت. وی در شب ۲۶ دی ماه ۱۳۳۹ در حال رانندگی یک اتومبیل فولکس واگن در خیابان شاه تهران بود که در تصادف با یک تاکسی کشته شد و این خبر رکورد جدیدی از فروش روزنامه ها در ایران تا آن زمان را برجای گذاشت. در مراسم تشییع جنازه مهوش جمعیت عظیم و قابل توجهی از مردم شرکت داشتند. او را در گورستان ابن بابویه در شهرری بخاک سپردند.

پس از درگذشت او معلوم شد که مهوش بخش اعظم درآمد خودش را به امور خیریه اختصاص داده بود. می گویند با اینکه مهوش خیلی سرو صدا داشت و ظاهرا نشان می داد که عیاش است و عیاشی میکند و با وجود همه افرادی که برایش کف می زدند و دف می زدند، تنها بود. چهره غم زده اش هم گاه  همین را حکایت می کرد. او هم به شیوه خاص خودش با سختی ها مبارزه میکرد و می کوشید شکست های زندگی اش را شکست دهد .

 

سیمین دانشور

سیمین دانشور نویسنده و مترجم ۸ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ در شیراز بدنیا آمد و ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ در تهران درگذشت.  وی نخستین زن ایرانی بود که بصورت حرفه ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر ایشان رمان سووشون است. سووشون یعنی سوگ سیاوش .

سووشون که نثری ساده دارد به هفده زبان ترجمه شده است و از پرفروش ترین آثار ادبیات داستانی  در ایران بشمار میرود. سیمین دانشور همراه همسرش جلال آل احمد عضو کانون نویسندگان ایران بود. سیمین فرزند محمدعلی دانشور پزشک و قمرالسلطنه حکمت نقاش بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه انگلیسی مهرآیین گذارند و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت.

ایشان در۱۳۲۰ خورشیدی آغاز به مقاله نویسی برای رادیو تهران و روزنامه ایران کرد. از نام مستعار شیرازه بی نام، استفاده میکرد. در سال ۱۳۲۷ مجموعه داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که نخستین مجموعه داستانی است که به قلم یک زن ایرانی چاپ شده است.

تشویق کننده و راهنمای سیمین دانشور در داستان نویسی دکتر فاطمه سیاح  و صادق هدایت بودند. در همین ایام او با جلال آل احمد آشنا میشود و دو سال بعد با هم ازدواج میکنند .

سیمین دانشور در سال ۱۳۲۸ با مدرک دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. عنوان رساله وی علم الجمال زیبائی شناسی و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم بود.

سیمین دانشور در شهریور ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی از موسسه فولبرایت به دانشگاه استنفورد آمریکا رفت و در آنجا یک سال در رشته زیبایی شناسی تحصیل کرد. وی دراین دانشگاه داستان نویسی و نمایشنامه نویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد. پس از برگشت به ایران ،  در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا اینکه در سال ۱۳۳۸استاد دانشگاه تهران در رشته باستان شناسی و تاریخ هنر شد .

اندکی پیش از مرگ همسرش در سال ۱۳۴۸رمان سووشون را که درباره رخدادهای زمان رضا شاه است منتشر کرد. سیمین دانشور در سال ۱۳۵۸از دانشگاه بازنشسته شد.

از وی همیشه به عنوان یک انسان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایرانی نام میبرند. سیمین دانشور ۱۸اسفند ۱۳۹۰در نود سالگی در خانه اش در تهران به میهمانی خاک رفت . آتش خاموش ، شهری چون بهشت،  به کی سلام کنم،  از پرنده های مهاجر بپرس ، از جمله داستانهای اوست .

او آثار غیر داستانی هم دارد مثل غروب جلال ، شاهکارهای فرش ایران ، راهنمای صنایع ایران ، و…

رمانهای دیگری هم بجز سووشون نوشتند: جزیره سرگردانی ، ساربان سرگردان ، کوه سرگردان ، کتب زیادی هم ترجمه کردند: سرباز شکلاتی از برنارد شاو، دشمنان از چخوف ، بنال وطن از آلن پیتون ، باغ آلبالو از چخوف ، کمدی انسانی از ویلیام سارویان و از این قبیل.

 

 

 

پری زنگنه 

پریرخ شاه یلانی ” پری زنگنه ” خواننده ایرانی در سبک اپرا است. او متولد ۱۳۱۸از پدری کاشانی و مادری گیلانی است. از جمله فعالیتهای ایشان می توان به کار بر روی موسیقی محلی و فولکلوریک میهن مان اشاره نمود .

پری زنگنه از هنرستان عالی موسیقی “کنسرواتوار عالی موسیقی تهران “در رشته اپرا فارغ التحصیل شدند. ایشان تحصیلات مقدماتی خودشان را در تهران گذراند و نخستین درس های آواز را نزد استاد نصرالله زرین پنجه فرا گرفت.  سپس به هنرستان عالی موسیقی رفت.

در سال ۱۳۵۰ در یک حادثه رانندگی  بینائی خود را از دست داد اما نگذاشت سختی او را از پای درآورد. پس از وقفه ای کوتاه به فعالیتهای خود ادامه داد. صدایش در محافل هنری مهم جهان ازجمله در ژاپن ، آلمان ، فرانسه ، آمریکا پخش شده است .

از آلبوم های موسیقی خانم زنگنه میتوان اینها را برشمرد: شکار آهو ، رشید خان ، اسمر، مستم مستم ، بارون بارونه ، بلال ، ای لیلی ، کورشیم ، گل گندم ، گل غصه ها ، گل افشان ، گنجشکک اشی مشی.

پری زنگنه به منظور آشنائی با موسیقی محلی ایران به سرتاسر کشور سفر کرده است. از اجراهای معروف ایشان سولیست بودن تک خوانی ، سولیست بودن در سمفونی شماره نه بتهوون است که در فلوریدا اجرا شد . بازسازی علمی ترانه های بومی و محلی ایران و اجرای آن به سبک کلاسیک از کارهای شاخص این هنرمند ارجمند است. خانم زنگنه برای کودکان چندین کتاب تالیف کرده و مقالات و ترانه های متعددی منتشر نموده است.

فرهنگ جامع آوای نامه ها از ایران زمین، که مهمترین نام نامه به زبان فارسی  بشمارمیرود، و تدوین آن حدود پنج سال طول کشید از اوست.

آواز پری ها، دنیای بزرگ کودکی ،سرگذشت آواز من ، دهکده  گل آباد ، شاپرک قصه من ، بر بال بادبادکها ، آن سوی تاریکی ، هفت قصه از پری قصه ها ، هنر تزیین گل این ها هم از جمله نوشته های خانم زنگنه هستند.

ایشان هم اکنون در حال نوشتن کتابی با عنوان شما هم با من آواز بخوانید، هستند . از فعالیتهای وسیع اجتماعی خانم زنگنه در جهت بهبود وضعیت نابینایان میتوان برگزاری کنسرت به نفع سازمان های فرهنگی نابینایان در سراسر ایران و جهان اشاره کرد .

 

شیرین عبادی 

شیرین عبادی متولد ۳۰خرداد ۱۳۲۶در همدان، نخستین قاضی زن در ایران و تنها ایرانی است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده است. ایشان در ۱۳۴۴خورشیدی در مقطع کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران آغاز به تحصیل کرد. در سال ۱۳۴۸در آزمون قضاوت وزارت دادگستری قبول شد و فعالیتش را به عنوان قاضی در تهران آغاز نمود. همزمان تحصیلات خود را ادامه داده و در سال ۱۳۵۰خورشیدی فوق لیسانس حقوق خصوصی را از دانشگاه تهران کسب کرد .

شیرین خانم دفاع بسیاری از پرونده های مخالفان سیاسی و چهره های سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی را در ایران برعهده داشته است. از جمله آنها : وکالت خانواده داریوش و پروانه فروهر که در جریان قتل های زنجیره ای با چاقو به طرز فجیعی به قتل رسیدند و عزت الله ابراهیم نژاد که در حمله به کوی دانشگاه جان باخت .شیرین عبادی همچنین وکالت حبیب الله پیمان و فرج سرکوهی را در کارنامهٔ خود دارد .

ایشان در سال ۱۳۸۱خورشیدی در تدوین پیش نویس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که بعدا به تصویب مجلس رسید، همکاری داشت .

کمیته جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳میلادی اعلام کرد که جایزه خود را به دلیل تلاش خانم عبادی برای ترویج مردم سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران بویژه در مورد حقوق زنان و کودکان به او  اهدا میکند.

در سال ۲۰۰۴میلادی مجله فوربز ایشان را یکی از صد زن قدرتمند جهان دانست .

شیرین عبادی در سال ۱۳۸۵یکی از حامیان اولیه و مشاورین کمپین بدون امضا علیه حجاب اجباری در ایران بود. ایشان از خرداد سال ۸۸ خورشیدی خارج از ایران زندگی میکنند .

 

نگار حاج سید جوادی

نگار حاج سید جوادی دختر زنده یاد علی اصغر حاج سید جوادی و کیان کاتوزیان است. علی اصغر حاج سیدجوادی از روزنامه نگاران و مبارزان شریف میهن مان و کیان کاتوزیان نویسنده دو کتاب از سپیده تا شام ، از کجا تا ناکجا . متولد ۱۳۵۲

نگار  سید جوادی در ابتدای سال ۶۱ وقتی ۱۲ سال داشت به همراه مادر و خواهرش پس از یک سفر سه هفته ای و عبور از کوه های پر از برف ترکیه به پدرش در فرانسه پیوست. در پاریس تحصیلات خود را ادامه داد و پس از دیپلم به مدرسه انسنس در بروکسل که مدرسه سینما به زبان فرانسه است رفت. در آن مدرسه در رشته مونتاژ و تصویر فارغ التحصیل شد. نگار بعدها با کارگردانان معتبری مثل مارتین دوگوسون ، زابو برایتمن ، تونی مارشال و دیگران همکاری کرد . دو نمایشنامه نوشت که روی صحنه به اجرا درآمد و همچنین چهار فیلم کوتاه و دو مستند ساخت و دامنه فیلمنامه نویسی خود را گسترش داد .

ایشان رمانی دارند به نام  از شرق بریده ، در این اثر روزگار سپری شده را به صورت رمان و به شیوه به قول فرانسوی ها ساگا فامیلیال بازگو کرده است. رمانی بلند با تلفیق تاریخ و تخیل که زندگی چند نسل از یک خانواده را به تصویر کشیده است.

نگار حاج سیدجوادی که معتقد است انقلاب ایران در واقع از مشروطه آغاز شده و در حقیقت پایان یک دوره صد ساله است سعی کرده این دوره را در قالب داستان بازگو کند. او گفته است من رمان نویسم نه تاریخ دان ، و از تاریخ آن چیزی را می نویسم که استنباط میکنم .

نگار حاج سید جوادی در رمان از شرق بریده از زبان یک راوی بنام کمیما تاریخ دو قرن گذشته ایران را در قالب چند نسل از یک خانواده به رشته تحریر درآورده است . داستانی که در زمان قاجار آغاز میشود و تا امروز با داستانهای مهاجرت یا بهتر بگویم تبعید ادامه پیدا میکند .

نگار حاج سیدجوادی تلاش داشته تحولات زن ایرانی را از زمانی که در حرمسرا زایمان میکرد تا زمانیکه به شخصیتی مستقل ، مدرن و آزاد در جامعه تبدیل شد به تصویر کشد . در رمان از شرق بازگشته نام های آشنای دنیای موسیقی زیاد دیده میشود اسم هایی مثل کیور ، سوسی ، پتی اسمیر و دیگران .

خودش گفته زمانی عاشق موسیقی راک دهه ۸۰ بودم موسیقی که از آن بوی اعتصاب و جنبش های کارگری می آمد. چیزهای زیادی هم از موسیقی پانکو و پست پانک گرفتم. جان لایدن ، آریاب ، یان کریتیس ، مارتینو گر  و دیگران . کسانی که موسیقی شان حفره های احساسی و فکری مرا پر کردند.

او در این رمان در پی آن بوده که ببیند وقتی یک ایرانی در کل یک شرقی در کشور خود و اساسا  در شرق زندگی نمیکند ایرانی بودنش یا شرقی بودنش به چه معناست. رمان از شرق بریده تاکنون به بیش از ده زبان ترجمه شده و چندین و چند جایزه برده است. 

نگار حاج سید جوادی اکنون به عنوان مستند ساز و فیلمنامه نویس در فرانسه مشغول بکار است. فیلم بعد از باران عاشقان او جایزه بهترین فیلمنامه اول را در مرکز ملی سینما کسب کرده است .

نگار حاج سید جوادی معتقد است برای بسیاری از خارجیان، ایران قرن بیستم دوران بشدت ناشناخته ای است. هیچ ناظر غربی ،هیچ یک از صاحب نظرانی که مدعی بودند کارشناس  خاورنزدیک و خاورمیانه هستند، تلاش نکردند به این انقلاب مثل یک جنبش اعتراضی روشنفکران نگاه کنند .

 

زنانی که شکست را شکست دادند    قسمت نوزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت هفدهم

زنانی که شکست را شکست دادند

قسمت هفدهم

فریده لاشایی

فریده لاشایی زندانی سیاسی زمان شاه و نقاش نوگرای ایرانی گرچه به میهمانی خاک رفته است اما با آثار، دغدغه ها و پرده های انتزاعی معاصرش همیشه حضور دارد. وی نویسنده و مترجم هم بود  و مهمترین کتابش شال بامو، نام دارد. عنوان کتاب به معنی شغال آمد از یک ترانه محلی گیلکی گرفته شده است. او در این رمان به روایت چهار نسل می پردازد و تلاشها و دغدغه های زن ایرانی را نشان می دهد.

فریده لاشایی خنده فراموش شده ، نجواهای شبانه و گلهای هیروشیما را به فارسی ترجمه کرده است. او شعر هم می گفت و داستانی با عنوان دیداری با گویا نوشته است.

فریده لاشایی در یک یادداشت ضمن اشاره به سهراب سپهری و سیب اش نوشته ” دوره ما دوره به تنگ آمدن مردم در سراسر جهان بود. چند تا ویتنامی خودشان را آتش زدند، راست نشستند و سوختند و هیچکس نگفت آخ ، هیچکس  نگفت آخ که هیچ ، بمب های بیشتری هم بر سرشان ریختند وتازه همه مالایی ها را هم قتل عام کردند. اواسط جنگ ویتنام بود و من هم مثل خیلی های دیگر با هرچیزی دلم زیر و رو میشد .

فریده لاشایی در سال ۱۳۲۳ در شهر رشت بدنیا آمد و پس از تحصیلات دبیرستانی به آلمان سفر کرد و پس از گذراندن مدرسه مترجمی در مونیخ به تحصیل در رشته هنرهای تزیینی پرداخت. پس از اتمام این دوره بمدت دو سال در یک کارخانه به شیشه گری و طراحی کریستال مشغول بود. برخی از طرح هایش روی گلدان های چینی پیاده شده است .

نقاشی های فریده لاشایی را میتوان نمونه ای از حضور هنر گذشته در هنر معاصر بشمار آورد. اگرچه حضور سنت نقاشی خاور دور در آثار این هنرمند والا حس شدنی است، با این همه نگاه او به طبیعت نگاهی نو و امروزی است. سازه نقاشی های فریده لاشایی زمین و درخت و گل و گیاه  و در یک کلام عناصر طبیعت است. فریده لاشایی بی تردید از تاثیرگذارترین هنرمندان روزگار ما بود و از آنجا که حوزه کاری او تنها به نقاشی محدود میشد توجه به او و آثارش کاری ضروری برای هنر معاصر ماست.

 

سیمین شفیقی 

سیمین شفیقی متولد سال ۱۳۲۲ خورشیدی  در تهران ، کاپیتان ملی بسکتبال زنان بود. وی که فارغ التحصیل رشته علوم اجتماعی از دانشگاه ملی بود، در تیم های بسکتبال چند باشگاه عضویت داشت. وی در سال ۱۳۴۹قهرمان همه باشگاه های تهران شد و در آذر ۱۳۴۴ در اولین مسابقه تاریخ تیم ملی ایران که در مقابل تیم ملی ترکیه برگزار شد، شرکت کرد . سیمین شفیقی در ورزش دو میدانی نیز فعالیت داشت و در نخستین مسابقات دو میدانی قهرمان همه دانشگاه ها و مدارس عالی ایران و دررشته های پرتاب وزنه ، دو امدادی به همراه تیم دانشسرای عالی اول شد. او در رشته های پرتاب دیسک و پرش ارتفاع نیز امتیاز آورد .

او در سال ۱۳۵۱ بهمراه ژانت کهن صدق، قهرمان کلیمی دو صد متر ایران، در تصادف اتومبیل جاده پارک وی نزدیکی پل ونک کشته شد.

پروین اعتصامی، رخشنده اعتصامی 

پروین اعتصامی زاده اسفند ۱۲۸۵در تبریز، ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران درگذشت. او مشهورترین شاعر زن ایران است. پروین از کودکی فارسی و انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان ایام زیر نظر پدر و استادانی چون علی اکبر دهخدا و ملک الشعرای بهار سرودن شعر را آغاز کرد.  پدر وی یوسف اعتصامی از شاعران و مترجمان عصر خود بود که در شکل گیری زندگی هنری پروین و کشف استعداد ها و ذوق و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. پروین در ۲۸ سالگی ازدواج کرد اما به دلیل اختلاف فکری با همسرش که از خویشاوندان او بود پس از چندی از هم جدا شدند.  وی بعد از جدایی برای مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران به شغل کتابداری مشغول بود. وی بر اثر بیماری حصبه در ۳۵ سالگی درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در آرامگاه خانوادگی شان در قم به خاک سپرده شد.

تنها اثر چاپ منتشرشده از پروین اعتصامی دیوان اشعار اوست که دارای ششصد و شش شعر شامل سروده هایی در قالب مثنوی ، قطعه و قصیده است . پروین بیشتر به دلیل بکار بردن سبک شعری مناظره در سروده هایش معروف است.  مضامین و معنای اشعار او حاکی از ذوق فراوانش به آموختن، مخالفت با ستمگران و همدردی با محرومان است. در دیوانش بیش از هفتاد نمونه مناظره آمده که وی را از این لحاظ میان همه شاعران پارسی زبان برجسته کرده است. این مناظره ها نه تنها میان انسان ها و جانوران و گیاهان بلکه میان اشیا هم هست. مثل سوزن و نخ ، همچنین نخود و لوبیا ، سیر و پیاز و از این قبیل .

پروین در بیان مقاصد خودش از تخیل و تمثیل با شیوه کم نظیری استفاده کرده است. برخی از زیباترین شعرهای او مربوط به دوران نوجوانی است. بین ۱۱تا ۱۴سالگی.

برای نمونه یوسف اعتصامی شعر قطرات سه گانه تریللو شاعر و داستان نویس ایتالیایی را خودش ترجمه کرد و بعد به پروین داد تا با الهام از آن شعر بسازد . شعرهای گوهر و اشک و دو قطره خون را پروین در همین  رابطه سروده است.  از معروف ترین اشعاری که پروین اعتصامی در این سنین سروده می توان به شعرهای گوهر و سنگ ، اشک یتیم ، ای مرغک ، صاعقه ما ستم اغنیاست  و از این قبیل اشاره کرد.

پروین اعتصامی در طول عمر خود درباره ارتقاء رتبه و مقام زن کوشید. شعری هم دارد بنام زن در ایران، در این شعر به تیره روزی زنان و وضعیت بد آنان در جامعه مانند منع آنان از سوادآموزی پرداخته است. او همچنین زن را اسیر نادانی و پریشانی اوضاع جامعه می داند.

در خرداد سال ۱۳۰۳ جشن فارغ التحصیلی پروین درمدرسه برپا شد. او در آن جشن در باره بی سوادی و بی خبری زنان  حرف زد و در قسمت هایی از سخنانش که به اعلامیه زن در تاریخ مشهور شده گفت: داروی بیماری مزمن شرق منحصر به تربیت و تعلیم است. تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد هردو باشد. ایرانی باید ضعف  و ملالت را از خود دور کرده تند و چالاک از این پرتگاه ها عبور کند. امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین، روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان اصلاحات مهمه در کشور ما فراهم گردد.  در این صورت و فقط در این صورت بنای تربیت حقیقی استوار خواهد شد و فرشته اقبال درمملک سیروس و داریوش بال گشایی خواهد کرد .

پروین اعتصامی پیشنهاد رضا شاه را برای تدریس ملکه و ولیعهد نپذیرفت. از او نقل شده که اعتقاداتش  در مورد ایستادگی در برابر استبداد به او اجازه نمی داد در چنین مکان های حاضر شود. وی پس از رد کردن مدال لیاقت، شعری سرود با عنوان صاعقه ما ستم اغنیاست .

 

برزگری پند به فرزند داد                    کای پسر، این پیشه پس از من توراست

مدت ما جمله به محنت گذشت               نوبت خون خوردن و رنج شماست

کشت کن آنجا که نسیم و نمی است         خرمی مزرعه ، ز آب و هواست

صاعقه ما ستم اغنیاست

 

ملوک آغوز ” آفت ” 

ملوک آغوز شناخته شده به آفت خواننده ایرانی در سبک کوچه بازاری بود که کار خوانندگی را در کافه های لاله زار شروع کرد. سال ۱۳۱۳ بدنیا آمد و ۱۲ دی ۱۳۸۶ درگذشت. آفت در طول دهه ۱۳۴۰ خورشیدی همراه با مهوش و شهپر، یکی از سه خواننده عامه پسند و پرطرفدار ایران بود. او را رقیب مهوش خواننده مردمی کافه های تهران می دانستند. اما لقب بلبل شرق در تئاترها و کافه کاباره ها فقط متعلق به آفت بود. آفت در کودکی پدرش را از دست داد و زندگی خیلی سختی را گذراند. او در کودکی مجبور شد در کارخانه ها کار کند تا بتواند امورات خودش و مادرش را بگذراند. میگویند از کودکی عاشق بازیگری و خوانندگی بود و همیشه صفحه خوانندگان آن دوره را گوش میکرد و برای دوستانش اجرا می نمود.

آفت در نوجوانی مادرش را هم از دست داد و سرپرستی اش را دایی وی که بعدها آفت ترانه بابا کرم را برای او خواند بعهده گرفت. دایی آفت به وی کمک کرد تا بتواند به رویاهایش جامه واقعیت بپوشاند. در تئاتر پارس به همراه ستاره های تئاتر آن زمان مثل شهلا و لورتا نمایش هایی اجرا کرد که درآن ترانه های میان پرده می خواند. صدایش بسیار مورد توجه عموم قرار گرفت و اسمش بر سر زبانها افتاد و به کاباره شب های تهران دعوت شد که در آن زمان مهوش ستاره نوپا غوغا میکرد .

آفت در بسیاری از فیلم ها بازی داشته و آواز خوانده که میتوان از آن جمله آتشپاره تهران ، آقای هفت رنگ و از این قبیل را نام برد. وی همچنین در تبلیغ های تلویزیونی به عنوان یک چهره معروف حضوری فعال داشت که از آن جمله می توان به تبلیغ آدامس خروس نشان اشاره کرد .

میگویند کتابی هم در دست چاپ داشت بنام از فقر تا فقر که به او مجوز انتشار ندادند .

آفت بعد از انقلاب در امور خیریه و کمک به مستمندان فعالیت داشت . قاسم جبلی از نزدیکترین دوستان او بود و ترانه های دوصدایی زیادی با هم خواندند.

آفت در سن ۷۳ سالگی درگذشت . از آهنگهای معروف او که قدیمی ها هنوز آن را زمزمه می کنند: دم گاراژ بودم ، کوه نور، عشق پوشالی ، دل منو شکستی و غریبه و کفش زرین اشاره کرد. همچنین بلالی شیرفروش، من خودم میدونم که زشتم، آفت آفت جونم ، قناری و تاکسی بگیر منو، و..

 

ستاره فرمانفرمایان 

ستاره فرمانفرمایان ۱۲۹۹ بدنیا آمد و ۱۳۹۱ درگذشت. او به مادر مددکار اجتماعی مشهور است. فرزند عبدالحسین فرمانفرما از شخصیت های با نفوذ قاجار بود. ستاره فرمانفرمایان اولین دانشجوی ایرانی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود که لیسانس جامعه شناسی گرفت و پس از آن برای گرفتن فوق لیسانس در مددکاری اجتماعی به دانشگاه شیکاگو رفت .

خانم فرمانفرمایان در سال ۱۳۳۷ مدرسه عالی مددکاری اجتماعی تهران را تاسیس کرد. دانشگاه هاروارد نام وی را به عنوان یکی از زنان پیشرو در علم مددکاری در لیست  زنان تاثیرگذار در تاریخ آمریکا قرار داده است .

ستاره خانم  در راه  احقاق حقوق زنان ایرانی بسیار تلاش نمود. تصویب لایحه ملی تنظیم خانواده با تلاش او ممکن شد. از دیگر اقدامات ستاره فرمانفرمایان تاسیس مراکز رفاه در محله های فقیرنشین و حاشیه نشین تهران بود که به کودکان و خانواده ها کمک می کردند. او همچنین اولین کسی است که سیستم آموزشی در مهدکودک ها در ایران را بر اساس اصول تربیتی مدرن تغییر و تحول داد . مدرسه عالی مددکاری اجتماعی بعد از چند سال فعالیت با مجوز وزارت علوم به دانشگاه ارتقا یافت و از طریق کنکور سراسری در دو مقطع لیسانس و فوق لیسانس دانشجو جذب می کرد.  این مدرسه و شاگردان ستاره فرمانفرمایان خدمات اجتماعی و حمایتی زیادی در محله های فقیرنشین ، در پرورشگاه ها ، مدارس، درمانگاه ها و  زایشگاهها میکردند. شاگردان ستاره فرمانفرمایان با نظارت خود او در محله روسپی خانه های تهران (شهرنو) درمانگاه و محله های ویژه ای برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به زنان روسپی راه اندازی کردند. در آتش سوزی بزرگ این محله در دهه ۴۰ در مهار آتش به ماموران آتش نشانی کمک شایانی نمودند.

 

پروانه بهار

پروانه بهار دختر ملک الشعرای بهار است. وقتی پدر به علت بیماری سل در آسایشگاه لزن در کشور سوئیس تحت درمان بود پروانه، پروانه وار گرد پدر می چرخید و پرستاری میکرد . او بعدها در امریکا به دانشگاه رفت و در رشته کتابداری به درجه فوق لیسانس نائل شد و سالها در این رشته تا درجه مدیریت در کتابخانه صندوق بین المللی پول به خدمت مشغول بود. پروانه بهار در کنار کار و خانواده، فعال اجتماعی هم بود و سالها در نهضت آزادی زنان و مبارزه علیه نژاد پرستی بر ضد سیاهپوستان در آمریکا مبارزه کرد. همچنین علیه جنگ ناعادلانه آمریکا در ویتنام .

کتاب خاطرات او با عنوان مرغ سحر پرده از ستم بزرگی که در دوران رضا شاه به فرهنگ ورزان ودانشورانی چو ملک الشعرای بهار رفت برمیدارد. ملک الشعرای بهار هم شاعری بزرگ بود و هم آزادیخواهی که دغدغه عدالت داشت. ظلم ستیز بود و شاعری که به جز مجموعه اشعارش کتابی چون سبک شناسی را در کارنامه خود دارد. همچنین کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران .

در بخشی از خاطرات پروانه بهار به دوران تبعید پدر به اصفهان نیز اشاره شده و شرایط سختی که ملک الشعرای بهار در تبعید با آن روبرو بود . توصیف پروانه بهار از تنگدستی و فقر خانواده در سالهای آخر عمر شاعر اندوهناک است . پدر پس از مدتها بیماری دچار فقر شده و با همسرش تصمیم می گیرند دار وندارشان را بفروشند تا بتوانند زندگی کنند .

پروانه خانم شرح میدهد که پدرش او را نزد رئیس بانک ملی می فرستد تا در ازای گرو گذاشتن خانه ، ده هزار تومن قرض کند، اما رئیس بانک موافقت نمیکند. تصور اینکه  انسانی شریف چون ملک الشعرای بهار درمانده ده هزار تومن بشود و ناچار دخترش را نزد رئیس بانک بفرستد و پاسخی منفی بگیرد دردناک است و نشانگر دورانی آلوده به استبداد. نه فقط ملک الشعرای بهار ، علامه قزوینی ، علی اکبر دهخدا ، محمد فرزان ، بدیع الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار ، عباس اقبال آشتیانی ، هم در فقر و در تنگدستی بودند .

پروانه بهار می گوید: مادرم ناچار شد کتابخانه پدرم را بفروشد که با آن چرخ زندگی بگردد اما چیزی دست  ما را نگرفت. خانواده از  دولت تقاضای کمک میکنند اما در مجلس سنا چاپلوسان و مداحان حکومت مثل علی دشتی و جمال امامی از هر اتهامی به ملک الشعرای بهار فروگذار نمیکنند .

 

گوهرعشقی 

گوهر عشقی مادر ستار بهشتی وبلاگ نویس ایرانی است که در آبان سال ۹۱ جان سپرد. مادر گوهر دشتی پس از مرگ فرزندش ستار کوشش بسیاری نمود تا قاتلان او را به محاکمه بکشاند. ایشان مرگ پسرش را به موضوعی رسانه ای تبدیل نمود و باعث جنجال گسترده ای در نظام سیاسی حاکم بر ایران گردید. این مادر شجاع در ۱۷ اسفند ۹۲ در سفارت اتریش در ایران با کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار نمود و در این دیدار کاترین اشتون پس از شنیدن صحبت های مادر خطاب به وی گفت: خود من یک مادرم و می فهمم که شما چه می کشید. این دیدار و سخنان کاترین اشتون واکنش نیروهای حکومتی را در پی داشت. پس از اعلام حکم دادگاه مبنی بر تشخیص قتل شبه عمد و صدور کیفر سه سال حبس برای قاتل ستار بهشتی ، مادر گوهر عشقی ضمن اعتراض به آن از ملاقات قاتل ستار و درخواست بخشش معنوی وی ضمن اعتراف در تعمد به قتل پرده برداشت. مادر گوهر عشقی همدم و همنشین خانم نرگس محمدی بود و روزی که نرگس محمدی را از پیش دو فرزندش به زندان بردند او گریست وبا صدای بلند به فغان برخاست.

 

سیمین قدیری 

سیمین قدیری زادهٔ ۱۳۲۴ خورشیدی خواننده زن ایرانی است. شهرت وی بیشتر به خاطر اجرای زیبای ترانه های کودکانه با صدا و لحنی سحرآمیز است که در همکاری با هنرمندانی چون فریبرز لاچینی،  بابک بیات و ترانه سرائی شاعرانی نظیر احمدرضا احمدی ، ژیلا مساعد ، محمود کیانوش ، و فرهاد شیبانی به اوج درخشش خود رسید .

یکی دو سال قبل از انقلاب کاست های صدای او ، آواز فصل ها  و رنگ ها همچنین آوازهای دیگر بر سر زبانها بود با ترانه هایی چون باد آمد ، یک گل ده گل ، اسب سفید ، آفتاب مهتاب ، باران ، کبوتر، مادر ، گندمزار ، من نوشتم باران ، قاصدک ، دوست داشتن ، باغ بهرنگ ، ترانه های زیبایی که سبک و لحن و نغمه و ملودی آن منیر وکیلی ،  مینو جوان و پری زنگنه را تداعی می کرد .

 

زنانی که شکست را شکست دادند    قسمت نوزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت سوم

زنانی که شکست را شکست دادند.

قسمت سوم

لورتا هایراپتیان ” قمر دنیای تئاتر “

لورتا هایراپتیان تبریزی در ۱۲۹۰ پا به جهان نهاد و ۱۳۷۷ درگذشت. او هنرپیشه ارمنی تبار ایرانی ، همسر عبدالحسین نوشین کارگردان تئاتر و شاهنامه پژوه بود. لورتا از هشت سالگی به روی صحنه رفت و تا حول و حوش انقلاب در ایران به کار هنرپیشگی و کارگردانی پرداخت. وی یازده ساله بود که در یک نمایش موزیکال نقش آفرینی نمود.  بعدا”  کار خود را با گروههای  تئاتری موجود آن زمان مانند کمدی ایران ، نکیسا، کمدی اخوان  و جامعه باربد آغاز کرد. با تاسیس مدرسه موسیقی و کلوب موزیکال وابسته به آن، که علی نقی وزیری بنیانگذارش بود، زنان دیگری نیز مجالی برای پیوستن به گروه های هنری یافتند. لورتا هم به کلوپ موزیکال پیوست. این کلوپ پس از مدتی تعطیل شد و هنرمندان آن پراکنده شدند. اما لورتا که هم صدای خوش داشت و هم بازیگری برجسته بود، از سوی گروههای تئاتری دعوت به کار می شد. هنوز ۱۴ سال نداشت که در نمایشنامه ای از مولیر شرکت کرد. او سپس به تئاتر جامعه باربد رفت و در نمایشنامه های لیلی و مجنون ، یوسف و زلیخا همچنین خسرو وشیرین نقش های اول را ایفا نمود. لورتا یکی از نخستین زنانی  بود که در عرصه تئاتر به فعالیت پرداخت. هنرپیشه و نویسنده ارمنی سینمای  شوروی  ” واهرام  پاپاسیان” که برای اجرای نقش های شکسپیری، بخصوص در اتللو و هملت شهرت داشت،  آنقدر تحت تاثیر استعداد لورتا قرار گرفت که میخواست او را با خودش به تئاتر شوروی برده و امکانات پیشرفته در اختیارش قرار دهد. در همین رابطه با مادر لورتا صحبت کرد اما لورتا تازه با عبدالحسین نوشین آشنا شده بود. او به دلیل علاقه اش به نوشین نمیخواست از او دور باشد. آنها در سال ۱۳۱۲ با یکدیگر ازدواج کردند. عبدالحسین نوشین خودش از نوآوران هنر تئاتر بود و چه بسا این عشق سبب شکوفائی هرچه بیشتر هنر لورتا هم شد . در سال ۱۳۱۳ درجشن هزاره فردوسی نوشین سه تابلو از داستانهای

شاهنامه را با همکاری محمدعلی فروغی و مجتبی مینوی تنظیم کرد وبا استفاده ازموسیقی غلامحسین مین باشیان  و با بازیگری خودش و لورتا به صحنه برد. با آمدن نوشین دکور صحنه ، نورپردازی ، نوع بیان مطالب بسیار تغییر کرد. حالا دیگر پرده تئاتر با چهار ضربه سمفونی پنجم بتهون، به نام سرنوشت، کنار می رفت و لورتا وارد صحنه می شد و مانند قمر الملوک وزیری حجاب از سر برمیداشت . بعد از واقعه  ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران و سوء قصد به جان شاه ، عبدالحسین نوشین همسر لورتا هم دستگیر شد . کمتر از دو سال بعد در۲۴ آذر ۱۳۲۹ ، ده نفر از زندان قصر گریختند که یک نفر از آنها عبدالحسین نوشین بود. خسرو روزبه ، مهندس علی علوی، دکتر حسین جودت و دیگران .

نوشین از زندان گریخت و پس از مدتی زندگی مخفی ، ازجمله در خانه عزت الله انتظامی،  مجبور به مهاجرت به شوروی شد. لورتا هم بعدا به او پیوست و در آنجا درس خواند و در رشته تئاتر از دانشگاه مسکو فارغ التحصیل شد. هر دو دلشان میخواست به ایران بازگردند اما رژیم شاه به آن هنرمند نامی اجازه بازگشت به ایران را نمیداد. لورتا هم حاضر نمی شد شوهرش را تنها بگذارد . میگویند نوشین از او خواهش کرده بود به خاطر او در آنجا نماند. به ایران برگردد و  گمشدگان و طرد شدگان تئاتر را جمع وجور کند .

نوشین در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۰ در غربت درگذشت.  لورتا که به ایران آمد با همکاران قدیمی خودش تئاتر کسری را تشکیل داد و در اولین گام نمایشنامه گناهکاران بی گناه اثر استروفسکی را به صحنه برد. وی در نمایشنامه های زیادی بازی کرد.  تاجر ونیزی  اثر شکسپیر، سامسون و دلیله اثر پل گمازی ، رزماری اثر کروان سنت باری ،پرنده آبی اثر موریس مترلینگ ، شنل قرمز اثر اوژن بوریی، نمونه هایی از آنها هستند.

بین سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ درهفت فیلم سینمائی هم بازی کرد که آخرین آن اسرار گنج دره جنی  ساخته ابراهیم گلستان بود. در سریال تلویزیونی خسرو میرزای دوم هم ایفای نقش کرد. او همراه خیلی ها از جمله عبدالله بوتیمار، فردین ، گوگوش، جمشید مشایخی ، نصرت الله کریمی ، صادق بهرامی و پرویز صیاد و بسیاری دیگر نقش آفرینی کرد.

بعدها به افتخار ۵۰ سال خدمت تئاتری اش، سالن چهارسو در مجتمع تئاتر شهر، با اجرای نمایش خلوت خفتگان به کارگردانی آربی آوانسیان و بازی لورتا و سوسن تسلیمی، بنام لورتا افتتاح شد.

لورتا سال ۱۳۵۸ از ایران رفت. او سالهای آخر عمرش را در اتریش گذراند و۹ فروردین ۱۳۷۷ به یادگارها پیوست.

فاطمه سیاح پایه گذار ادبیات تطبیقی در ایران

فاطمه سیاح ،” فاطمه رضازاده محلاتی” از بنیانگذاران کانون بانوان بود که به عنوان اولین استاد زن در دانشگاه، کرسی نقد ادبی را در دانشگاه تهران پایه گذاری کرد. او همچنین به عنوان یکی از فعالان حقوق زن در ایران شناخته شد. سبک و سیاق او در نقد ادبی مبتنی بر رئالیسم و تحت تاثیر نقادان برجسته روز از جمله ویساریون بلینسکی منتقد ادبی و زبان شناس شهیر روس  و نیز امثال نیکلای چرنیشفسکی بود.  پدر فاطمه سیاح ، میرزا جعفرخان رضازاده محلاتی استاد زبان و ادبیات فارسی در مسکو، از ابتدای جوانی به روسیه مهاجرت کرده بود. دخترش  فاطمه در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در مسکو بدنیا آمد و تحصیلات متوسطه و عالی خود را همانجا گذراند. او در ادبیات اروپائی با درجه ممتاز به گرفتن درجه دکتری نائل آمد موضوع رساله اش آناتول فرانس در ادبیات فرانسه بود . فاطمه سیاح که ایران را خیلی دوست داشت در سال ۱۳۱۲ خورشیدی بهمراه پدرش به میهن اش باز آمد و بتدریس زبان فرانسوی و روسی پرداخت . سپس در دانشگاه تهران به درجه استادی رسید و در بخش ادبیات زبانهای خارجی دانشگاه تهران کرسی نقد ادبی و ادبیات تطبیقی را پایه گذاری کرد.

سال ۱۳۲۵ به عضویت نخستین کنگره نویسندگان ایران درآمد. او همچنین عضو کنگره فردوسی بود.  فاطمه سیاح  استادی جدی و سختکوش بود. برخی از دانشجویانی که پرورش داد به چهره های برجسته ای تبدیل شدند از جمله سیمین دانشور که پایان نامه دکتری خود را با کمک او نگاشت . فاطمه سیاح معتقد بود ادبیات باید به سمت واقع گرائی و اخلاق حرکت کند . وی زمستان ۱۳۲۶ در ۴۵ سالگی درگذشت ودر گورستان ابن بابویه چنانکه که خود خواسته بود به خاک سپرده شد.

حدود ۷۰ سال پیش فاطمه سیاح در مقاله ای تحت عنوان “خانم اگر به مجلس شورای ملی رفتید برای خانم ها  چه می کنید”  به حق رای زنان و حق  انتخاب آنان برای نمایندگی مجلس شورای ملی و پیشنهاد ایجاد فراکسیون زنان در مجلس اشاره کرد.

وی چهره شاخصی در زمینه حقوق زنان بود و تأثیر زیادی در ارتقای آنان در سطح علمی و فرهنگی داشت. مرگ زودهنگام اش نوبت را به زنانی چون سرور مهگامه محصص، هاجر تربیت ، مهرانگیز منوچهریان، فروغ حکمت ، صفیه نمازی فیروز و ژاله اصفهانی و امثال آنان داد تا با ترویج روشنگری و انتقاد از قوانین ضد زن زمینه را برای به رسمیت شناختن حق رای زنان در ایران فراهم کنند. بعدها امثال بدرالملوک بامداد ،مهرانگیز دولتشاهی هم  در این اندیشه بودند . فاطمه سیاح نخستین منتقد ایرانی است که درباره تاریخ تطور رمان و سبک نویسندگانی مانند پوشکین ، چخوف ، فلوبر، بالزاک ، داستایوفسکی ، امیلی برونته و دیگران به بحث و ارائه نظر پرداخته است.  از دکتر علی شریعتی
می گفت او (فاطمه سیاح) نخستین استادی است که با آگاهی از نظریات نقد ادبی جدید جهان، نسل جوان ایرانی را با مبانی و نقد علمی آشنا کرد .

تسلط او بر زبان وادبیات روسی ، فرانسوی ، انگلیسی ، آلمانی و ایتالیائی  تا به آنجا بود که درس او را در نقد وسنجش ادبیات به شیوه علمی برای دانشجویان نواندیش ایرانی جذاب وآموزنده میکرد. او گذشته از ادبیات  درموسیقی و نقاشی هم صاحب نظر بود . نوازندگی پیانو را در کنسرواتور مسکو آموخته بود و با آثار نقاشان جهان آشنائی داشت. با چنین شرح حالی و با چنان اندوخته هایی میتوان  دریافت که دانشجویان آن زمان مانند پرویز ناتل خانلری،  ازچه  بخت بلندی برای داشتن یک استاد مطلع برخوردار بودند .

راضیه شعبانی 

راضیه غلامعلی شعبانی که در  ۱۳۰۴ پا  به جهان نهاد و سال ۱۳۹۱ در غربت درگذشت.  از اعضای فرقه دمکرات آذربایجان و حزب توده ایران بود. زندگیش با هفت سال زندان ، ۱۲ سال زندگی مخفی و بیش از ۴۰ سال تبعید همراه بود. او بارها به زندان افتاد. نخستین بار بهار ۱۳۲۵ دستگیرشد.  در زندان به اعتصاب غذا دست زد و تا آزادی از آن دست برنداشت . اما چند ماه بعد دوباره بازداشت شد . او بالاخره مجبور به ترک وطن شد و به شوروی مهاجرت کرد.  پس ازانقلاب ۱۳۵۷ به ایران بازگشت اما چندی بعد که نیروهای سیاسی در تنگنا قرار گرفتند وخطر دستگیری اش می رفت، باز مجبوربه ترک وطن شد . راضیه پس از فروپاشی شوروی به آلمان رفت وهمانجا درگذشت .

همسر راضیه ، رضا ابراهیم زاده از اعضای گروه موسوم به پنجاه وسه نفر بود که در دوران رضا شاه به خاطر عقایدشان دستگیر و زندانی شدند .

درپیامد فعالیت های جنبش کارگری ایران که حزب توده هم درآن نقش داشت اوایل دهه بیست، مجلس قانون کار را تصویب کرد ودولت مجبوربه تشکیل وزارت کار واموراجتماعی شد. این اتفاق باعث ناآرامی هایی در کارخانه ها بویژه در مازندران شد. درهمان ایام راضیه ابراهیم زاده  و چند نفر دیگر از مرتبطین حزب، عازم مازندران شدند. انها در مازندران به تشکیل اتحادیه و سازماندهی کارگران برنج کار پرداختند. پس از آن او مدتی را در آذربایجان به فعالیت سیاسی پرداخت تا باز مجبور به مهاجرت شد. رویای ایران تا هنگام مرگ دمی از راضیه دور نبود ومی گفت نخواهم مرد تا زمانیکه برای بار دوم لبان چروکیده وتشنه ام  زمین وخاک وطنم رابوسه زند . این آرزو را با خود داشت تا وقتی درگذشت.

شمس کسمائی زنی روشنفکر وآزادیخواه

دانشور ایرانی شمس کسمائی متولد ۱۲۶۲ خورشیدی در روستای کسمای گیلان بدنیا آمد. نیاکانش گیلک بودند. او عروض وقافیه را ازشعر برداشت. قطعه شعری از او بدون قافیه بندی در ۱۲۹۹ خورشیدی در مجله آزادیستان تبریز منتشر شد که جزو نخستین نمونه های نوگرائی در شعر فارسی بشمار می اید . شمس کسمائی نوشتارهای تند سیاسی هم می نوشت . پس از ازدواج همراه همسرش به عشق آباد روسیه رفت و درآنجا به کارهای فرهنگی پرداخت . خانواده با مشکلات اقتصادی سختی روبرو شد وچندی بعد مجبوربه بازگشت به ایران شدند. انها در تبریز ساکن شدند. درآنزمان تبریز مرکز فعالیت های سیاسی و فکری بود و شمس کسمائی هم ازهمان آغاز به گروه  نویسندگان نشریه تجدد به میانداری تقی رفعت از همراهان شیخ محمد خیابانی پیوست ودر جنبش سیاسی وانقلابی آذربایجان مشارکت فعال نمود . در این ایام با وقایع تاثرانگیزجدیدی روبرو شد. پسر او کریم ارباب زاده که نقاش چیره دستی بود و با چند زبان آشنائی داشت در سال ۱۹۲۰ میلادی درمبارزات جنگل جان باخت و مادر سربه زانوی غم نهاد . ابوالقاسم لاهوتی درشعری با عنوان عمر گل به دلداری او شتاف :

درفراق گل خود ای بلبل مکن آشفته موی چون سنبل

نه فغان برکش نه زاری کن صبربنما وبردباری کن

شمس زنی روشنفکر و آزادیخواه بود پس از روی کارآمدن رضا شاه که جمع مبارزان آذربایجان پراکنده شدند و پس از اتفاقات ناگواری که در زندگیش پیش آمد گرچه رنج بسیاری دید اما درنهایت برخود مسلط شد. خانه اش محل رفت وآمد روشنفکران بود. شمس کسمائی در سال ۱۳۴۰ به میهمانی خاک رفت .

قدم خیر قلاوند شیرزن لر

“ قدم خیر از پایین می آید وعزم نبرد دارد. هیچ مبارزی درمیدان رزم او روی خوش ندیده است. عرصه را برهمه تنگ می کند. قدم خیر از پایین می آید و عزم نبرد دارد. هفت تیر پر از فشنگی  درلابلای سربندش قایم کرده است.”

قدم خیر قلاوند از طایفه قلاوند ایل بزرگ بالاگریوه در بخش الوار اندیمشک واز زنان مبارز اواخر قاجارو ابتدای حکومت پهلوی در زمان رضاخان بود .

در لرستان و بخصوص دربین سالخوردگان این سرزمین قدم خیر شخصیت منحصر به فردی دارد. او در سال ۱۲۷۸ خورشیدی در منطقه دوکوهه در شمال اندیمشک بدنیا آمد. پدرش کدخدا کیخاقنی ازبزرگان ایل وتبارخود بود وبه سلحشوری و مردم داری شهرت داشت . قدم خیر رعنا و طناز بود و چشمانی به زیبایی شیشه ای از شراب داشت. قدم خیر سوارکار قابل وتفنگچی ماهری بود. چند بار در درگیری میان برادرانش و نیروهای دولتی سوار براسب حلقه  محاصره را شکست وبا رساندن آب و آذوقه به قبیله اش آنان را از مرگ حتمی نجات داد. سرهر بزنگاه به کمین مهاجمین می نشست وتلاش میکرد آنها را اگر بتواند خلع سلاح کند تا کشت وکشتار کمتری راه بیفتد . او سال ۱۳۱۲ درگذشت و پیکرش را کنار پل قدیم دزفول به خاک سپردند .

زنانی که شکست را شکست دادند    قسمت نوزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند  قسمت شانزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند

قسمت شانزدهم

.فاطمه واعظی” پریسا

پریسا ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ در شهر شهسوار بدنیا آمد. او خواننده ردیف دان و استاد هنر آواز ایرانی است. پریسا که صدای خوش را از پدر و پدربزرگ به ارث برده بود،  در دوران تحصیل در مسابقات هنری مدارس در رشته آواز،  رتبه اول در بین تمام دانش آموزان سراسر کشور کسب کرد. استعداد و نبوغ موسیقیایی اش چنانکه خود ایشان گفته است توسط محمود کریمی که در آن زمان از اعضای هیئت داوران بود کشف شد و بعد از آموزش موسیقی سنتی ، دستگاهها و ردیف ها را زیر نظر ایشان آغاز نمود . بعد از دو سال آموزش، پریسا به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و به مدت پنج سال فعالیت خود را با آن وزارتخانه ادامه داد. در این دوران اجراهایی در تلویزیون و کنسرت هایی در تهران و شهرستان ها برگزار کرد و نیز همراه با گروههای مختلفی که در آن وزارتخانه فعال بودند کنسرت هایی در خارج از کشور به هدف معرفی موسیقی سنتی ایران برگزار نمودند.

پریسا پس از چندی با دکتر داریوش صفوت آشنا شد و به درخواست وی به استخدام مرکز حفظ و اشاعه موسیقی درآمد . مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در سال ۱۳۴۷ توسط داریوش صفوت راه اندازی شده بود و برخی از استادان بنام موسیقی ایرانی همچون نورعلی خان برومند ، سعید هرمزی و عبدالله خان دوامی و محمود کریمی توانستند گروهی از هنرجویان نخبه را پرورش و تحویل جامعه موسیقی بدهند که به جنبش احیا در موسیقی ایران شهره شد.

پریسا در این دوران در محضر استاد دوامی  با سبک اجرای تصنیف های قدیمی و آواز سنتی آشنایی پیدا کرد و پس از چندی فعالیت در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در سه دوره از جشن های شیراز شرکت نمود و آوازه هنرش فراگیر شد.

مجموعه فعالیتهایی که در این دوران انجام داد عبارتند از : شرکت در سه جشن هنر شیراز ، اجرای چند برنامه در تلویزیون ، دانشگاه تهران ، باغ فردوس ، تئاتر شهر و اجرای کنسرت های متعدد در خارج از کشور .

با محدود شدن فعالیت های هنرمندان زن بعد از انقلاب ، فعالیت های اجرایی پریسا هم آسیب دید و متوقف شد و تنها به تدریس موسیقی ادامه داد .آخرین کارش در سال ۵۷ در فستیوالی در ژاپن بود و بعد از آن در سن ۲۶ سالگی بازنشسته اجباری شد . سال ۱۳۶۸ مرکز حفظ و اشاعه موسیقی از ایشان دعوت نمود تا برای خانم ها تدریس کند. مدت کوتاهی به این کار مشغول شد اما بعد به دلیل مسائلی که پیش آمد از آنجا هم بیرون آمد و در منزل خودش تدریس کرد .پریسا با همه آزارها که دید از ایران مهاجرت نکرد در ایران ماند و معتقد بود این موسیقی ، موسیقی خارج از کشور نیست، یک نوع موسیقی معنوی است که ریشه در فرهنگ عرفانی مملکت ما دارد. بعدها آخوندها تبلیغ کردند که کنسرت های بانوان برای بانوان آزاد است اما پریسا هیچوقت نخواست در این زمینه فعالیتی بکند. می گفت من اعتقادی ندارم که فقط باید برای خانم ها خواند این نوع موسیقی اصلا به جنسیت آدم ها کاری ندارد، با روح آدمی سروکار دارد . پریسا پس از سالیان دراز سکوت در سال۱۳۷۴  در لندن به صحنه بازگشت و آلبوم باز آمدم را منتشر نمود. از آن پس در جشنوارههای دیگر هم به اجرای کنسرت پرداخت .

از آلبوم تصنیف های پریسا میتوان : باز آمدم آلبوم دستگاه نوا ، آلبوم ماهور ، آلبوم شرح عشق ، شوریده ، گل بهشت و سادگی را نام برد. .

پریسا روی این موضوع زیاد تاکید کرده است که موسیقی هنری والا و مقدس است، نه وسیله ای برای کسب منافع مادی و نه وسیله ای برای شهرت طلبی.

پریسا به موسیقی همان نگاهی را دارد که برخاسته  از دیدگاه عرفان شرقی است. در این مسیر او البته تحت تاثیر دو چهره برجسته در این حوزه قراردارد داریوش صفوت و نورعلی الهی . او براین باور بود که نورعلی الهی بیشترین تاثیر را در شکل گیری شخصیت هنری او داشته است. به باور پریسا موسیقی سنتی ایران بر پایه احساسات معنوی بوجود آمده است و موسیقی دانان قدیمی ایران بیشتر به  نیازهای روح آدمی توجه داشتند. این بخش از موسیقی آنچنان اهمیت دارد که میتواند بعد مادی  آنرا کاملا تحت شعاع قرار دهد . پریسا با  توجه به رویکرد و نگاه عرفانی خود در موسیقی در بیشتر آوازهایی که تا الان خوانده از اشعار حافظ ، مولانا ، سعدی ، شیخ بهائی ، نظامی ، عراقی ، عطار و نیاز جوشقانی بهره گرفته است .

رزیتا شرف جهان

رزیتا شرف جهان مجسمه ساز  و نقاش دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر در دانشگاه تهران یکی از پیشکسوتان گالری دار در ایران است. وی تاثیر بسزائی در کشف برخی هنرمندان دهه ۸۰ داشته است.

رزیتا شرف جهان از نقاشان پیشرو و جسور در هنر معاصر ایران است. دغدغه های برابری و آزادی او را به سوی هنر کشاند و هنوز از ایده هایش دفاع می کند و آنرا در آثارش به نمایش می گذارد.

رزیتا شرف جهان مدیر یکی از نگارخانه های پیشرو بعد از انقلاب موسوم به گالری طراحان آزاد است. یکی از آثار ایشان تابلوی است که بهروز وثوقی را در دوران جوانی نشان میدهد و در آن تابلو با افزودن چند خنجر بر کنشی که تداعی گر هیجان های دختری جوان به یک ستاره سینماست تاکید کرده است.  محو کردن انبوهی عکس های خوانندگان و بازیگران زن نیز در پس زمینه همین تابلو به عنوان ابزاری برای جذب بیننده به سوی سوژه اصلی کار قابل توجه است .

رزیتا شرف جهان و هم نسلان اش برای زنده نگاه داشتن هنر مستقل ایران و انتقال آن از یک نسل به نسل های بعدی تلاش بسیاری کردند . توجه داشته باشیم که بعد از انقلاب ملزومات کار هنری به آن صورت وجود نداشت و اصلا به آن توجه چندانی نمی شد و جز یکی دو گالری جایی نبود تا هنرمندان بویژه آنها که مثلا به مجسمه سازی هم علاقه داشتند کارهایشان را بتوانند به نمایش بگذارند . نشریات هنری معدود بود و مجموعه دار اصلا معنایی نداشت. در آن شرایط امثال رزیتا شرف جهان تلاش کردند سنت های نگارگری ایرانی را با هنر مدرن پیوند بزنند. در واقع آنان انتقال دهنده ارزش هایی بودند که برای حفظ و انتقالش قربانی زیاد داده شد.

دغدغه زن و موضوع آن در آثار رزیتا شرف جهان پیداست. اضافه کنم  که ایشان چندین سال استاد و مدرس هنر در دانشگاه  ها و مدیر کمیته  نمایشگاه های انجمن نقاشان ایران بود و در بیش از هفتاد جشنواره و نمایشگاه نقاشی و  ویدئوآرت در ایران ، همچنین در جمهوری چک ، ترکیه ، ایتالیا، ارمنستان ، ژاپن ، فرانسه ، هند ، آلمان و کانادا  شرکت داشته است. خودش گفته ما نسل روزهای سخت بودیم و زنده ماندیم.

افتخار خانم

افتخار خانم اولین خواننده زن ایرانی بود که صفحه ای از او ضبط شده است. در منابع تاریخی موسیقی ایرانی هیچ شرح حالی از او وجود ندارد. روح الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران فقط بنام وی اشاره دارد . اولین ضبط موسیقی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی در ایران صورت گرفت اما هیچ صدایی از زنان در آن وقت ضبط نشد. در سال ۱۲۸۸ گروهی از موسیقیدانان برای ضبط موسیقی به انگلیس می روند که میانشان باز هیچ زنی نبوده است. بیش از یک قرن پیش در سال ۱۲۹۱ شرکت گرامافون به ایران می آید و صدای سه خواننده زن ایرانی را بنام افتخار ، امجد و زری را ضبط میکند. با توجه به لهجه آنان  شاید آنها از اقلیت های مذهبی در ایران بودند. آنها تصنیف هایی از عارف قزوینی نیز ضبط کردند . افتخار خانم اولین خواننده زن ایرانی بود که صفحه ای از او ضبط شد.

ملوک ضرابی

ملوک فرش فروش کاشانی معروف به ملوک ضرابی خواننده موسیقی سنتی ایران بود. از ۱۳سالگی فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد و مدتی نزد اقبال آذر آواز فرا گرفت و صفحه هایی از او ضبط شد. از دیگر استادان ملوک ضرابی ، حسین طاهرزاده و حاجی خان ضرب گیر بودند . با تاسیس رادیو، ملوک ضرابی آنجا رفت و در بعضی برنامه ها شرکت جست. ایشان در نمایشنامه  جامعه باربد به سرپرستی اسماعیل مهرتاش همکاری داشت و در خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی ماهر بود. از وی صفحه های بسیاری باقی مانده است. رعنا از زیباترین ترانه های ملوک ضرابی است . همچنین تصنیف بسیار قدیمی دختران سیروس ، تصنیفی با مضمونی در مخالفت با حجاب اجباری. سراینده احتمالی این ترانه محمدعلی امیرجاهد و آهنگساز آن هم احتمالا مرتضی نی داود است.

سالها پیش از آنکه ضبط موسیقی فراگیر بشود ملوک ضرابی همه جا می خواند. او عصر صفحه های سنگی را هم تجربه کرد، گرامافون های مدرن را نیز با صدایش درنوردید، کاست هم از او منتشر شد و در زمان حیاتش نوای خوش موسیقی او بر صفحه هم عرضه شد. می گویند بذله گویی های ملوک ضرابی در کنار صدای رسایش او را محبوب بسیاری از جمله در دربار پهلوی کرده بود. وی برای سالها گل سرسبد جشن های تولد محمدرضا شاه پهلوی بود. ملوک ضرابی در سال ۱۳۷۸ در ۱۰۷ سالگی درگذشت.

لیلی امیرارجمند ” لیلی جهان آرا

لیلی امیر ارجمند متولد ۱۳۱۷ از مدیران آموزشی ایران در رژِیم پیشین و از بنیانگذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. ایشان لیسانس زبان و ادبیات فرانسه را از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی را از دانشگاه راتگرز از نیوجرسی آمریکا گرفت.  همسر اول لیلی خانم مالک یک کارخانه جیردر شهر ری بود و از وضع مالی خوبی برخوردار بود. ایشان پس از جدایی از همسر اولش مدتی را به تنهایی زندگی کرد تا اینکه در سال ۱۳۴۵ با حسینعلی امیر ارجمند  شاهرخ امیر ارجمند  استاد فیزیک دانشگاه تهران ازدواج کرد و بعد از این ازدواج به لیلی امیر ارجمند شهرت یافت . لیلی امیر ارجمند در مدرسه رازی تهران همکلاسی خانم فرح دیبا بود و بعدها به جرگه دربار پیوست. او صمیمی ترین دوست فرح پهلوی بود و مشاغل متعدد و مهمی را برعهده داشت از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که بگذریم سایر مشاغل ایشان عبارتند از : رئیس کتابخانه دانشگاه ملی،  استادیاری کتابداری دانشگاه تهران ، رئیس کتابخانه شرکت ملی نفت ، عضو هیئت مدیره و موزه علوم و فنون ، و از این قبیل .

خانم امیرارجمند از اسفند ۱۳۵۳ با پیشنهاد وزیر علوم و تایید اعلیحضرت به عضویت شورای آموزش کشور منصوب شد. درست است که خانم امیر ارجمند به دربار نزدیک بود و گرچه همسر یکی از خواهران ایشان از مسئولین ساواک در رشت بود اما نقش خانم امیرارجمند در بنیانگذاری کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان تردید بر نمی دارد. کانون مزبور در گسترش ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان ایرانی نقش بی بدیلی داشت. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۴۴ به ابتکار خانم لیلی امیرارجمند ابتدا بصورت یک کتابخانه کودک پایه گذاری شد و سپس در مدت زمانی کوتاه توانست به نهاد فرهنگی و هنری تاثیر گذاری برای گسترش ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان ایرانی تبدیل شود نخستین همکاران ایشان هما زاهدی وکیل مجلس و احسان یارشاطر بودند که بعدها آذر شهابی هم از وزارت آموزش و پرورش به آنها پیوست.

یکی از زندانیان سیاسی رژیم پیشین نخستین رئیس انتشارات کانون بود. فیروز شیروانلو مترجم کتاب ضرورت هنر در روند تکامل اجتماعی از ارنست فیشر.

خانم لیلی امیر ارجمند گفته است در زمانی که آقای شیروانلو به کانون آمد من هیچ اطلاعی از سوابق سیاسی او نداشتم اما وی که تجربیات زیادی در زمینه چاپ کتاب داشت با اکثر نویسندگان و دست اندرکاران آشنا بود و امکاناتی به وجود آورد که من با این افراد آشنا بشوم. مثلا محمود مشفق آزاد تهرانی م.آزاد شاعر ، مترجم و نقد نویسی که یکی از بهترین نویسنده ها و ادیتورهای آن زمان بود توسط آقای شیروانلو به من معرفی شد. ایشان بعدها در کانون چندین کتاب قصه به شعر و نثر برای کودکان نوشت.  سیروس طاهباز نویسنده و مترجمی که بیش از بیست هزار برگ از دست نوشته های نیما یوشیج را گردآوری کرده بود  هم از طریق آقای شیروانلو به ما پیوست و سال ۴۹ تا ۵۷ مدیریت انتشارات کانون را برعهده داشت .

نقش خانم لیلی امیرارجمند در بنیانگذاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تردید بر نمی دارد این کانون در گسترش ادبیات وهنرکودکان و نوجوانان ایرانی نقش بی بدیلی داشت .

بتول عباسی ” روح انگیز

بتول عباسی ۱۲۸۳ بدنیا آمد و ۱۳۶۳ درگذشت. او خواننده موسیقی سنتی ایرانی بود. روح انگیز کارش را از سال ۱۳۰۷ پس از آشنایی و ازدواج با حسین سنجری شاگرد و همکار کلنل وزیری آغاز کرد. نام روح انگیز را کلنل وزیری برای او برگزید. به گفته روح الله خالقی ، کلنل وزیری مایل بود خواننده زنی تربیت بشود تا بتواند بعضی از قطعات را بخواند. در آن زمان تنها زنان عیسوی و ارامنه قادر به این کار بودند . روح انگیز از اولین خوانندگانی است که در قطعات دو صدایی آواز ایرانی که به ابتکار کلنل وزیری ساخته شد شرکت کرد همچنین او از اولین خوانندگانی محسوب میشود که قطعه های برای کودکان خوانده است .

روح انگیز از آغاز تاسیس رادیو ۱۳۱۹ با این موسسه همکاری داشت و همراه با تار مرتضی نی داود ، پیانوی مرتضی محجوبی و بعدها گروه همنوازی سرخوش برنامه هایی اجرا کرد . از جمله ترانه هایی که روح انگیز خوانده است : شب از خیالت در فغان ،هر شب اندیشه دگر کنم، دردا ، با گلرخان ،وصل روی تو جویم ، مژده بهار ، مژده که آمده است گل است .

هایده چنگیزیان بالرین پرآوازه ایران

هایده چنگیزیان یکی از اولین زنان رقصنده باله در ایران است. وی از دوران کودکی شیفته رقص بود. در همان ایام به کلاسهای رقص مادام یلنا آودیسیان رفت که سال ۱۳۷۹ درگذشت. هایده به کلاسهای آن زن هنرمند رفت و دوران کودکی اش را به این ترتیب گذراند و حتی اینطور که خودش تعریف کرده است مشق هایش را در کلاس های مادام یلنا آودیسیان می نوشت.

هایده چنگیزیان پس از اخذ مدرک سیکل اول در ۱۶ سالگی به کلن آلمان رفت تا باله به سبک آکادمیک فرا بگیرد. در هنرکده باله کلن وی در کنکور این رشته نفر اول شد.  شب ها در اپرا و تئاتر کلن بیشتر بعنوان سیاهی لشکر کار میکرد اما باله می آموخت و  یاد می گرفت .

هایده پس از مدتی تصمیم گرفت برای آموزش بیشتر باله راهی اتحاد جماهیر شوروی بشود.  وی در لنینگراد سابق سنت پترزبورگ آموزش دید و پس از آن به ایران برگشت و در تالار رودکی مشغول به کار شد. هایده چنگیزیان فعالیتهای گسترده در سازمان باله ملی ایران داشت از جمله به مناسبت گشایش تلویزیون رنگی ایران باله بیژن و منیژه را که آهنگ آن را  حسین دهلوی ساخته بود اجرا کرد . انقلاب که شد هایده چنگیزیان این بالرین ممتاز ایرانی هم شغل و حرفه اش را ازدست داد  و بناچار از میهن رفت. ابتدا به آمریکا سپس به آلمان و آخر سر به پرتغال .

دوازده سال پیش از انقلاب سازمان ملی باله ایران گشایش یافت و در سطح بین المللی به یکی از شناخته شده ترین سازمان های هنری ایران تبدیل شد.  هایده چنگیزیان وقتی از گذشته از تالار رودکی حرف میزند غرق اندوه شده با تاسف می گوید :” تهران دیگر باله ندارد.  این به اصطلاح حرکات موزون که بر سر زبانها انداختند بسیار ناموزون است تهران باله ندارد ” .

وی علاوه بر تالار رودکی در تهران در مدرسه باله کلن آلمان و در روسیه در آکادمی باله واگانف که آنجا درس خواند، در سنت پترزبورگ و در تئاتر مسکو ایفای نقش نموده است. فواره های باغچه سرا، باله فندق شکن و بیژن و منیژه جز ناچیزی از اجراهای هایده چنگیزیان است.  هایده چنگیزیان جزء همان نسلی است که هنر باله را با استادان مهمی فرا گرفت که از آنها فقط نامی مانده است .

دنیا فنی زاده

دنیا فنی زاده که ۱۳۴۶ به دنیا آمد و دیماه ۱۳۹۵ درگذشت. او عروسک گردان بود و حدود دو دهه عروسک گردان کلاه قرمزی شخصیت مورد علاقه کودکان ایرانی بود.  پدر دنیا پرویز فنی زاده هنرپیشه محبوب سینمای ایران است که بازی چشمگیرش در فیلم تنگسیر در یادها مانده است .

دنیا از کودکی با آثار عروسکی آشنا شد و با تحصیل در رشته عروسک گردانی برای همیشه در دنیای کودکان و نوجوانان باقی ماند.  او هدف و دغدغه مهم زندگیش را شاد کردن کودکان و نوجوانان می دانست.

دنیا فنی زاده نخستین بار در سال ۶۴ در برنامه عروسکی تلویزیونی ؛ چتر با آواز باران ؛ عروسک گردانی را تجربه کرد. درآن برنامه دو عروسک جوجه وجود داشت که دنیا عروسک گردانی و آواز خوانی یکی از آنها را برعهده گرفت. وی پس از آن در کاری با نام زاغچه کنجکاو و گربه آوازخوان حضور داشت و کم کم جای خود را بعنوان عروسک گردان تثبیت نمود.

دنیا فنی زاده با برنامه،  صندوق پست و ورود  کلاه قرمزی ؛ بود که به شهرت رسید. کلاه قرمزی که اصلا قرار نبود  در این برنامه ماندگار شود اما ماندگار شد و بدل به مشهور ترین کار دنیا فنی زاده گشت .

دنیا میگفت از نظر من شکل ظاهری عروسک یا ساختار بیرونی عروسک چندان اهمیتی ندارد. بیش از هرچیز سازنده عروسک مهم است چون اگر یک عروسک بخوبی ساخته نشود عروسک گردان نمیتواند به خوبی با آن عروسک ارتباط برقرار کند و آن را حرکت دهد. وی سالها به بیماری سرطان گرفتار بود و درد  قدرت عروسک گردانی را از دستهایش گرفته بود. سال پیش از مرگش با دست چپ عروسک گردانی کرد. وی سرانجام در ۸ دیماه سال ۱۹۹۵درگذشت . دنیا فنی زاده عروسک گردانی برای فیلم های سینمایی گربه آوازخوان ، کلاه قرمزی و پسرخاله ، شهر موشها ، هادی و هدی ، بزبز قندی ، اتل متل،  قصه های خاله عنکبوت ، جغجغه و فرفره،  جینگل و فینگل ، روباه و خروس ، دارا و سارا ، شنگول و منگول ، عطر و گلاب بپاشید را در کارنامه هنری اش دارد.  یاد او و پدر هنرمندش پرویز فنی زاده بخیر .

زنانی که شکست را شکست دادند    قسمت نوزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت پانزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند

قسمت پانزدهم

بی بی خانم استرآبادی

بی بی خانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است او در روزنامه های حبل المتین ، تمدن و نشریه مجلس مقاله می نوشت. بیشتر نوشته های او در دفاع از آموزش دختران است. البته شهرت وی به خاطر نوشتن کتابی است بنام معایب الرجال ، عیب های مردان ، که به طنز و در پاسخ به کتابی تادیب النسوان نوشته شده است. بی بی خانم را نخستین زن طنز نویس ایران می دانند .

مدرسه دوشیزگان اولین مدرسه ای است که سال ۱۲۸۵خورشیدی همزمان با انقلاب مشروطه توسط بی بی خانم برای آموزش دختران تاسیس شد. بازگشایی آن مدرسه با موجی از مخالفت و نارضایتی مرتجعین که مردان را کوک میکردند وجلو می انداختند که وا شریعتا سر بدهند روبه رو شد؛ بطوریکه شماری از مخالفین مدرسه دخترانه تلاش کردند آن مدرسه را خراب کنند .

بی بی خانم در اثر تهدید و فشارهای مرتجعین با وزیر معارف تماس گرفت ( وزیر فرهنگ و آموزش و پرورش ) و شکایت کرد. اما آنجا گفتند مصلحت در این است که مدرسه تعطیل شود و دیگر مقاومت فایده ای نداشت.  بدین ترتیب مدرسه بسته شد و مدتی بعد ، پس از اینکه مجلس را به توپ بستند بی بی خانم شکایتش را نزد صنیع الدوله که مجددا وزیر معارف بود برده و بالاخره توانست مدرسه را باز کند. به این شرط که  مدرسه فقط به دختران ۴ الی ۶ سال اختصاص یابد و نام دوشیزگان هم از تابلوی مدرسه حذف شود .

واقعیت این است که در تاریخ مبارزه با تبعیض جنسی و روشنگری زنان  موضوع تاسیس اولین مدرسه دخترانه از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده است. این امکان که در ابتدا خواست خانواده های مرفه بود با تلاش و پیگیری زنانی چون بی بی خانم گسترش یافت و موضوع آموزش وپرورش طیف وسیعی از دختران و زنان را شامل شد.

اما کتاب معایب الرجال ، پیشترها کتابی منتشر شده بود با عنوان تادیب النسوان ، ادب کردن و ادب شدن زنان که نویسنده اش را کسی نمی شناخت. دراین کتاب هر فصلش توهین بود به زنان ، چه جوری زبانشان را نگه دارند ، چه جوری با گله گزاری و غرولند مقابله کنند ، چکار باید کرد وقتی قهر میکنند ، طرز راه رفتن آنها باید چه جوری باشد ، آداب غذا خوردشان چه جوری باشد ، طرز لباس پوشیدنشان و حتی چه جوری بخوابند و چه  جوری برخیزند . کمی بعد قبل از ترور ناصرالدین شاه ، بی بی خانم استرآبادی در مقابل آن کتاب؛ معایب الرجال را نوشت و به طنز ضمن برشمردن عیب های مردها سعی کرد راه ورسم درست زناشوئی را توضیح بدهد. او به هر فصل آن کتاب پاسخ جداگانه ای داد ودرعین حال از نگاه خودش معایب  شماری از مردان را برشمرد که شراب می خورند ، قمار بازی میکنند ، دائم دنبال وافور و تریاک و این جور چیزها هستند وبا آدمهای ناباب معاشرت دارند. کتاب تادیب النسوان چکیده اش این بود : زن مثل بچه است و توسط مرد بایستی تربیت بشود. اصلا رستگاری زن دراین است که از شوهرش تبعیت بکند. زن نباید چیزی از شوهرش بخواهد مگر اینکه خود شوهر به او لطف کند . وظیفه زن درخانه چیست ؟ فقط ایجاد شرایط آرامش برای شوهر و هدف زندگی مشترک چیست ؟ رابطه جنسی مرد با زن . و به قول آن نویسنده عمده مطلب این است و این همه شرح و وصف در همین است .زن  باید در تمام زندگی شرمنده و خجول باشد غیر از بستر ، وقت غذا خوردن نباید حرف بزند ، باید مثل آدم های مریض یواش یواش قدم بزند و راه برود .

بی بی خانم در کتاب خودش « معایب الرجال » مردان را دعوت میکند که دست از این برخوردهای ناصواب بردارند. دست از به اصطلاح تادیب کردن نسوان بردارند و خودشان را تربیت کنند . وی داستان زندگی خود را شرح میدهد و اینکه  شوهرش به او بی وفائی کرده است. سپس می گوید نه هر مردی از هر زنی فزونتر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر . بیچاره زنان که از هر طرف به آنان می تازند. شوهرها که به اصطلاح آنها را هجو میکنند، عقلا و ادبا در شعارهایشان به آنها نیش میزنند بعد نام این را نصحیت می گذارند. در چنین اوضاع واحوالی کتاب تادیب النسوان هم پیدا میشود و قوز بالای قوز. که میگوید زن باید در تمام زندگیش شرمنده و خجول باشد جز در بستر. وی باید مثل آدم های مریض یواش یواش و بدون شتاب راه برود و وقت غذا خوردن نباید حرف بزند و از این قبیل .

نسل کتاب خانم استرآبادی معایب الرجال اگرچه با طنز همراه است با کلمات و عبارات عربی است و نویسنده جا به جا برای روشن کردن منظور خودش از شعر وآیات و احادیث بهره برده است. زبانش هم کمی تند و بی پرواست و بعضی جاها هم محافظه کاری را کنار میگذارد.

گفته میشود معایب  الرجال از نخستین بیانیه های فمینیستی در ایران است، زیرا بی بی خانم استرآبادی در این کتاب برخی از خواست های واقعی اما پنهان مانده زنان را با شجاعت مثال زدنی مطالبه میکند. وی ساختار تحمیلی جامعه را زیر سوال می برد و خواننده در این کتاب با خواست های روبرو میشود که میشود از جمله  خواستهای فمینیستی خواند. مثلا اعتراض به تعدد زوجات ، اعتراض به حق یکسویه طلاق از طرف مردان ، و تاکید بر آموزش زنان  و اینکه زنان فقط برای بستر نیستند .

بی بی خانم استرآبادی در این کتاب و با نگاه انتقادی خواستار ایجاد مناسبات جنسیتی متفاوتی میشود. وی شالوده  تفکری نو را در جامعه خودش که آن زمان عقب مانده بود و بین سنت و مدرنیزم دست وپا میزده است پی می افکند . از این جهت  امروز میتوانیم بگویم که جامعه نوگرای ایرانی در آن روزگار خواستار فرو شکستن تابوهای قدیمی  مخصوصا در مورد زنان بوده است . خلاصه کتاب معایب الرجال بی بی خانم در واقع پاسخی بود به کتاب تادیب النسوان ، کتابی که به خوار کردن زنان مبادرت ورزیده بود آنچنان که مرتجعین می خواستند.

 

فرخ زمان فرخزاد ” فروغ فرخزاد “

فروغ فرخزاد ۸ دی ۱۳۱۳ بدنیا آمد و ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ درگذشت. او شاعر نامدار معاصر ایران است و پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه های با ارزش شعر معاصر فارسی هستند. وی در ۳۲ سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت . فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان ، در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد، سپس آشنایی و همدمی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلم ساز سرشناس ایرانی موجب تحول فکری وادبی در او شد. وی در بازگشت دوباره به شعر با انتشار مجموعه تولدی دیگر تحسین گسترده ای را برانگیخت . سپس مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران بعنوان شاعری بزرگ تثبیت کند. اشعار فروغ به زبانهای انگلیسی ، ترکی ،عربی ، چینی ،فرانسوی ، اسپانیایی، ژاپنی ، آلمانی ، عبری ترجمه شدند .

پدر فروغ اهل تفرش و مادرش  کاشانی تبار بود فروغ سالهای ۱۳۳۰ در شانزده سالگی با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی و پدر کاریکلماتور ایران که پسرخاله مادر وی بود ازدواج کرد که چهار سال بعد به جدایی انجامید. حاصل آن ازدواج یک پسر بنام کامیار و با بقول فروغ کامی بود که وی ۱۳۹۷ درگذشت .

لالای ای پسرکوچک من                  دیده بربند که شب آمده است

دیده بربند که این دیو سیاه              خون به کف خنده به لب آمده است

سر به دامن من خسته گذار               گوش کن بانک قدم هایش را

بانگ می میرد و درآتش درد             می گدازد دل چون آهن من

می کنم ناله که کامی ، کامی              وای ، بردار سر از دامن من

این شعر را او برای پسرش زمستان ۱۳۳ سروده است .

فروغ پیش از ازدواج با پرویز شاپور با وی نامه نگاریهای زیبا و عاشقانه ای هم داشت . این نامه ها بهمراه نامه های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه های او به شاپور بعد از جدایی بعدها با نام اولین تپش های قلبم منتشر شده است .

فروغ فرخزاد پس از جدایی از پرویز شاپور برای گریز از هیاهیوی روزمرگی ، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی به سفر رفت. او دراین سیر وسفر تلاش کرد تا با فرهنگ اروپا آشنا شود با آنکه زندگی روزانه اش آنچنان که نقل شده به سختی می گذشت به تئاتر، اپرا و موزه می رفت. دراین دوره زبان ایتالیایی ، فرانسوی و آلمانی آموخت . سفرهای او و آشنائیش با فرهنگ هنری و ادبی غرب ذهنش را باز کرد و زمینه ای برای دگرگونی فکری برای او فراهم نمود تا اینکه با ابراهیم گلستان همنشین شد. آشنائی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلم ساز سرشناس ایرانی و همکاری با او موجب تغییر دیدگاههای اجتماعی ودر نتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد . نامه منتشر شده فروغ فرخزاد برای ابراهیم گلستان نشانگر وجود رابطه عاشقانه بین این دو است .

سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ فرخزاد را جلب میکند و دراین مسیر، آشنایی با ابراهیم گلستان، مسیر زندگیش را تغییر میدهد. این دو چهار سال بعد ۱۳۴۱ فیلمی ساختند بنام خانه سیاه است.  این فیلم در آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز ساخته شد . فروغ یکسال بعد سال ۱۳۴۲ درنمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده اثر لوئیجی پیراندلو به کارگردانی پری صابری بازی چشمگیری از خود نشان داد . در زمستان همان سال خبر رسید که فیلم “خانه سیاه است” برنده جایزه اول جشنواره اوبر هاوزن شده است. وی همان ایام کتاب شعر تولدی دیگر بیش از پیش بر سر زبانها افتاد . آنچنان که گفته شده تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش میشوند . گویا میان سالهای ۴۲ و۴۳ فروغ دست به خودکشی میزند با خوردن تعداد زیادی قرص ولی نجاتش میدهند چرایی این واقعه هنوز مشخص نیست .

فروغ فرخزاد درساعت چهار ونیم بعدازظهر دوشنبه  ۲۴بهمن سال ۱۳۴۵ هنگام رانندگی خودروی جیپ ابراهیم گلستان تصادف میکند و جان می بازد. وی را در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپردند. عکسهای موجود نشان میدهند که صادق چوبک، ابوالقاسم انجوی شیرازی، جلال آل احمد ، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج ، سیاوش کسرایی ، بهرام بیضائی، نجف دریا بندری ، احمدرضا احمدی و خیلی دیگر از هنرمندان و نویسندگان  درخاکسپاری اش حاضر بودند .

او اگرچه در دوران زندگیش درحکومت محمدرضا شاه پهلوی سانسور نشد و کتابهایش در دسترس بود،  اما شگفتا که پس از مرگش آثارش در دوره های مختلفی سانسور شدند . درکتاب شعر شاعران ایران وجهان که دریک همایش دولتی در ایران منتشر شده است نام فروغ ذکر نشده است. از۲۶ شاعر نام برده شده است ولی نام فروغ وجود ندارد و در واقع حذف شده است. که مشخص است چرا. به قول شاعر ارجمند دکتر اسماعیل خویی ، فروغ فرخزاد زنی است روشنفکر،آزاده ، آزادیخواه  و دلیر که تمام احساسات زنانه خود را بیان میکند. از سویی دیگر زنی است که میتواند ازنظر اجتماعی سرمشقی باشد برای زنان دیگر و به گمان من همیشه بوده است. و البته این همان چیزی است که آخوندها نمیتوانند تحمل کنند بویژه که فروغ تصریح کرده بود آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی آنها با حقوق مردان است. فروغ گفته بود من به رنج های که خواهرانم دراین مملکت در اثر بی عدالتی مردان می برند کاملا آگاه هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها بکار می برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی هنری و اجتماعی زنان است.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ تخیل

به داسهای واژگون شده بیکار

و دانه های زندانی

نگاه کن چه برفی می بارد

 

سیما مافیها

سیما مافیها خواننده موسیقی سنتی ایرانی از نخستین کسانی است که ترانه معروف امشب شب مهتابه اثر علی اکبر شیدا را به زیبایی خواند. از سیما مافیها تنها یک آلبوم با عنوان تصنیف های عارف وشیدا با تنظیم اسماعیل واثقی منتشر شده است. خانم سیما مافیها از بهترین شاگردان مرتضی حنانه بود. وی همکاری با رادیو را از سال ۱۳۴۶ آغاز کرد و از یکسال بعد سال ۴۷ با آغاز بکار تلویزیون وی همکاری با این رسانه را هم شروع نمود. از نخستین خوانندگانی بود که در تلویزیون به اجرای برنامه پرداخت پیشترها با نام مرجان می خواند اما چون خواننده دیگری به این نام ترانه می خواند وی با نام اصلی اش سیما مافیها ادامه داد . سیما تا ۱۳۵۳ بیش از 25 ترانه اجرا کرد. در فاصله سالهای ۵۳ تا ۵۶ اواز فعالیتهای هنری کناره گرفت ولی درسال ۵۶ با آمدن هوشنگ ابتهاج به رادیو وی فعالیت هنری دوباره از سر گرفت . متاسفانه بعد از انقلاب او نیز مجبور شد کار هنری را رها کند. خانم سیما مافیها از شاگردان کلاس خوانندگی بود که مرتضی حنانه در سالهای دهه ۵۰ در رادیو ایران داشت.  از جمله دیگر شاگردان آن کلاس بهرام گودرزی ، هوشنگ عقیلی و سروش ایزدی بودند . در تنها کاستی که از خانم سیما مافیها منتشر شده ترانه های: نوشین لبان بت چین از شیدا، شب مهتاب ، گل ومی از عارف ، عقرب زلف کجت از شیداست ، ار کنم رها از عارف .

سیما مافیها ترانه زیبایی خواندند با عنوان باغ آتشین که ابیات نخست آن این است :

سحرفام من           شکرکام من               درخت بلند بادام من    توای عمر برلب بام من

چرا آمدی چرا میروی بی نشانه            به لبهای تو نبینم چرا شکرخنده جوانه

دراین باغ آتشین وا نمیشود غنچه ترانه

 

ملک تاج محمدی ملکه خانم و خنده زیبایش

ملک تاج محمدی ملکه خانم ۱۲ مهر ۱۳۰۱ بدنیا آمد و ۴ دی سال ۹۸ به یادگارها پیوست وی همسر محمد پورهرمزان مترجم آثار کلاسیکی مارکسیستی بود.

آذر سال ۱۱۳۲۶ در انشعاب خلیل ملکی و همراهانش از حزب توده ایشان هم با سه برادر خود که در حزب بودند جدا شدند اما وی چنانکه نورالدین کیانوری می گوید بعدا به تشکیلات پیشین بازگشت. اینطور که نورالدین کیانوری در خاطراتش آورده است ملک تاج محمدی بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ مدتی رابط مستقیم وی و خسرو روزبه بودند. او را بعدها حزب به عراق و بعد به آلمان می فرستد.  ملک تاج برای فعالیت در رادیو حزب توده « پیک ایران »  درسال ۱۳۳۹ راهی بلغارستان می شود. او در همانجا با محمد پورهرمزان ازدواج میکند.

ملک تاج سال ۱۳۵۴ در کنگره زنان در آلمان همراه با اختر کیانوری ، مریم فیروز و هما هوشمند راد، شرکت میکند. حوالی انقلاب با همسرش و خیلی های دیگر به ایران برمیگردد و درانتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی بعنوان کاندید حزب توده در ۲۴ اسفند سال ۵۸ خورشیدی شرکت میکند.

ایرج اسکندری در یادمان هایش وقتی به پلنوم پانزدهم حزب توده و اعضای جدید کمیته مرکزی اشاره میکند از ملک تاج محمدی هم ذکر می کند. ایرج اسکندری از ملک خانم بعنوان زنی محکم و با ایمان به آرمان خویش یاد میکند .

ملک تاج بعدها عضو تحریریه و مدیرداخلی نامه مردم شد و بیشتر در زمینه مسائل ارزی واقتصادی مسائل دهقانی مقاله مینوشت . وی به حقوق زنان اهمیت زیادی میداد . پیش از انقلاب در یکی از مقالاتش نوشته است : مبارزه زنان ایران برای احراز حقوق برابر بخشی از مبارزه آنان برای آزادی ، استقلال ملی و صلح است. درشرایط مشخص کنونی مانع عمده در راه مبارزه زنان برای تامین حقوق خودشان دیکتاتوری حاکم است زیرا سلطنت مطلقه شاه امکان تشکل و مبارزه علنی را از زنان سلب نموده است .

بهمن سال ۶۱ که نورالدین کیانوری ، مریم فیروز، ابوتراب باقرزاده ، عباس هجری ، اسماعیل ذوالقدر، آقا رضا شلتوکی ، تقی کی منش ، عبدالحسین آگاهی ، احمدعلی رصدی ، رفعت محمدزاده و دیگران بازداشت شدند، ملکه خانم هم به زندان افتاد و رسم ایستادگی در زندان پیشه کرد. وی همچنان که در وصیت نامه اش گفته با عشق مردم زیست و جانهای شیفته ای که با مرگ میثاق داشتند الگوی زندگیش بود . او که در 97 سالگی درگذشت یکی از برجسته ترین زنان مبارز ایران بود و به استبداد زیر پرده دین کرنش نکرد آن هم وقتی برخی رهبران چنین کردند.

او دستی توانا در ترجمه هم داشت و مسائل روستایی ایران و مشکلات دهقانان و کشاورزان  را می شناخت. ایشان در دانشگاه تهران در رشته حقوق قضائی لیسانس گرفت و بعدها درآلمان اقتصاد هم خواند  و موضوع رساله دکترایش اصلاحات ارضی بود . ملک تاج محمدی آثار ارزشمندی برای کودکان و نوجوانان ایران از آلمانی و انگلیسی ترجمه کرده است از جمله : ماجراهای پهلوان وانیا اثر اوتفرید پویسلر ، برگشت نیست  و کتاب ، آن روی حقیقت  اثر بورلی نایدو ، دزد لعنتی نوشته رایت ورنر، فیلیس فیلیس سرگذشت گربه نجیب زاده اثر هانا یوهانس ، دختران هانا نوشته ماریانا فدریکسون ، لاوینیا که درآن از عشق به مردم و جانبازی به خاطرآرمان آنها حرف میزند،  داستان ویلهم تل قهرمان اسطوره ای سوئیس در قرن چهاردهم ، مردی که میتوانست پرواز کند ، …

درمجموعه تری لوژی خفاش ها با درون مایه فلسفی ،هستی شناسی زندگی خفاشی را میخوانیم که می اندیشد و برای ادامه زندگی مبارزه میکند. در کتاب دزد لعنتی که اشاره شد مخاطب با کودک کار آسیب دیده از جنگ و نسل کشی همدل میشود ، درکتاب راسموس و مرد آواره که ترجمه کرده کودکی در پرورشگاه در آرزوی خانه ای فرار میکند و از تلاش برای دستیابی به زندگی سزاوار خود دست بر نمی دارد. ملک تاج آگاهانه آثار ترجمه  خود را انتخاب میکرد. در این آثار تلاش و کوشش برای مبارزه با ستم ، آلودگی و بی عدالتی است.  ملک تاج محمدی یکی از برجسته ترین زنان مبارز ایران بود .