آیا زمان نرسیده که اپوزیسیون خودش را جم و جور کند؟

 

ثریا ندیمپور

 

آیا زمان آن نرسیده است که اپوزیسیون خودش را جمع و جور کند؟

جنبش مبارزاتی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی به رهبری جنبش فمینیستی زنان ایران وارد سیر تازه ای شده است

از کردستان تا بلوچستان ، آذربایجان ، تهران مردم شعار زن، زندگی، آزادی ـ ژن  ژییان ، ئآزادی را می دهند. این شعار تمام ملت ایران از کرد ، ترک ، عرب ، بلوچ و فارس را متحد نموده است

تظاهرات و اعتراضات اخیر سراسر ایران به قتل ژینا (مهسا امینی) نشان داد که مبارزات مردم کرد از مبارزات مردم بلوچ و فارس و عرب جدا نیست.

شعارهای متحد الشکل مردم در خیابان های ایران به رژیم نشان داد  که دیگر نمی تواند با تفرقه اندازی مبارزات مردم را در بخش های مختلف ایران خفه کند و مبارزات کرد و بلوچ وعرب را تجزیه طلبی خطاب کند و به بهانه حفظ تمامیت ارضی ایران و مبارزه با تجزیه طلبی دست به کشتار مردم مناطق محروم ایران بزند.

وقتی مردم کیش و قشم درخیابان فریاد می زنند : می کشم می کشم هر آنکه خواهرم کشت ، اوج همبستگی و همدردی مشترک را در ایران بیان میکند.

مردم ایران به وضوح متوجه اهمیت همبستگی و هم صدائی شدن برای رسیدن به هدف مشترک خود، براندازی رژیم و برقراری حکومتی فمینیستی ودمکراتیک شده اند.

جنبش زنان که از همان فردای انقلاب ۵۷ با شعار« نه روسری نه توسری » شروع شده و تا به امروز به شکل تکامل یافته آن یعنی خواستار برابری حقوق زن و مرد و لغو کامل حجاب اجباری و برکناری جمهوری اسلامی، ادامه دارد.

تجربیات جنبش های سال های اخیربخوبی نشان داد که برای پیروزی و بدست آوردن خواسته ها تنها بودن مردم در کف خیابان کافی نیست بلکه جنبش باید رهبری شود. رهبری جنبش باید بتواند از طریق پیشنهاد و بکارگیری تاکتیک مشخص مناسب با شرایط ویژه، جنبش را با کمترین هزینه به جلو هدایت بکند.

رهبری جنبش باید منعکس کننده دیدگاه های مختلف سیاسی و طبیعتا متشکل از نمایندگان مردم در داخل و درخارج ازایران، باشد .

ما دردرون اپوزیسیون شاهد وجود احزاب و سازمان های مختلفی هستیم. از احزاب منسجم با داشتن خط وبرنامه مشخص تا تجمع ها وسازمان هایی که گاها فاقد برنامه مشخصی میباشند، هستیم .

یک رهبری منسجم مستلزم داشتن احزاب و سازمان های بزرگ و دارای برنامه می باشد.

بنابراین به نفع جنبش است که سازمان های کوچک و بزرگ مرزهای خود را با دیگراحزاب مشخص و سعی در یکی شدن با آنها بنمایند . همچنانکه همه کسانی که در اروپا زندگی می کنند

میدانند که در درون یک حزب بطورمعمول فراکسیون های مختلف وجود دارد که در انتخابات سالانه درون حزبی فراکسیونی که نمایندگی اکثریت را دارد قدرت را در حزب می گیرد!

 

بنابراین ادغام و پیوستگی سازمان ها و احزاب با همدیگر با داشتن ایدئولوژی تقریبا همسوبنفع جنبش می باشد. ادغام و پیوستگی را نباید بمثابه رفتن زیرچتراین و یا آن تلقی کرد بلکه آنرا بمثابه یک حرکت سیاسی رو به جلو تلقی نمود.

وقتی سازمان ها و احزاب مختلف با برنامه های مشخص شکل گرفت آنوقت می توان برنامه های مشترک کوتاه مدت ودراز مدت را برای دوران گذار طرح ریزی نمود.

درهمین راستا لازم است زنان نیز برای منسجم شدن و دنبال کردن خواست هایشان ارگان های مستقل خودشان را چه در داخل احزاب و چه در خارج آن داشته باشند.

زنان تحت هر شرایطی باید همزمان که در احزاب و سازمان های مختلف در اپوزیسیون با مردان همکاری میکنند و عضو هستند باید تشکل مستقل خود را برای پیگیری خواست های خاص زنان داشته باشند.

زنان درارگان مشترک اپوزیسیون برای رهبری جنبش باید۵۰درصد اعضا مربوطه را بخود اختصاص دهند.

زنانی که شکست را شکست دادند  قسمت پنچم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت پنچم

قمرالملوک وزیری ماه آسمان آواز ایران

قمرخانم سید حسین خان پرآوازه ترین  خواننده زن آوازهای سنتی ایران که به احترام علی نقی وزیری موسس مدرسه عالی موسیقی نام خانوادگی او را برای خود برگزید. نخستین زن خواننده ایرانی بود که صدایش ضبط شد و اولین زنی بود که بدون حجاب روی صحنه رفت.  قمرالملوک در جوانی پس از آشنائی با مرتضی خان نی داود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد وراهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. به روایت علی تجویدی نخستین کنسرت قمر درسال 1303 در گراند هتل درخیابان لاله زار اجرا شد که برای نخستین بار تصنیف مرغ سحر از سروده های ملک الشعرای بهار را دردستگاه ماهور به همراه غزلی از ایرج میرزا خواند .

فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست              چرا که هرچه کند حیله درحجاب کند

نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است            کجاست دست حقیقت که فتح باب کند

قمراوایل آن کنسرت پرسر وصدا را به امور خیریه اختصاص داد کنسرتی که به قول خودش بیم جانم میرفت از آزار مرتجعین. او درمشهد هم کنسرت داد و درآمدش را صرف آرامگاه فردوسی کرد. سال 1306 که به افتخار شکرالله قهرمانی نوازنده قدیمی کنسرتی ترتیب داد نیر همین گونه عمل کرد. وی چهار سال بعد درهمدان کنسرت داد و درآنجا ترانه های از عارف که مورد غضب دستگاه رضا شاه بود خواند.  قمر بعدها در فیلم سینمائی مادر به کارگردانی اسماعیل کوشان حضور یافت و دقایقی با همراهی ویلون ناصر زرآبادی به خواندن غزلی از سعدی پرداخت ودرآمد حاصل از آن را نیز به بیمارستان مسلولان شاه آباد اهدا کرد.  بعداز 1319 که رادیو ایران شروع بکار کرد صدای قمر به همه جای ایران رفت.  اهل هنر گفتند صدایش لالای طنین وملاحت قدرت ودامنه وسیع بود وتکنیک خاصی در فرودها داشت.  تنوع تحریرها ، مهارت واحاطه وی در اجرای گوشه ها و ردیف ها و دستگاههای موسیقی ایران پر از شور وشیدائی بود.  آواز ها و تصنیف های قمر از جنبه ارزشهای ادبی هم در خور توجه است شاعران تصنیف ها و آوازهای او از جمله شیدا ، میرزاده عشقی ، عارف، ایرج میرزا، پژمان بختیاری، وحید دستگردی ،موید ثابتی، ملک الشعرا بهار، امیر جاهد بودند.

نخستین معلم او مادر بزرگش خیرالنساء افتخار الذاکرین روضه خوان حرمسراهای قجر بود وقمر با او همخوانی میکرد وبا شنیدن مرثیه ها ونوحه خوانی های مادر بزرگش آهنگ نغمه های را که اقتباس از برخی گوشه های مختلف دستگاههای موسیقی ایرانی مثل گوشه حجاز در ابوعطا یا گوشه غمگین انگیز درآواز دشتی بود بی آنکه نامشان را بداند فراگرفت  و زمزمه کرد . بعد از مادر بزرگ وی متاثر از سید حسین طاهرزاده خواننده موسیقی ایرانی بود که دراجرای قطعات آوازی تصنیف های و قطعات ضربی تبحر داشت.

اما اولین کسی که قمر را کشف میکند مرتضی خان نی داود بود و اولین آهنگ را هم او برایش ساخت.  درواقع قمر با وجود نی داود قمر میشود.  ازدیگر کسانیکه قمر الملوک وزیری با او آشنا شده بود باید از درویش خان نام برد ابوالحسن صبا، حبیب سمائی و حسین یاحقی هم از همنوازان صدای او بودند . ازدکتر محمود خوشنام شنیدم شعر وآهنگ پنج تصنیف قمر از عارف قزوینی است که معروفترین آن ” تا رخت مقید نقاب است” درنکوش حجاب  ومارش جمهوری است.  قمر صفحه جمهوری را در زمان رضا شاه خوانده که خودش یک عملیات بزرگ بود متن دو تصنیف او نیز از ایرج میرزاست : مرگ مادر و عاشقی با محنت بسیار .

آهنگ شش تصنیف قمر نیز از استادش مرتضی خان نی داود است  و اما رکورد تصنیف سازی برای قمر را محمد علی امیر جاهد شکسته است.  قمر زنی شریف و خواننده ای بی همتا بود . اما درمورد وی اغراق هم شده است بویژه از سوی کسانیکه به وی تعلق خاطر داشتند یا در جاذبه اش بودند.  ایرج میرزا دریکی ازاین  شعرها درستایش قمر” ملکی بود قمر پیش خداوند عزیز” میگوید که قمراصلا این جهانی نیست  وبه اشتباه به این جهان خاک پیوند خورده است . خداوند در اصل قمر را برای دل خود آفرید واما چون جهان را خلق کرد و پی برد که جهان هستی چیزی کم دارد به خاطر نقطه کمال هستی دل از قمر کند  و او را به زمین فرستاد . قمرالملوک وزیری تا سال 1332 در اوج قرار داشت ودرهمین سال آواز بسیار زیبائی همراه با نوازندگی برادران معارفی در رادیو ضبط کرد که میگویند این آخرین کار او بود چرا ، چون بعد از او سکته کرد وبه علت سکته حنجره جادویش از کار افتاد. ازآن پس قمر خانه نشین وبستری گردید و درتنگنای مالی گرفتار آمد شمار زیادی از دوستانش او را ترک کردند و قمر برای تامین معاش از سر ناچاری در کافه شکوفه نو میخواند . جعفر شهری به این موضوع اشاره ای غم انگیز دارد.  من بخشی از یادداشت او را که یادم هست میگویم« شنیدم که قمر در شکوفه نو برنامه دارد رفتم به دیدارش ، دانستم که این کافه هرشب قمر را با سی تومن مزد اجیر کرده است خدایا خدایا قمر کجا و اینجا کجا ، کافه شکوفه نو!! یکی گفت آقا از استیصال است استیصال ، از شکوفه نو بیرون آمدم حیران و غمگین، تحمل آن صحنه را نداشتم.  چند روز بعد شنیدم بدلیل پیری و گرفتگی صدایش شکوفه نو هم او را جواب کرده و قمر دوباره خانه نشین شده است . روزی رفتم به دیدارش و آنچه دیدم تلخ بود تلخ و گریه آور، قمر در بستر بیماری و بی کسی تنها بود و درفقر شدید . او ماه آسمان آواز ایران تنها بود وبیکس و سرانجام 14 مرداد سال 1338 چشم از جهان فروبست و با این دنیای بیرحم وداع کرد. هنگامیکه جسد او را شستند وبه یک مسجد انتقال دادند تا موقتا آنجا باشد تا رادیو برای تشیع از مردم هنردوست دعوت بعمل آورد متولیان مسجد حاضر نشدند اورا حتی برای یک شب بعنوان مهمان بپذیرند . با اینکه زنده یاد تقی روحانی متن زیبای قمر رفت را در رادیو قرائت کرد وبرای شرکت در مراسم از همگان دعوت شده بود از خیل هنرمندان خبری نبود تنها تعداد اندکی از مردم عادی و چند چهره آشنا مرتضی خان نی داود، حسین تهرانی، جواد بدیع زاده وسیدجواد ذبیحی اینها حضورداشتند و بدینگونه قمر به میهمانی خاک رفت .

خوب است اینجا از زنان خواننده پیش از قمر  یعنی  پیشگامان خوانندگی زنان در ایران هم یاد کنم. زنان خواننده پیش از قمر، سلطان خانم  سکینه خانم و شاگردان آقا علی اکبر، زینت خانم  شاگرد محمد صادق خان ، زیور سلطان خواهر سما ظهور و زری خوش آواز .

قمر رفت ولی کار او ماند.

کار می ماند و آدم زمیان خواهد رفت بیستون هست ولی خسرو وفرهادی نیست .

بدری آتابای و کتابخانه سلطنتی

بدری آتابای خواجه نوری فهرست نویس ، مولف و مصحح ایرانی است.  ایشان پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی و متوسطه در دانشگاه تهران ادبیات خواند سال 1340 درامریکا  فوق لیسانی کتابداری و فهرست نویسی نسخ خطی را دریافت کرد و پس از بازگشت به ایران مسئولیت کتابخانه سلطنتی را بعهده گرفت و کوشید آثار خطی ارزشمند را به دانش پژوهان بشناساند . من از ایشان به نیکی یاد میکنم اینکه همسر معاون دربار شاه بود وخودش هم به خاندان سلطنتی تعلق خاطر داشته از کار با ارزش وی درکتابخانه سلطنتی نمی کاهد  من اگر فرصت داشتم در مورد شاه بیگم  دختر فتحعلی شاه همچنین تومن آقا فخرالدوله دختر ناصرالدین شاه هم می گفتم ومی نوشتم چرا آن دو نیز اهل کمال بودند و به زیبائی می نوشتند .

بنظر من خانم بدری آتابای به تاریخ ایران وپژوهشگران ایرانی خدمت زیادی کردند در کتابخانه سلطنتی حدود سه هزار وسیصد  نسخه خطی وجود دارد که نظیر آن در هیچ کجای دنیا نیست و ایشان بیش از شصت سال پیش فهرست آنها را در هشت جلد منتشر نمود و کار بزرگی بود.

بدری خانم سال 1359 از ایران رفت و مقیم مصر شد ودرچندین دانشگاه در آن کشور به تدریس زبان فارسی و تاریخ ایران پرداخت و بعدا به امریکا رفت وآنجا هم آثار خوبی منتشر نمود از جمله : گنجینه ای از هنرهای ظریف ایرانی ، نگاهی به گوشه های از تاریخ ایران ، تصیحح بیست ودو غزل از حافظ ، آلبوم های کتابخانه سلطنتی ، دیوان ها وقرآن های خطی و مرقعات کتابخانه یعنی قطعات مختلف هنری ، آثار خوشنویسی ، نقاشی و از این قبیل .

بدری آتابای در گفتگو با حبیب لاجوردی درتاریخ شفاهی به آخرین روزهای شاه درایران اشاره نموده و خاطره آن سفر بی بازگشت را روایت میکند که نکات قابل تاملی دارد ازجمله اینکه : قراربود شاه دو ماه بعد برگردد وهمسرم ابوالفتح آتابای معاون وزارت دربار، همسرم وقتی شاهزاده ها را دستش سپردند تا چند روزی  زودتر از محمدرضا شاه پهلوی از مملکت آنها را خارج کند رو کرد به من و گفت ما 25 فروردین سال 58 برمیگردیم 25 فروردین دو ماه دیگر ، علیاحضرت شهبانو و خود اعلیضرت هم وقتی میرفتند فکر میکردند تا دو ماه دیگر برمیگردند . بدری آتابای با افسوس میگوید بسیاری از کتب خطی بریتش میوزیوم از آثار دزدیده شده کتابخانه سلطنتی ایران زمان مظفری است مانند صفحاتی از مرقع گلشن که نادر شاه از هندوستان آورده بود . در کتابخانه نسخ خطی کاخ گلستان آثار با ارزشی حفظ شد از جمله شاهنامه بایسنقری ، شاهنامه رشیدا  به کتابت عبدالرشید دیلمی ، مجموعه چهل جلدی هزار ویکشب ، ظفرنامه تیموری ، مثنوی روضه الانوار خواجوی کرمانی ، پنج گنج نظامی به خط نستعلیق ، سلسله الذهب ، گلستان سعدی به خط شاه قاسم و به قلم نستعلیق ، کلیله و دمنه با نگاره های بسیار، همچنین مجموعه نقاشی های حمزه نامه ، حبیب السیرتالیف غیاث الدین بن همام و از این قبیل .

خانم بدری آتابای سابقه کتابخانه سلطنتی را درجلد دوم فهرست های دواینی که منتشر نموده شرح داده است.  مسئولیت کتابخانه سلطنتی را خیلی جلوتر لسان الدوله ، بعد پدر پروین اعتصامی یوسف اعتصام الملک ، بعد شیخ المشایخ معزی، بعد میرزا موسم اتالممالک  ودرادوار بعدی حبیب الله نوبخت ، بدیع الزمان فروزان فر ودرآخرسر بدری آتابای بعهده داشتند .

درمورد نادرشاه افشار سندی در کتابخانه سلطنتی نگهداری میشود که قابل تامل است.  نادر شاهی که ما تصور می کنیم فقط یک آدم نظامی است او دستور داده بود تورات ، زبور و انجیل و قرآن به فارسی درآید تا امکان مقایسه آنها فراهم بشود برای اینکار متخصصین را نادر شاه جمع میکند و از آنها میخواهد این کار با دقت انجام بشود. خانم بدری آتابای خواجه نوری سند مزبور را هم منتشر کردند . نگاهی به گوشه های از تاریخ ایران از آثار خوب ایشان است که فراز و نشیب تاریخ میهن مان را از آمدن آریائی ها تا اواخر دوره قاجار به کوتاهی و زیبائی به تصویر کشیده است .

توران میرهادی پیشکسوت ادبیات کودکان در ایران

توران میرهادی سال 1306 خورشیدی پا به دنیا  نهاد و سال 1395 درگذشت او نویسنده وشخصیت برجسته فرهنگی بود که بیش از شصت سال درگستره آموزش وپرورش وادبیات کودکان کوشید وی مدرسه فرهاد را یک ربع قرن از سال 34 تا 59 اداره کرد این مجتمع یکی ازآموزشگاههای تجربی و الگوواری ایران بود که هدفها وکارکردهای آموزش و پرورش مدرن درآن تجربه وارزیابی میشدند توران میرهادی بهمراه لیلی ایمن آهی یکی از بنیانگذاران شورای کتاب کودک بود و سال 1358 سرپرستی تدوین وتالیف فرهنگنامه کودکان ونوجوانان را نیز بعهده گرفت .

خانم میرهادی را مادر ادبیات کودک ونوجوان در ایران خواندند پدرش ریشه وتبار تفرشی داشت و مادرش گرتا دیشریش آلمانی بود پدر دانش آموخته مهندس مکانیک ماشین آلات و راه وساختمان از آلمان بود مادرش درمونیخ هنر خوانده و نقاشی و مجسمه سازی میکرد ودرهنرستان کمال الملک به هنرجویان مبانی هنر ومجسمه سازی آموزش میداد .

توران میرهادی از کودکی با دو فرهنگ آلمانی و ایرانی زیست و بزرگ شد وی درمدرسه آلیانس تهران  و بعد در دبستان آذر سالهای ابتدائی تحصیل را بپایان برد و سال 1317 به دبیرستان نوربخش رفت و با پایان دبیرستان در دانشگاه تهران زیست شناسی خواند در همان ایام با دو نفر آشنا شد که راهنمای خوبی در کار او بودند جبار باغچه بان که طرح سواد آموزی بزرگسالان را پیش میبرد و محمد باقر هوشیار که اصول آموزش و پرورش درس میداد . توران خانم بعدا از تحصیل دررشته علوم طبیعی از زیست شناسی انصراف داد وبرای آموزش درزمینه علوم پرورشی و روانشناسی راهی فرانسه شد . آن هنگام یکسال بعداز پایان جنگ جهانی دوم بود و اروپا وضع ناگواری داشت . توران با جیره خوراک روزانه زندگی میکرد اما تسلیم دشواریها و وضعیت ناگوار پس از جنگ نشد.  او درفرانسه نخست روانشناسی تربیتی و پس از آن رشته آموزش  پیش دبستانی خواند وزمستان 1330 به ایران بازگشت.  درآن هنگام ایران درگیر کشمکش نیروهای سیاسی وکشورهای قدرتمند جهانی بود وزمینه اجتماعی سیاسی برای فعالیتهای فرهنگی مناسب وجود نداشت،  نخستین کار او حضور در کودکستان بهار و انتقال دانش وتجربه هایی  بود که آموخته بود در دبیرستان نوربخش هم زبان فرانسه درس میداد .

موضوع اصلی آن ایام ملی شدن نفت بود و توران خانم نیز مانند بسیاری از جوانان روشنفکر ایرانی نگران واکنش عمله استبداد واستعمار بود.  وقایع بعدی زندگی او را هم تحت تاثیر قرار داد همسرش سرگرد جعفر وکیلی پس ازکودتای 28 مرداد سال 32 تیرباران شد.  فعالیت متمرکز خانم میرهادی در عرصه آموزش وپرورش از سال 1334 با پایه گذاری کودکستان فرهاد و سپس دبستان فرهاد که آن زمان بصورت مختلط اداره میشد آغاز گشت. دربیشتر سالهای دهه 40 و 50 مدرسه فرهاد به واحد تجربی تعلیمات عمومی تبدیل شد و پیشرفته ترین دیدگاههای درون آموزش وپرورش ایران نخست در این مجتمع بررسی و تجربه ودر صورت کسب اعتبار درنظام آموزش و پرورش جاری میشد . طرح راه اندازی کانون فکری کودکان و نوجوانان ، راه اندازی شورای کتاب کودک ، گسترش ادبیات کودکان در ایران و راه اندازی نشریه های پیک ، پیک دانش آموز، پیک معلم ، پیک خانواده مدیون تلاشهای توران میرهادی هم هست .او درسال 1335 با لیلی ایمن آهی و آذر رهنما نخستین نمایشگاه کتاب کودک را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار کردند.  این نمایشگاه از آن جهت اهمیت دارد که موضوع کمبود کتاب کودک و کتابخانه های ویژه کودکان را به جامعه فرهنگی آن روزگار یاد آوری کرد.  پس از این کار بود که جنبشی در گسترش ادبیات کودکان راه افتاد که تا زمان پایه گذاری شورای کتاب کودک در سال 41 بطور غیررسمی ادامه یافت . درسال 1346 ایرج افشار، فریدون بدری ، اسماعیل سعادت و امثال آنان بر تدوین و تالیف فرهنگنامه بومی که نیازهای کودکان ونوجوانان ایرانی را برآورده سازد تاکید کردند بویژه ایرج افشار روی این موضوع خیلی تاکید میکرد .

توران میرهادی هم این ایده را در ذهن داشت تا اینکه درسال 1358 عملی شد وی درتالیف وتدوین کتب ذیل البته همراه با لیلی ایمن آهی، ثمین باغچه بان ، پرویز کلانتری ، نورالدین زرین کیک نقش داشته است کتاب کار مربی کودک ، فارسی اول، تعلیمات اجتماعی سوم  و چهارم دبستان ، گذری در ادبیات کودکان ، فهرست کتابهای مناسب برای کودکان ونوجوانان ، جستجو در راهها و روشهای تربیت ، فرهنگنامه کودکان و نوجوانان .

خلاصه و توضیح نوشته « زنانی که شکست را شکست دادند»

خلاصه و توضیح نوشته « زنانی که شکست را شکست دادند»

خلاصه ای از زنانی که شکست را شکست دادند

، نوشته « زنانی که شکست را شکست دادند»  شامل داستان زندگی و مبارزه صد ساله  زنان ایران است . زنانی که علرغم مشکلات فرهنگی جامعه سنتی صد سال پیش ایران و نیز بعد ها در پهنه های مختلف  سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در جامعه موفق بودند . موفقیت این زنان در زمینه های مختلف و نیز کوشش آنان درایجاد مدارس دخترانه و تشکل های مختلف زنان در رشد فرهنگی زنان اهمیت به سزایی داشته است. این نوشته در چندین قسمت است و بر گرفته از سایت آقای  « همنشین بهار»  که بصورت صوتی توسط خود ایشان بیان شده است، میباشد. – ثریا

قسمت اول

مریم عمید ” فرین السلطنه ” (1282 خ.      )

انتشار نشریه شکوفه دومین نشریه ویژه زنان ایران در مورد حقوق زنان بمدت 4 سال 77 شماره و تقریبا هردو هفته یکبار منتشر میشد ، بنیانگذار دو مدرسه نوین دخترانه بود یکی صنایع مزیینه و دومی دارالعلم .

محترم اسکندری ” گوژپشت راست قامت ” (1301 خ.       )

تاسیس جمعیت نسوان وطن خواه با تعدادی از زنان همفکرش در سال 1301 خ . جنبشی برای برابری زنان

فاطمه زرین تاج ” قره العین ” (1268 ـ 1230 خ .)

از اولین مریدان سید علی محمد باب و از رهبران جنبش با بود ، شاعر و محدث ایرانی ، نخستین زن بابی که روبنده از صورت برگرفت

سال 1852 م. با حکم دو مجتهد در زمان ناصرالدین شاه قره العین محکوم به اعدام شد اورا خفه کردند و جسدش را در چاه انداختند

زینب پاشا” دهباشی زینب”

از زنان مبارز تبریزی که در نهضت تحریم تنباکو و توتون و گشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قحطی نان پیشگام بوده است

وی همراه چهل نفر از زنان تبریز علیه ستم پیشگان و به موازات آن علیه نابرابری های جنسی که نظام فئودالی و دیدگاههای سنتی بر زنان تحمیل کرده بود به جنگ مسلحانه و پارتیزانی دست میزند

 

قسمت دوم

شوشا اعصار (1387ـ 1314)

نویسنده ؛ ترانه سرا، آهنگ سازف خواننده و فیلم ساز به سه زبان فرانسه ، انگلیسی  و فارسی میخواند و می نوشت

بمدت بیست سال سردبیر نشریه با ارزش پاریس رویو بوده است

ترانه های زیبایی به زبان گیلگی ؛ لری و چند گویش دیگری به یادگار مانده است .

ملک تاج فیرزوز ” نجم السلطنه “

نوه عباس میرزا و مادر دکتر محمد مصدق از زنان نیکوکار و پایه گذار بیمارستان نجمیه تهران .ساخت بیمارستان 1307 خ.

طوبی آزموده ( 1315ـ1257)

موسس نخستین مدرسه دخترانه درتهران ، از پیشگامان جنبش زنان درایران

دبستان ناموس را درسال 1286 خ. علیرغم مخالفت های بسیار و فتوی شیخ فضل الله نوری که تاسیس مدرسه دخترانه مخالف شرع است در خانه خود تاسیس کرد و درمدت کوتاه تعداد مدارس دخترانه را به شش دستگاه رساند .

علاوه بر دایر کردن مدارس دخترانه ، کلاسهای اکابر را جهت جذب مادران دایر کرد.

بی بی مریم بختیاری (1316ـ 1253)

از پیشگامان مطالبات حقوق زنان  و از مدافعان ملی سرزمین ایران در خلال جنگ جهانی اول بشمار می آمد

در فتح تهران سردار بی بی مریم شخصا تفنگ بدست گرفت و دربرابر قزاقان جنگید  وی از معدود زنان عصر مشروطه است که یادمان زندگی خود را نوشته است .

صدیقه دولت آبادی (1340ـ 1261)

روزنامه نگار، از بنیانگذاران انجمن مشروطه خواهان موسوم به انجمن مخدرات وطن بود

از نخستین فعالان زنان در ایران و نشریه ای هم بنام زبان پارسی خاص منتشر کرد

به همت وی درسال 1296 خ. یکی از اولین دبستان های دخترانه تاسیس شد

مخالف قرارداد 1907 م . که ایران را تحت نفوذ انگلیس و روس قرار میداد و وی همراه با دوستانش این مخالفت را با تحریم کالاهای وارداتی ، با رفتن به قهوه خانه  و تشویق مردم به عدم استفاده از قند خارجی و … نشان میدادند .

انتشار اولین نشریه حقوق زنان در خارج از تهران در سال 1298 خ . و سومین آن در ایران بنام زبان زنان  بمنظور آشنا کردن زنان با حقوقی همچون آموزش ، استقلال اقتصادی و حقوق خانوادگی .

سال 1300 خورشیدی انجمن آزمایش بانوان را درتهران دایر کرد و علیه استفاده از کالاهای خارجی اقدام نمود

1301 خ . شرکت و سخنرانی در کنگره بین المللی زنان در برلین

1305 خ . در دهمین کنگره بین المللی برای حق رای زنان بنمایندگی زنان ایرانی شرکت کرد

لیلی لازاریان ( فوت 1382 خ . بینانگذار رقص باله در ایران  و رقصنده باله

قسمت سوم

لورتا هایراپتیان تبریزی ( 1377ـ 1290 خ.)

هنرپیشه ارمنی تبار ایرانی ، از هشت سالگی به روی صحنه رفت و تا حول وحوش انقلاب درایران به  کار هنرپیشگی و کارگردانی پرداخت.

فاطمه سیاح  پایه گذار ادبیات تطبیقی در ایران ( 1326ـ 1281 خ .)

از بنیانگذاران کانون بانوان در وزارت فرهنگ

اولین بانوی استاد دانشگاه کرسی نقد ادبی را در دانشگاه تهران پایه گذاری کرد

بعنوان یکی از فعالان حقوق زن درایران

سال 1352 به عضویت نخستین کنگره نویسندگان ایران درآمد

وی چهره شاخصی در زمینه حقوق زنان و ارتقا سطح علمی و فرهنگی آنان بود

راضیه شعبانی ( 1391ـ 1304 خ )

از اعضای فرقه دمکرات آذربایجان و حزب توده ایران

زندگیش با 7 سال زندان ، 12 سال زندگی مخفی، و بیش از 40 سال تبعید ، همسرش رضا ابراهیم زاده از اعضای گروه موسوم به 53 نفر بود

شمس کسمائی ( 1340ـ 1262)

زنی روشنفکر و آزادیخواه که شعر هم می گفت هرچند ادعای شاعری نداشت

عروض وقافیه را از شعر برداشت و قطعه شعری هم که بدون قافیه بندی در 1299 خ درمجله آزادیستان تبریز منتشر شد جزو نخستین نمونه های نوگرائی از وی درشعر فارسی بشمار آوردند.

وی نوشتارهای تند سیاسی هم می نوشت

به گروه نویسندگان نشریه تجدد پیوست و درجنبش سیاسی و انقلابی آذربایجان مشارکت فعال نمود

خانه اش محل رفت وآمد روشنفکران بود

قدم خیر قلاوند ” شیرزن لر” ( 1312ـ 1278 خ.)

از زنان مبارز اواخر قاجار و ابتدای حکومت پهلوی بود

سوارکار قابل و تفنگچی ماهری بود

فصل چهارم

روشنک نوعدوست ( فوت 1336 خ.)

روزنامه نگار، از پیشگامان جنبش زنان درایران

سال 1297 خ . مدرسه ای با سه کلاس برای زنان ودختران در رشت تاسیس کرد

به دختران اجازه نمیداد در مدرسه حجاب داشته باشند

سال 1299 خ . جمعیت پیک سعادت نسوان رابرای پیگیری حقوق سیاسی و اجتماعی زنان تاسیس کرد

صاحب امتیاز نشریه پیک سعادت نسوان

سوسن تسلیمی ( 1328 خ .  )

40 سال سابقه هنری ، بازیگر تئاتر و سینما

از سال 2002 ـ 1999 میلادی عضو هئیت مدیره انستیتوی فیلم سوئد بود . سال 1380 خ . جایزه شخصیت ممتاز فرهنگی وهنری سوئد را گرفت .

پوری سلطانی ( 1394ـ 1310 خ .) مادر کتابداری نوین ایران

از پایه گذاران علوم کتابداری و اطلاع رسانی درایران

پایه گذار مرکز ملی کتابداری درایران

شمس الملوک مصاحب

از نخستین سناتورهای زن در مجلس سنای ایران بمدت 17 سال

فرح دیبا

اولین بانوی ایران پس از انقلاب مشروطیت که به نیابت سلطنت نائل شد

درسال 1346 خ . تنها ملکه در تاریخ ایران که تاجگذاری کرد

در شکل گیری بیش از سی موسسه آموزشی ، فرهنگی ، بهداشتی و درمانی نقش داشت

ترجمه و نقاشی کتاب دخترک دریا اثر هانس کریستین آندرسن

انتشار خاطرات خد با عنوان ” کهن دیارا” در سال 2003 میلادی

معصومه شادمانی

معصومه شادمانی مادر کبیری اززنان آزادیخواه که با دو رژیم شاه و شیخ درافتاد و پیش و بعد از انقلا به سختی شکنجه شد . 5 دیماه 1360 تیرباران شد

فصل پنجم

قمرالملوک وزیری ماه آسمان آواز ایران

پرآوازه ترین خواننده زن آوازهای سنتی ،

اولین زنی که صدایش ضبط شد و بدون حجاب روی صحنه رفت

درآمد حاصل از کارهایش را صرف امور خیریه میکرد

درسال 1332 خ. بعد از آخرین اجرا سکته کرد و حنجره اش از کار افتاد و خانه نشین شد

بدری آتابای خواجه نوری

فهرست نویس ، مولف و مصحح ایرانی

مسئولیت کتابخانه سلطنتی را داشت و حدود سه هزار وسیصد نسخه خطی که درکتابخانه سلطنتی وجود دارد فهرست آنها را درهشت جلد منتشر نمود

توران میرهادی (1395ـ 1306خ .) پیشکسوت ادبیات کودکان در ایران

نویسنده و شخصیت برجسته فرهنگی ، از بینانگذاران شورای کتاب کودک ،

سال 1358 خ . سرپرستی و تدوین و تالیف فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را بعهده گرفت وی را مادر ادبیات کودک و نوجوان در ایران خواندند

فصل ششم

فاخره صبا ( 1386ـ 1299 خ .)

خواننده اپرا، نویسنده و فرهنگ نویس ایرانی

خوانندگانی چون محمد نوری از شاگردان |آواز او بود

او و همسرش بنیانگذار دانشگاه کرمان بودند

فخر عظمی ارغون ( 1345ـ 1277 خ .)

روزنامه نگار و اززنان پیشرو جنبش زنان درایران و مادر سیمین بهبهانی

سال 1311 خ. سردبیر روزنامه آینده ایران

سال 1313 خ . مجله بانوان را منتشر کرد

از اعضای حزب دمکرات ایران

در تاسیس مدارس دخترانه نقش چشمگیر داشت

شعر هم می سرود

همراه با گروهی از زنان روشنفکر هسته مرکزی انجمن نسوان وطن خواه را تاسیس کردند

مهشید امیرشاهی ” دخت خو”

نویسنده ، مترجم ، طنزپرداز ، روزنامه نگار

سال 1992 م . پیشگام انتشار بیانیه هنرمندان و روشنفکران ایرانی در دفاع از سلمان رشدی شد که به اعلامیه 50 نفره شهرت یافت

رمان های وی : در حضر، درسفر

طلعت بصاری ( 1302 خ .      )

نخستین زن ایرانی بعنوان معاون دانشگاههای سراسری ایران دانشگاه جندی شاپور برگزیده شد.

پژوهشگر و متخصص در شناخت شاهنامه

ششمین زن که موفق به دریافت دکتری زبان وادبیات فارسی شد

انتشار کتاب دستگاه ها و آهنگ های موسیقی ایرانی و نام سازهای ایرانی

روشنک داریوش

مترجم رمان قطره اشکی دراقیانوس اثر مانس اشبربر ، هفت گفتگو و سه مقاله

ترجمه چرخ دنده اثر ژان پل سارتر

فصل هفتم

زندخت شیرازی ( 1331ـ 1290خ .) فروغ عصر خویش

از زنان دلیرو پیشاهنگ نهضت آزادی بانوان بود

در 18 سالگی جمعیت نسوان را بنیان گذاشت این با جمعیت نسوان وطن خواه متفاوت است

مجله دختران ایران را  در هفت شماره منتشر کرد وهدف از انتشار آن بیداری زنان بود

نوشتن مقالات در روزنامه های همچون حبل المتین چاپ هندوستان ، عصرآزادی چاپ شیراز، شفق سرخ چاپ تهران هم درزمینه تساوی حقوق زن ومرد ، آزادی زنان و لزوم کشف حجاب می نوشت

شعر هم می سرود

آذر رهنما

پژوهشگر ، روانشناس ، رئیس دانسشرای عالی اصفهان

نقشی فعال در انتشار چندین نشریه ازجمله مجله سپیده فردا، زبان آموزگار

ترجمه زندگی شگفت انگیز آلبرت شوایتزر اثر فاسمر دال

سال 1335 خ.  آذر رهنما بهمراه توران میرهادی و لیلی ایمن گاهی نخستین نمایشگاه کتاب کودک را در دانشگاه تهران برگزار نمود.

تانیا آشوت هاروتونیان ( 1316 خ.   )

موسیقیدان و نوازنده نامی پیانو ارمنی تبار

ژانت آفاری

پژوهشگرو استاد دانشگاه کالیفرنیا در رشته تاریخ

کتابهای وی درباره تاریخ اجتماعی ایران بویژه در سالهای انقلاب مشروطه که به زبان انگلیسی منتشر شده ارزشمند و قابل تامل است

وارتو طریان ( 1275 خ .  )

کارگردان ارمنی تبار و نخستین بانوی ایرانی که نمایشنامه ای را کارگردانی کرده است

همچنین از اولین زنان که روی صحنه رفت

نورالهدی منگنه

روزنامه نگار، نویسنده و از پیشگامان جنبش زنان درایران

انتشار مجله بی بی از سال 1334 خ.

عضو جمعیت نسوان وطن خواه ، بیشتر روی سواد آموزی زنان تمرکز داشت

فرخ رو پارسا

اولین مدیر کل زن در ایران سال 1339 خ.

نخستین زن در رژیم شاه که به مقام وزارت رسید وزیر آموزش وپرورش

تیرباران سال 1359 خ .

ننه علی وبیست سال زندگی درقبرستان

مادری که فرزندش در رویارویی با نیروهای امنیتی شاه جانباخته بود یک لحظه تنها نگذاشت و مدت بیست سال شبانه روزی کنار مزار پسرش زندگی کرد

فصل هشتم

صدیقه سامی نژاد ” روح انگیز”

روح انگیز نخستین زن هنرپیشه اولین فیلم ناطق ایرانی بنام دختر لر بود

مریم فیروز ( 1386ـ 1292 خ.)

نخستین زنی که عضو هئیت سیاسی یک حزب درایران شد

از مخالفان رژیم شاه و ازفعالان حقوق زنان درایران

همسر نورالدین کیانوری از رهبران حزب توده

زندگی خود را وقف آشنا کردن زنان به حقوق شان نمود و او به نسب اشرافی و قاجاری خود دست رد زد

پردیس ثابتی

زیست شناس و عالم ژنتیک الگوریتمی را طراحی نمود که اثرات ژنتیک بر تکامل بیماریها را نشان میدهد وی درلیست صد نابغه جهان ، نفر چهل ونهم میباشد

شهناز آزاد و دغدغه آزادی حجاب

دخترمیرزا حسن رشدیه

دغدغه آزادی حجاب وی و همسرش ابوالقاسم آزاد را برآن داشت که مجمع کشف حجاب را درتهران تاسیس کنند سال 1302 خ.   اما از آنجا که نظر دولت هنوز بر آزادی حجاب نبود ابوالقاسم آزاد بخاطر آن تبعید و زندانی شد

شهناز آزاد حجاب را ازجمله عوامل عقب افتادگی زن ایرانی میدانست

روزنامه نگار، انتشار نامه بانوان

مهین اسکوئی ، تاثیرگذارترین زن تاریخ تئاتر ایران

کارگردان ، مدرس تئاتر و مترجم آثار نمایشی ، یکی از بنیانگذاران تئاتر آناهیتا بود از نخستین زنان ایرانی که در صحنه نمایش ظاهر شد

تئاتر آناهیتا نقطه عطف تاریخ تئاتر ایران است

ایران درودی و چشم شنوایش ( 1315 خ .   )

نقاش ، نویسنده ، کارگردان ، منتقد هنری و استاد دانشگاه رشته تاریخ هنر

فصل نهم

ژاله آموزگار ( 1318 خ. )

پژوهشگرفرهنگ و زبانهای باستانی ایران ، آشنا به زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، پهلوی، اوستا  ترکی

منیر فرمانفرمایان ( 1391ـ 1301 خ ) هندسه گراترین هنرمند عصر حاضر ایران

نقاش

قمر آریان

پژوهشگر و نویسنده ایرانی از نخستین استادان دانشگاه زن درایران ، همسر دکتر عبدالحسین زرین کوب

درجلسه به اصطلاح محاکم دکتر محمد مصدق حضور داشت

سرور کسمائی و کلاسهای شاهنامه شاهرخ مسکوب

رمان نویس و مترجم

یکی از با ارزش ترین کارهای وی کمک به تشکیل کلاسهای شاهنامه زنده یاد شاهرخ مسکوب در پاریس بود که بمدت سه سال بطور مرتب جریان داشت

لیلی افشار ( 1338 خ .   ) و نصب رو پرده بر روی ساز خود

نخستین نوازنده زن در جهان است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک به درجه دکتری دست یافته است این هنرمند ایرانی بمنظور اجرای قطعات موسیقی ایرانی با گیتار کلاسیک اقدام به نصب رو پرده بر روی ساز خود کرده است .

هنگامه یاشار مفید

ترانه سرا ، نویسنده و کارگردان تئاترهای عروسکی و خواننده ترانه های زیبای کودکانه

ویدا حاجبی

صدیقه سادات رسولی ( روشنک )

گوینده رادیو ایران و برنامه گلها

فصل دهم

پوران بازرگان ( 1385ـ 1316 خ .)

اولین زنی که درسال 1348 خ. به مبارزه چریکی پیوست و درهمان سال با محمد حنیف نژاد ازدواج کرد

از زنان پیشتاز که علیرغم محدودیتهای خانوادگی و اجتماعی از چالش علیه سنت ها و پیشداوریها نهراسید علیه قید وبندهای شجاعانه ایستاد

نسرین معظمی گلپایگانی

زیست شناس و میکروب شناس ایرانی است وی روی ریز جلبک ها میکرو آلگا تحقیق میکند وی با پژوهش های خود نشان داد که امکان تولید برخی از فراورده ها مثل دارو، لوازم آرایشی و بهداشتی ، خوراک دام و طیور و آبزیان از ریز جلبک ها وجود دارد

نسرین خسروی ( 1389ـ 1329 خ ) تاثیر گر شادیهای کودکانه

عمده فعالیت آوازه اش در دنیای کودک ونوجوان بود

لیلیت تریان و تجسم سکوت (1397|ـ 1309 خ )

مادر مجسمه سازی ایران

هاجر تربیت (1352ـ 1284 خ )

جزو بانوانی که نماینده تهران در دوره های 22ـ 21 مجلس شورای ملی ، یکی از زنان فعال و متجدد زمان خود بود همسر محمدعلی تربیت از آزادیخواهان و روشنفکران آذربایجان

هاجر تربیت از کسانی بود که روز 17 دی 1314 در مراسم کشف حجاب دانشسرای تهران خطابه ای را ایراد کرد

وی همراه به صفیه نمازی ، فاطمه سیاح حزب زنان ایران را تشکیل داد

مونا جراحی و امواج تراهرتز ( 1355 خ .   )

پرفسور مونا جراحی ، فیزیکدان ایران

وی درگسترش دانش پلاسمونیک و ساخت وسایل نانو الکترونیک و نانو فتونیک و صنعتی کردن فناوری تراهرتز که برای تصویربرداری دقیق بکار می آید تلاش بسیار کرده است وی اولین ایرانی است که در شمار 102 استعداد فرهیخته و نخبه سال 2019 معرفی شدند

معصومه سیحون و مرثیه ای برای خودش ( 1389ـ 1313 خ .)

هنرمند نقاش از پیشکسوتان هنرهای تجسمی درایران و مدیر قدیمی ترین نگارخانه کشور گالری سیحون بود وی نقش برجسته ای در معرفی استعدادهای هنری ایران داشت

فصل یازدهم

پری برکشلی ( 1324ـ    )

نوازنده و مدرس پیانو، موسیقی شناس و موسیقی دان ایرانی ، رئیس سابق کنسرواتوار موسیقی شهر لوسه فرانسه است

در 12 سالگی به اجرای کنسرت در تالار فرهنگ تهران پرداخت

11ـ 12 سال درایران بود و کنسرت های متعددی را به اجرا درآورد

بعد ازانقلاب راهی فرانسه شد

مریم میرزا خانی (1396ـ 1356خ )

ریاضی دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد

سال 2014 بخاطر کار بر دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه ای آنها  برنده مدل فیلدز است

برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سالهای 1994 هنگ گنگ و سال 1995 کاناد

ژاله کاظمی آزاد بانوی دوبله ایران ( 1383ـ 1322 خ .)

معتبرترین زن گوینده فیلم ، علاوه بر گویندگی در زمینه مدیریت دوبلاژ هم فعالیت داشت

بعد از انقلاب وی نقاشی هم یکرد سال 1362 اولین نمایشگاه آثارش را برگزار کرد

مولود عاطفی یزدی  قصه گوی مهربان

گوینده برنامه های رادیو ایران و نخستین بانوی قصه گوی کودکان و نوجوانان

شاهکار اصلی خانم عاطفی قصه گفتن برای بچه ها بود

بعد از انقلاب از ایران رفت و براثر بیماری سال 1381 خ. درگذشت

پرستو فروهر ( 1341 خ     )

هنرمند ، و برترین هنرش دادخواهی قتل پدر و مادرش است

آثار هنری ایشان در ایران ، آلمان ، امریکا ، ترکیه ، انگلیس نمایش داده شده است آثارش عموما بازتاب نقادانه ایست از بستر سیاسی ایران و همچنین پیچیدگی های سنت و فرهنگ و آثار این پیچیدگی ها بر هویت فردی

سمیمن غانم ( 1323 خ.  )

خواننده ایرانی

قسمت دوازدهم

شکوه ریاضی مهمترین معلم نقاشی مدرن ایران ( 1341ـ 1300 خ.)

از پیشگامان هنر ونقاشی مدرن درایران و یکی از بهترین مدرسان هنرستان عالی تزیینی و منتقدان سنتی نقاشی بود

یکی از بهترین کارهای به جا مانده از وی ، پرتره صادق هدایت است

اولین زن درنقاشی مدرن ایران که نقشی چون نقش کمال الملک را برای نقاشان سنت گرا داشت

فاطمه قاضی ها

فارغ التحصیل کتابداری نسخ خطی و آثار کمیاب از دانشگاه تهران

یکی از تاریخ نویسان مطرح ایران که کتب بسیاری در باره عصر قاجار دارد

وی وارد حوزه ای شده است که در یکصد سال در اختیار مردان بود و جز تک وتوکی مثل منصوره اتحادیه ، هما ناطق، پوری سلطانی کسی به آن راه نداشت

فهرست آثار این پژوهشگر خودش یک کتاب است آثاری که مطالعه آن برای همه مورخان ضروری است

ملکه برومند ( 1369ـ 1296 خ )

ملکه برومند حکمت شعار

از شاگردان ابوالحسن صا در ردیف و ترانه خوانی بود

طلیعه کامران

سنتور نواز قدیمی ایران از شاگردان استاد برجسته سنتور، حبیب سماعی بود

وفات 1395 خ.

لیلا اسفندیاری ( 1390 ـ 1349 خ.)

کوهنورد ایرانی

قسمت سیزدهم

منیر وکیلی و آوازهای فولکلور ( 1361ـ 1301 خ.)

خواننده اپرا ، سال 1951 میلادی در یک مسابقه آوازهای فولکلور در برلن جایزه اول را گرفت

با گشایش تالار رودکی در 1346 خ فعالیت وی نیز همانند همتایانش در قالب گروه اپرای تهران شکل حرفه ای تر بخود گرفت و دراپراهای متعددی ایفای نقش کرد

به موسیقی محلی نیز علاقه داشت و درهمین راستا در سال 1346 خ .هشت ترانه محلی متعلق به نواحی مختلف ایران را در پاریس به روی صفحه و ضبط نمود که درقالب مجموعه آوازهای جهان منتشر شده و جایزه اول شارل کروس را درهمان زمان دریافت کرد

1359 به پاریس مهاجرت کرد

عاطفه گرگین

روزنامه نگار، شاعر ، نویسنده معاصر ایرانی ، همسر خسرو گلسرخی

نوشتن را با نشریات و روزنامه ها از سال 1347 خ . شروع کرد

اولین نشریه مستقل خود را بنام کتاب نمونه انتشار داد و سپس کتاب پویا

در 23 سالگی اولین کتاب خود جنگ سحر را منتشر نمود

در پیامد دستگیری همسرش به زندان افتاد

سال 1362 خ. به ناچار ایران را ترک کرد

نشریه فصلی در گلسرخ در اوایل انقلاب درایران منتشر نمود که در سال 60 تعطیل اش کردند

درسال 1364 خ. دوره دوم نشریه را در فرانسه نشر داد

وی اولین زنی بود که در ایران درسن 22 سالگی نشریات فرهنگی را بطور مخفی سردبیری و منتشر میکرد

لیلی متین دفتری و عالم پرالتهاب بیرون

از پیشگامان نقاشی زنان ایران و از بنیانگذاران سبک نقاشی مینی مالیستی یا ساده گرایانه در ایران بود

وی دختر احمد متین دفتری و نوه دکتر محمد مصدق  در خانواده ای با ریشه عمیق سیاسی بزرگ شده بود اما همیشه فضای درونی وخلوت خویش را بر عالم پرالتهاب بیرون ترجیح میداد

سال 1386 خ در سن 70 سالگی در پاریس درگذشت

مینو جوان ( 1314ـ خ   )

وی اجراهای خود را در دهه 50 خ . در رادیو ایران ارائه کرده است که مشتمل بر ترانه های محلی بود

قسمت چهاردهم

تاج السلطنه و خاطراتش

وی دختر ناصرالدین شاه قاجار و از مدافعان انقلاب مشروطه و عضو انجمن حریت نسوان بود کتاب و خاطراتش وسعت اطلاعات وی را نشان میدهد و منبع تاریخی با اهمیتی است وی انتقادهای جدی به وضعیت حکومت و سلطنت برادرش مظفرالدین شاه قاجار داشت و از مشروطیت ، حقوق زنان ، آزادی ، برابری و قانون دفاع کرده است

کتاب دیگر وی شاهزاده خانم ایرانی

بتول رضائی “پروانه ”  ( 1312ـ 1289 خ.)

با نام مستعار موچول  به معنی ماه     نوازنده سه تار و خواننده موسیقی دستگاهی ایران

نخستین کسی که صدای ساز سه تار را ضبط و همزمان با آن نیز آواز خوانده است

ده ـ یازده صفحه موسیقی از او به یادگار مانده است

سیمین بهبهانی ( 1393ـ 1306 خ.)

سیمین بهبهانی خلیلی نویسنده ، شاعر ، غزلسرای معاصر و از اعضای کانون نویسندگان ایران

بیش از 600 غزل سرود که در بیست کتاب منتشر شده است

اشعاروی موضوعاتی همچون عشق به میهن ، زلزله ، انقلاب، جنگ ، فقر، تن فروشی ، آزادی بیان ، حقوق برابری زنان

فرزانه تاییدی ( 1399ـ 1324خ.)

هنرپیشه سینما و تئاتر که در فیلم های زیادی بازی کرده است

وی از جمله هنرمندانی است که بعد از انقلاب مرتجعین مانع ادامه کارش شدند و وی بناچار میهن را ترک کرد

قسمت پانزدهم

بی بی خانم استرآبادی

از نویسندگان دوره مشروطه و در روزنامه های حبل المتین ، تمدن و نشریه مجلس مقاله می نوشت بیشتر نوشته هایش در دفاع از آموزش دختران است

شهرت وی بخاطر نوشتن کتاب معایب الرجال ” عیب های مردان ” است که به طنز ود ر پاسخ به کتابی بنام تادیب النسوان نوشته شده است

بی بی خانم را نخستین زن طنزنویس ایران می دانند

تاسیس اولین مدرسه دوشیزگان در سال 1285 خ . همزمان با انقلاب مشروطه توسط وی

فروغ فرخزاد ( 1345ـ 1313 خ.)

شاعر نامدار معاصر ایران    ، انتشار پنج دفتر شعر

سیما مافیها

خواننده موسیقی سنتی ایران از نخستین کسانی که ترانه معروف امشب شب مهتابه  اثر علی اکبر شیدا را به زیبایی خواند از وی تنها یک آلبوم با عنوان تصنیف های عارف و شیدا با تنظیم اسماعیل واثقی منتشر شده است

از نخستین خوانندگان بود که در تلویزیون به اجرای برنامه پرداخت

تا سال 1353 بیش از 25 ترانه اجرا کرد

بعد از انقلاب کار هنری را رها کرد

ملک تاج محمدی ملکه خانم ( 1398ـ 1301 خ .)

قسمت شانزدهم

فاطمه واعظی ” پریسا ” ( 1328 خ .)

خواننده ردیف دان و استاد هنر آواز ایرانی

رزیتا شرف جهان

مجسمه ساز و نقاش ویکی از پیشکسوتان گالری دار درایران است وی تاثیر بسزایی در کشف برخی هنرمندان دهه 80 داشته است

وی از نقاشان پیشرو و جسور درهنر معاصر ایران است دغدغه های برابری و آزادی او را به سوی هنر کشاند و هنوز از ایده هایش دفاع میکند و آنرا در آثارش بنمایش می گذارد دغدغه زن و موضوع آن درآثار وی پیداست

افتخار خانم

اولین خواننده زن ایرانی که صفحه ای از او ضبط شده است

ملوک ضرابی

ملوک ضرابی فرش فروش کاشانی خواننده موسیقی سنتی که از 13 سالگی فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد

در سال 1378 در 107 سالگی درگذشت

لیلی امیرارجمند ” لیلی جهان آرا” ( 1317 خ.    )

از مدیران آموزشی ایران  در رژیم پیشین و از بنیانگذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

از دوستان صمیمی فرح پهلوی و مشاغل مهم و متعددی داشت همانند رئیس کتابخانه دانشگاه ملی ، استادیاری کتابداری دانشگاه تهران و…

عضو شورای آموزش کشور

درسال 1344 خ. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به ابتکار وی بصورت یک کتابخانه کودک پایه گذاری شد و سپس در مدت زمان کوتاهی توانست به نهاد فرهنگی و هنری تاثیرگذاری برای گسترش ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان ایرانی تبدیل شود

بتول عباسی ” روح انگیز” ( 1363ـ 1283 خ.)

خواننده موسیقی سنتی ایران که کارش از 1307 آغاز کرد

از اولین خوانندگان است که درقطعات دو صدایی آواز شرکت کرد و همچنین از اولین خوانندگانی محسوب می شود که قطعه های برای کودکان خوانده است

هایده چنگیزیان ” بالرین پرآوازه ایران ”

از اولین زنان رقصنده باله درایران

دنیا فنی زاده ( 1395ـ 1346 خ.)

عروسک گردان و حدود دو دهه عروسک گردان کلاه قرمزی شخصیت مورد علاقه کودکان ایرانی بود

قسمت هفدم

فریده لاشایی (1323 خ.   )

زندانی سیاسی  زمان شاه ، نقاش ، نویسنده و مترجم

مهمترین کتابش   شال بامو

نقاشی های وی را میتوان نمونه ای از حضور هنرگذشته  درهنر معاصر بشمار آورد

سیمین شفیقی ( 1351ـ 1322 خ.)

کاپیتان ملی بستکبال زنان ایران بود

1349 قهرمان همه باشگاه های تهران

پروین اعتصامی  رخشنده اعتصامی ( 1320 ـ 1285 خ.)

تنها اثر منتشر شده از وی دیوان اشعار اوست که دارای 606 شعر شامل سروده های در قالب مثنوی ، قطعه و قصیده است

وی بخاطر سبک شعری مناظره در سروده هایش معروف است

مضامین و معنای اشعار او حاکی از ذوق فراوانش به آموختن ، مخالفت با ستمگران و همدردی با محرومان است

شعری هم بنام زن در ایران دارد که دراین شعر به تیره روزی زنان و وضعیت بد آنان در جامعه مانند منع آنان از سواد آموزی پرداخته است وی همچنین زن را اسیر نادانی و پریشانی جامعه میداند

ملوک آغوز ( 1386ـ 1313 خ.)

خواننده ایرانی در سبک کوچه بازاری

دهه 40 خ . همراه با مهوش و شهپر یکی از سه خواننده عامه پسند و پرطرفدار ایران بود

وی لقب بلبل شرق داشت

دربسیاری از فیلم ها هم بازی کرده است هم در تبلیغ های تلویزیونی حضور فعال داشت

ستاره فرمانفرمایان ( 1391ـ 1299خ.)

وی به مادر مددکار اجتماعی مشهور است

اولین دانشجوی ایرانی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که لیسانس جامعه شناسی گرفت

تاسیس مدرسه عالی مددکار اجتماعی تهران در سال 1337

بعنوان یکی از زنان پیشرو در علم مددکار درلیست زنان تاثیرگذار درتاریخ امریکا قرار دارد

نتیجه تلاش های وی تصویب لایحه ملی تنظیم خانواده

تاسیس مراکز رفاه در محله های فقیرنشین و حاشیه نشین تهران

اولین کسی که سیستم آموزشی در مهدکودک های ایران را بر اساس اصول تربیتی مدرن تغییر و تحول داد

پروانه بهار

دختر ملک الشعرای بهار

سالها در نهضت آزادی زنان و مبارزه علیه نژادپرستی بر ضد سیاهپوستان در امریکا مبارزه کرد  همچنین علیه جنگ ناعادلانه امریکا در ویتنام

کتاب خاطرات وی با عنوان مرغ سحر پرده از ستم بزرگی که در دوران رضا شاه به فرهنگ ورزان و دانشورانی همچون ملک الشعرای بهار رفت برمیدارد

گوهر عشقی

مادر ستار بهشتی وبلاگ نویس ایرانی است که درسال 91 جان سپرد

وی پس از مرگ فرزندش کوشش بسیار نمود تا قاتلان او را به محاکمه بکشاند و مرگ پسرش را به موضوعی رسانه ای تبدیل نمود

سیمین قدیری ( 1324 خ

خواننده ایرانی که شهرت بخاطر اجرای زیبای ترانه های کودکانه با صدا ولحنی سحرآمیز است

قسمت هیجدهم

نیلوفر بیضائی ( 1345 خ.   )

نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر

وی 1985 میلادی در آلمان و در تبعید بسر میبرد آثار نمایشی ایشان حاوی موضوعاتی چون زن و زنانگی محصور شده ، فردیت گمشده در جامعه توده وار ، هویت جویی و بیگانگی و تبعید با نگاه یک منتقد اجتماعی است

جدا از کار تئاتر ، مقالاتی هم در حوزه مسائل زنان همچنین در مورد برشت هانریک هینن ، میرزا فتحعلی آخوندزاده ، صادق هدایت ، فروغ فرخزاد ، نادر نادرپور، غلامحسین ساعدی نوشته است

اشرف الملوک فخرالدوله ( 1334ـ 1261 خ )

دختر مظفرالدین شاه ، مادر دکتر علی امینی و دخترخاله دکتر مصدق

اشرف الملوک واسط بین رضا شاه و خاندان قاجار بود ایشان با آرام نگه داشتن ایل قاجار تلاش کرد تا از وقوع خونریزیها جلوگیری کند و جلوگیری نمود

بنیانگذار نخستین موسسه تاکسیرانی در تهران

ساخت مسجد فخرالدوله سال 1328 خ.

رضا شاه درباره ایشان گفته است قاجاریه یک مرد ونیم داشت مردش فخرالدوله و نیم مردش آقامحمد خان بود

معصومه عزیزی بروجردی ” مهوش” ( 1339ـ 1299 خ.)

خواننده زن ایران در سبک موسیقی کوچه بازاری در دهه 30 خورشیدی

بعد از درگذشت وی معلوم شد که وی بخش اعظم درآمد خویش را به امور خیریه اختصاص داده بود

سیمین دانشور ( 1390ـ 1300 خ )

نویسنده و مترجم و نخستین زن ایرانی که بصورت حرفه ای در زبان فارسی داستان نوشت

مهمترین اثرش رمان سووشون یعنی سوگ سیاوش که نثری ساده دارد به هفده زبان ترجمه شده است و از پرفروش ترین آثار ادبیات داستانی در ایران بشمار میرود

پری زنگنه ( 1318 خ    )

پریرخ شاه یلانی خواننده اپرا در سبک اپرا

شیرین عبادی ( 1326 خ.  )

نخستین قاضی زن در ایران

برنده جایزه صلح نوبل 2003 م . به دلیل تلاش وی برای ترویج مردم سالاری و رعایت حقوق بشر درایران بویژه در مورد حقوق زنان و کودکان

وی دفاع بسیاری از پرونده های مخالفان سیاسی و چهره های سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی را در ایران بعهده داشت

سال 81 خ . در تدوین پیش نویس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که بعدا بتصویب مجلس رسید همکاری داشت

سال 85 خ . یکی از حامیان اولیه و مشاورین کمپین بدون امضا علیه حجاب اجباری درایران بود

نگار حاج سید جوادی

قسمت نوزدهم

پروین نوری وند ، پروین زهرائی منفرد ( 1317 خ   )

از بهترین خوانندگان موسیقی ایران

حدود 300 ترانه و آواز در دهه 30 و 40

از جمله آثار زیبای پروین    غوغای ستارگان   ساخته همایون خرم

هما ناطق ( 1394ـ 1313 خ )

پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته تاریخ

از چهره های مبارز روشنفکری در دهه پیش از انقلاب و از امضا کنندگان نخستین بیانیه کانون نویسندگان ایران درسال 47 هستند

تحقیقاتی در زمینه تاریخ مشروطیت و دوران قاجار انجام داده است

مادرش نصرت رفیعی فرزند پنجم میرزا تقی خان امیرکبیر

ترجمه  چهره استعمار زده و چهره استعمارگر اثر آلبرممی

آثار : مجموعه مقالات تاریخی ، ترجمه ها ، کتاب ها

وی بهمراه سیمین دانشور تنها زنانی هستند که 11 آبان سال 56 بیانیه معروف به 58 نفر را در آستانه سفر شاه به امریکا امضا کردند

شهپر امیر ابراهیمی ( 1386ـ 1318 خ )

خواننده قدیمی و مردمی رادیو ایران ، بازیگر پرطرفدار تئاترهای خیابان لاله زار و سینمای ایران در دهه 40 خورشیدی

مهناز افخمی ” مهناز ابراهیمی |” ( 1319 خ   )

دومین زن درایران با عنوان وزیر مشاور در امور زنان درسال 1355خ .

مولف کتابها ومقالات متعددی درزمینه حقوق زنان

شهربانو منصوریان ( 1364 خ . )

ووشوکار اهل ایران ، کسب پنج مدال طلا در مسابقات ووشوی بهرمان جهانی درسال 2019 میلادی

نسرین ستوده ( 1343  خ .   )

حقوق دان ، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و انجمن حمایت ازحقوق کودکان بوده و وکالت پرونده های بسیاری از فعالان حقوق بشر را هم برعهده داشت

از 13 شهریور سال 1389 خ . طی دوره های به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر می برد

قسمت بیستم

ماه شرف خانم مستوره کردستانی ( 1227ـ 1184 خ .)

وقایع نگار و شاعر کرد ایرانی

خورشید بانو ناتوان ( 1276ـ 1211 خ.)

شاعر غزل گوی آذربایجانی که علاوه بر زبان ترکی به فارسی هم شعر سروده است

فخری راستکار

از فهرست نگاران بلند پایه ایران

گوگوش ” فائقه آتشین ” ( 1329 خ.  )

خواننده و هنرپیشه

معصومه بی بی ، گرگین پور

از بانوان نامدار ایل قشقائی

پری ثمر( 1316 خ .)   خواننده اپرا

نرگس محمدی

روزنامه نگار ، فعال حقوق بشر ، از زندانیان سیاسی ایران

سال 2009 م . برنده جایزه بین المللی بنیاد الکساندر لانگر

قسمت بیست و یکم

گل اندام طاهرخانی ” سوسن ” (1383ـ 1319 خ .)   خواننده ایرانی

مینا اسدی (1322 خ .   )

شاعر، روزنامه نگار ،نمایشنامه نویس و ترانه سرای ایرانی مقیم سوئد

زهره زرشناس ( 1330 خ . )

زبان شناس و باستان شناس ایرانی

سردبیر نشریه زبان شناخت

شبنم رعایای اردکانی

دومین زن در تاریخ فیزیک ؛ برنده جایزه مکانیک سیالات آندریاس اکروس

مادام پری آقابابوف ، ساتنیک آقابا بیان ( 1358ـ 1279 خ )

خواننده اپرا، بازیگر تئاتر و سینما و نمایشنامه نویس ایرانی ارمنی تبار

مرضیه ” خدیجه اشرف السادات مرتضائی ” ( 1389 ـ 1303 خ .)

خواننده محبوب ایرانی

خلاصه و توضیح نوشته « زنانی که شکست را شکست دادند»

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت چهارم

تاج السلطنه و خاطراتش

تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار بود وی از مدافعان انقلاب مشروطه و عضوانجمن حریت نسوان  بود و یادمان هایش خاطرات تاج السلطنه که وسعت اطلاعات او را نشان میدهد منبع تاریخی با اهمیتی است تاج السلطنه ازمشروطیت ،حقوق زنان ، آزادی ،  برابری و قانون دفاع کرده و انتقادهای جدی به وضعیت  حکومت و سلطنت برادرش مظفرالدین شاه قاجار داشت و بسیاری از مشکلات کشور را حاصل عدم کفایت شاهان قاجار همچون او میدانست .

این حرف ها الان گفتن و شنیدنش آسان است درآن زمان وی از حقوق زنان ، برابری و قانون دفاع میکرد و از مشروطیت . تاج السلطنه با شاعران آزادیخواهی همچون میرزاده عشقی ارتباط داشت و عارف قزوینی در ابیاتی تاج السلطنه را ستوده است .

تاج السلطنه از هفت سالگی به مکتب رفت زبان فارسی را خوب میدانست همچنین عربی و فرانسه را . وی به مطالعه آثار ویکتور هوگو ، ژان ژاک روسو و بیسمارک علاقه داشت و در نوشته هایش از آنها الهام گرفته است به غیر از کتاب خاطرات تاج السلطنه که به شکل نسخه خطی بوده ودر مدت اندکی پس ازنگارش آن نسخه برداری و در سطح جامعه پراکنده شده کتاب دیگری از او نیز با عنوان سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی بعدها منتشر شد البته این کتاب سال 1306 به شکل پاورقی در روزنامه کوشش نشر یافته بود .

کتاب خاطرات تاج السلطنه ارزش تاریخ شناختی زیادی دارد چرا ؟ چون اطلاعات روشن و صحیحی درباره پنج سال آخر سلطنت ناصرالدین شاه و دربار ناصری و مظفری دارد ودرباره رویدادهای مهمی مثل واقعه رژِی (همانکه به اسم تحریم تنباکو می شناسیم )  ،قتل ناصرالدین شاه ، غارت خزانه پس از او، سلطنت برادرش مظفرالدین شاه ، نقش سید جمال الدین اسدآبادی ، و امین السلطان در این کتاب نوشته شده است .

از کتاب اخیر یعنی شاهزاده خانم ایرانی دو نسخه خطی دردست است من یکی از آنها را بخش های را دیدم اما قسمت های اصلی کتاب تا الان که با شما صحبت میکنم پیدا نشده است .

تاج السلطنه یکی از دقیق ترین توصیفات را درباره حکومت مظفرالدین شاه دارد که جالب است میگوید : صدراعظمی و وزارت در دوره سلطنت برادر عزیز من خیلی شبیه تعزیه شده بود که دقیقه به دقیقه تعزیه خوان ها می رفتند لباس عوض میکردند و برمی گشتند این برادر عزیز به حرف  یک بچه دو ساله یک صدراعظمی را فورا معزول و به حرف یک مقلدی یک وزیر را سرنگون میکرد .

تاج السلطنه همچنین درباره مشروطه می گوید: معنی مشروطیت چیست ؟ خیلی ساده است عمل کردن به شرایط آزادی و ترقی یک ملت بدون غرض وخیانت . تکلیف هر ملت ترقی خواهی استرداد حقوق اوست حقوق خود را  به چه قسم میتواند مسترد بدارد و به  آن برسد وقتی که یک مملکت مشروطه باشد و تحت  یک رگلمان صحیح از قانون وقاعده درست و مترقی پیروی کند از قانون ، قانون در چه موقعی اجرا میشود وقتی استبداد برچیده شود .

بتول رضائی” پروانه ” موچول چون ماه

بتول رضائی پروانه با نام مستعار موچول به معنی چون ماه  نوازنده سه تار و خواننده موسیقی دستگاهی ایران بود او سال 1289 خورشیدی بدنیا آمد و 1312 درگذشت . پروانه موچول نخستین کسی است که صدای ساز سه تار را ضبط کرد و نخستین کسی است که همزمان با آن نیز آواز خوانده است . ایشان مادر دیگر خواننده ایرانی خاطره پروانه بود . بتول رضائی در تهران بدنیا آمد ولی اجداش از قشقائی های شیراز بودند این طور که گفته میشود در دربار قاجار نزد اکرام الدوله آواز فرا گرفت و مدتی هم شاگرد رضاقلی خان نوروزی بود وی در زمستان 1306 ده ، یازده صفحه ضبط کرد که در دومین اثراش در گوشه های زابل و منصوری صدای سه تار و آوازش را ضبط نمود . همسر او خیاط بود وبه سل مبتلا گشت پروانه نیز بر اثر سل درگذشت ودر گورستان ابن بابویه درجنوب تهران دفن شده است . پروانه خواننده معروف سالهای نخستین قرن گذشته بود که علاوه بر صدای خوش اندوهگینی که داشت صدای حزینی که داشت با نواختن نیز بیگانه نبود ویلون را هم از حسین خان اسماعیل زاده آموخت ولی سه تار را ادامه داد . وی پس از آشنائی با حبیب سماعی استاد سنتور با چم و خم این ساز نیز آشنا شده بود خانم موچول یکی از قدیمی ترین خوانندگان زن موسیقی دستگاهی است که صفحاتی  از صدای او موجود است .

برخی از این ضبط ها برای تاریخ موسیقی ایرانی اینطور که اهل موسیقی تعریف میکنند اهمیت بی نظیری دارند ساسان سپنتا در وصف نوازندگی او گفته است : پروانه سه تار را به شیرینی و به زیبایی می نواخت وی عاشق شعر و موسیقی  بود و اشعار سعدی را ترجیح میداد ودریک کتاب سعدی که در دسترس اش بود  به خط خودش بالای بعضی از غزلیات دستگاه یا آواز مناسب آن را یادداشت میکرد صفحه های که ازاو ضبط شده مربوط به دورانی از زندگی اوست که مسلول بود بیشترآثارش که در صفحه گرامافون ضبط شده همراه با سنتورحبیب سماعی است .

وضع زندگی خانم پروانه موچول ، مرگ جانگذار او درسنین جوانی و کیفیت صوت غم انگیز و موثر این خواننده باعث شهرت و محبوبیت او شده بود چرا که سالها مردم گوش میکردند بخصوص صفحه شور و گریه لیلی . این دوصفحه ممتاز تر و طرف توجه دوستداران موسیقی قرار گرفت .

گریه لیلی یک مقامی از موسیقی است که به این سبک خیلی ها خواندند ازجمله محمدرضا شجریان . از پروانه چند صفحه نیزبه همراهی سه تار خود او و نی مهدی نوایی و تار قوام ضبط شده است. ازده و یازده صفحه موسیقی  که از او به یادگار مانده است پنج صفحه اش همراه با سنتور حبیب سماعی است این صفحات عبارتنداز :

گریه لیلی ، ضربی شهناز با سنتور حبیب سماعی  با این شعر :

شبی مجنون به لیلی گفت که ای محبوب بی همتا    ترا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد ، تصنیف بیات اصفهان رباعی افشار با سنتور حبیب سماعی با این شعر:

آب حیات من است خاکسترکوی دوست       گردو جهان خرمی است ما و غم روی  دوست

ولوله درشهر نیست جز شکن زلف یار       فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی  دوست

تصنیف افشار صبح شد باز با تار قوام ، این تصنیف خیلی زیباست .

صبح شد باز وای بر من ودل   طی نشد راز وای برمن ودل

آواز شور با سنتور حبیب سماعی ،   خرابتر زدل من غم  تو جایی نیافت

همچنین تصنیف ابوعطا ، هرکسی را هوسی در سر وکاری درپیش

شهرت پروانه تا بدان  خط بود که شاعران و نویسندگان او را می ستودند غم نامه ملک الشعرای بهار در سوگ پروانه تصنیفی است در دستگاه شور که شعرآن این چنین است :

پروانه ای موجود ظریف

پروانه ای مخلوق شریف

مردی تو ای پروانه  ومرد هنرموسیقی

مشیرهمایون شهردار درباره پروانه گفته است : او صدای بسیار زیبایی داشت

شهریار نام پروانه را در چند اشعار بکاربرده است :

پروانه به حال تو دل شمع بسوزد     تنها نه دل شمع دل جمع بسوزد

بعد تو دگر پرده سازاست دریده      بعد از تو دگر قامت چنگ است خمیده

او تنی رنجور و آوازی حزین اما خوش داشت صدایش تا اعماق روح نفوذ می کرد .

سیمین بهبهانی و کولی اش

زنده یاد سیمین بهبهانی خلیلی 28 تیر 1306 بدنیا آمد 28 مرداد سال 93 درگذشت او نویسنده  ، شاعر، غزلسرای معاصر و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود .

سیمین بهبهانی در طول زندگیش بیش از ششصد غزل سرود که در بیست کتاب منتشر شده است اشعار او موضوعاتی همچون عشق به میهن ، زلزله ، انقلاب ، جنگ ، فقر، تن فروشی ، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در برمیگیرد . ایشان به خاطر سرودن غزل های فارسی در وزن های بی سابقه به نیمای غزل معروف است .

سیمین خانم فرزند عباس خلیلی بود شاعر ونویسنده و مدیر روزنامه اقدام که به دو زبان عربی وفارسی شعر می گفت و بیش ازهزار بیت از ابیات  شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود . مادر او فخر عظمی ارغوان که پیشتر از ایشان گفتم از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. سیمین به واسطه مادر فرهیخته اش از دوران کودکی با کسانی چون نیما یوشیج، ملک الشعرای بهار، سعید نفیسی ، و پروین اعتصامی در تماس بوده است . سیمین خانم در جوانی مثل خیلی های دیگر چنان که فشن آن روزگار بود مدتی عضو سازمان جوانان حزب توده شد بعدها نیز در تاسیس کانون نویسندگان ایران حضور جدی داشت او تا پایان عدالت خواه باقی ماند و تا آنجا که می توانست جانب مردم را گرفت . به صراحت می گفت من با مرگ مخالفم ، با کشتارمخالفم ، با زندانی کردن مخالفم من برق ام برق که بعد درخشیدن از من سکوت نمی زیبد من سکوت نمی کنم .

سیمین بهبهانی سراینده شعر معروف دوباره می سازمت وطنم است .

دوباره می سازمت وطنم اگر با خشت جان خویش

ستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویش

سیمین بهبهانی پیش از انقلاب برای رادیو ترانه هم می سرود و خوانندگانی چون شجریان ، الهه ، گلپایگانی ، داریوش، ایرج ،عارف، سپیده ، کوروس سرهنگ زاده ، رامش ، عهدیه ، سیما بینا ، پوران ، دلکش و مرضیه سروده های وی را خواندند . ایشان مدتی هم عضو شورای موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران بود .

چیزی که سیمین بهبهانی ازآن بسیار ناراحت بود و بارها ناراحتی خودش را ابراز کرد اشعار جعلی بود که به ایشان نسبت میدادند ازجمله آن شعری که با عنوان به تو چه  اینگونه آغاز شده بود :

من اگر کافر و بی دین و خرابم به تو چه

من اگر مست می و شرب و شرابم به تو چه

شاعراین شعر آبتین پوریا نام دارد و سیمین بسیار ناراحت بود که به او نسبت دادند شعر معروفی دیگر با عنوان هرگز نخواب کوروش که داد وقال او را درآورد و بعدها مشخص شد که شاعر واقعی آن فردی بنام سورنا است این شعر در مستند جشن های دوهزار و پانصد ساله شبکه من و تو به سیمین نسبت داده شده بود که او بسیار ناراحت شد و رنجید . همچنین برخی از اشعار شاعر ارجمند هادی خرسندی مثل شعر معروف قلم چرخید و فرمان را گرفتند به اشتباه بنام سیمین بهبهانی دست به دست شده است که باز سیمین خانم این را نمی پسندید .

ایشان با انتشار دست خطی ضمن ابراز نگرانی از انتشار اشعار نادرست به نام خودش خواهش کرد بلکه  التماس کرد که لطفا با نشر چنین اشتباهاتی مرا بیش از این نرنجانید وی همچنین گفت که اغلب اشعارش بدون امضا قابل تشخیص هستند شعر دیگری با آغاز : ما امت بیچاره در بند نمازیم هم به ایشان نسبت داده شده است که سروده او نیست و او خیلی از این جعلیات ناراحت بود . اشعار دیگری هم هست که به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده شده است شماری از آثار آن شاعر ارجمند تا آن جای که من میدانم این ها هستند :

سه تار شکسته ، جای پا ، چلچراغ ؛ مرمر، رستاخیز ، خطی ز سرعت و از آتش ، دشت ارژن ، درباره هنر وادبیات ، کولی و نامه و عشق ، عاشق تر ازهمیشه بخوان ، ترجمه کتابی از پیر دوبوادفرعنوان شاعران امروز فرانسه .

سیمین بهبهانی وقتی در اشعارش به کولی اشاره میکند کولی که البته یک زن است کولی درادبیات همیشه مونث بوده است اما کولی که سیمین بهبهانی به آن اشاره میکند متفاوت است کولی های دیگر از زاویه دید تاریخ مذکر دیده شدند و خصلت های مورد پسند مرد را نمایندگی می کنند مثل لوندی ، نشاط ، زرنگی ، فرزی ، بی قیدی یعنی نگرش آرمانی شده مذکر ، اما روی دیگر سکه که ستمدیده گی اوست اشاره نمیشد کولی مورد اشاره سیمین بهبهانی این وجه را برجسته میکند در واقع او این سکه را برگردانده و روی دیگر آن را به نمایش گذاشته است مثل چی ؟ آوارگی ، اجبار، زور شنیدن ، اسارت ، جدایی ، بی هویتی ، ریشه نداشتن در هیچ جا ، قید وبند ، ناامنی ، تنهایی، غربت ، او به مثابه یک زن ، یک زن شجاع به کولی نگاه کرده است درواقع یک بازنگری است . مساله و مشکل را در کولی نشان می دهد کولی که سیمین بهبهانی مطرح میکند یک آزاده است مثل رند حافظ اما ستمدیده هم هست

رفت آن سوار کولی با خود ترا نبرده     شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو ؟     شادی چرا رمیده؟  آتش چرا فسرده ؟

فرزانه تاییدی  زندگی اش تئاتر بود و تئاتر زندگی اش

زنده یاد فرزانه تاییدی در سال 1324 درتهران بدنیا آمد و فروردین 1399 در لندن درگذشت هنرپیشه سینما و تئاتر ایران بود وی درفیلم های زیادی از جمله فریادی زیر آب ، سفر سنگ و خاک ، مجموعه تلویزیونی طلاق ساخته مسعود اسدالهی ایفای نقش کرد .

آن هنرمند ارجمند به آن دسته از هنرمندانی تعلق داشت که بعد از انقلاب مرتجعین مانع از ادامه کارشان شدند مصیبت ها دیدند و به ناچار میهن دلبندشان را ترک کردند ورفتند .

فرزانه تاییدی آن هنرمند ارجمند در غربت هم به  ارزشها و اصول اخلاقی خود وفادار ماند وقتی ادامه کار هنری اش را ناممکن دید کناره گرفت ودر سکون و سکوتی سرشار از ناگفته ها دشواری تنهایی را برگزید .

فرزانه از کودکی عاشق رقص باله بود و مدتی هم به کلاس باله رفت گرچه بعدها تئاتر به علاقه حقیقی او به هنر تبدیل شد ایشان با شرکت در نمایش نخستین تلویزیونی در سال 1341 کار در تئاتر در اداره هنرهای دراماتیک آغاز کرد پس از یکسال و اندی با پرویز کاردان هنرپیشه وکارگردان تئاتر ازدواج کرد و حاصل این ازدواج کوتاه مدت پسرش کیوان بود در طول پنج سال ونیم فعالیتش درباره هنرهای دراماتیک تهران او در بیش از سی نمایشنامه تلویزیونی و صحنه ای شرکت داشت . فرزانه تاییدی درسال 1346 با پدرش به امریکا رفت در مدت اقامت پنج ساله در امریکا با شرکت در کلاسهای شبانه کالج های معتبر کالیفرنیا که به کارگاه تئاتر معروف است آموزش دید او دراین مدت دوره کوتاه آموزشی  چند ساله درپیرامون تاریخ غرب و بازیگری در صحنه را هم آموخت درزمان اقامتش در ایالت کالیفرنیا با کارگردانی بنام حسین رجائیان آشنا شد و ایشان فرزانه را برای نقش اول فیلم خود به ایران دعوت کرد .

فرزانه تاییدی دراوایل سال 1972 با بازگشت به ایران با ادامه کارش در تتاتر، کار در سینمای ایران را هم شروع نمود ایشان با بهروز به نژاد در بیشتر از کارهای تلویزیونی و سینمایی بعنوان زوج هنری فعال بود واین همراهی ادامه داشت تا پایان . او در این مدت فیلم فریاد زیر آب را ساخت وی بمدت 7 سال و چند ماه در ایران زندگی کرد و تاسال  60 کار در تئاترهای لاله زار را ادامه داد و آخرین فیلم سینمایی اش میراث من جنون را بدون حجاب کار کرد که فیلم مذکور در اکران عمومی با استقبال تماشاگران روبرو شد اما به تعطیلات مذهبی خورد و به این بهانه از اکران برداشتند.

فرزانه تاییدی یکی از بازیگران فیلم بدون دخترم هرگز هم بود که نقش خانم شهین را در فیلم را ایفا کرد این فیلم به نظر برخی صاحبنظران مانند راجرایبرت و  کرین جیمز نمایشی یک سویه  و مغرضانه  درمورد ایرانیان دارد .

هنرمند ارجمند فرزانه تاییدی برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد درششمین جشنواره فیلم سپاس برای بازی درفیلم هشتمین روز هفته سال 1353 ، همچنین برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد از ششمین جشنواره فیلم سپاس برای بازی در فیلم خاک .

او در یک گفتگو به خاطرات دردناکی اشاره می کند و اینکه ما خرد و درهم شکسته بودیم در گفتگویش به نبودن فضای باز سیاسی در زمان شاه و یک حزبی بودن مملکت ، نداشتن آزادی تفکر و بیان تفکر اشاره میکند و اینکه همین امر موجب شده بود که یک نوع بلاتکلیفی در هنرمندان بوجود بیاید و هیچگاه نتوانستیم ما یک تفکردسته جمعی داشته باشیم نبودن فضای باز سیاسی ما را ازهم هراسان کرده بود من به بخش ناچیزی از این گفتگو اشاره میکنم برخی قسمت ها چنان سخت وغم انگیز است که من درحین خواندن چند بار گریستم  و آنها را در اینجا نیاوردم ایشان ادامه میدهد : باید روی فساد حاکم بر سینما انگشت گذاشت که در تقویت جو حاکم بعد از انقلاب بسیار تاثیر داشت در واقع هنر درمملکت ما دولتی بود آن زمان ،( پیش از انقلاب) ، مثل کشورهای اروپای نبود که دولت کمک کند ولی نهادهای هنری آزاد باشند  وزارت فرهنگ و هنر ، کل تئاتر و موسیقی مملکت را دردست خود داشت و آقای مهرداد پهبد شوهر خواهر بزرگ شاه  شمس پهلوی وزیر فرهنگ بود تلویزیون ملی هم که درست شد همین وضع را داشت آقای قطبی پسردایی شهبانو که کارهای مثبت زیادی هم البته انجام داد رئیس آن بود . مثلا سازمان گسترش سینمایی که رئیس اش شوهر اشرف پهلوی  ، دکتر بوشهری بود و بودجه هنگفتی در اختیار داشت آنها فیلم های می ساختند که دست اندرکارهاش بر اساس روابط شخصی وداشتن ارتباط با این و آن انتخاب می شدند ما ، نوع ما وقتی سناریوی می دادیم که مثلا زندگی یک صاحب منصب ارتش بود سناریو را رد می کردند تنها فیلمی که درباره زندگی یک سرهنگ بازنشسته ساخته شد فیلمش را که ناصر تقوایی ساخت بنام آرامش در حضور دیگران که آن هم یک نگاه مبهم داشت به دلیل وجود  همان سانسور ، وگرنه ناصر تقوایی فیلمسازی خوب و به کارش آگاه هست . نقش زن درسینما آن چنان جدی گرفته نمی شد آن زمان ،و کارگردانان سهم کوچکی برای زن قائل بودند به جز چند استثنا ، زن ها یا فاحشه بودند در فیلم ها  یا رقاصه  که جاهل محل او را به امامزاده می برد و آب توبه به سرش می ریزد . زن درجمع تصویر آبکی ، کمرنگ و غیر حقیقی داشت درواقع سینمای ایران درآن زمان پیش از انقلاب تصویر اهانت آمیزی از زن ارائه میداد بعد که انقلاب شد در اولین سال  انقلاب سال 58 در اداره برنامه های تئاتر آقای علی نصیریان و آقای انتظامی که دو نفر از مهمترین افراد این اداره بودند دیگر دیده نشدند یکسال اصلا به اداره نیامدند همچینین هنرمندان معروف و محبوب نظیر فخری خوروش، جمیله شیخی ، مهین شهابی وامثال آنها . بعدها در وسط تمرین یک دفعه می دیدیم که روی تابلو اعلانات نوشتند تا دستور ثانوی مثلا تئاتر 25 شهریور توسط کمیته فلان در دست پاکسازی است . این های که قرائت میکنم بخش ناچیزی از آن گفتگوی بلند است .

تئاتر 25 شهریور متعلق به اداره برنامه های تئاتر بود وقتی آنجا را می گرفتند کار تمرین بکلی تعطیل میشد و چون سالنی برای تمرین نداشتیم تصمیم می گرفتیم به جای دیگر برویم مثلا به تئاتر شهر . بعد می گفتند باید منتظر اجازه بمانیم تئاترها همه در دست کمیته  افتاده بود و بدین ترتیب کار عملا رها می شد بعد از مدتی که جای پیدا می کردیم می آمدند و می گفتند هرمتنی برای تمرین دارید اول باید از طرف کمیته پاکسازی تایید بشود حالا چه کسی قرار بود آن را بخواند و اینکه آیا صلاحیت و سوادش را داشت هیچکس نمی دانست  به این طریق کار برای مدتی هم تعطیل می شد آخر سر هم به این نتیجه می رسیدیم که اصلا کاری نکنیم یعنی مجبور می شدیم و دستور این جور صادر می شد .

بعدها حقوق من قطع شد نمی گفتند چرا حقوق من قطع شده بعد از کلی مراجعه یکی به من گفت سر نماز ظهر اسمت را اعلام کردیم و گفتیم بیرونت  کنند  این وسط بین همکاران خود ما کاسه های داغتر از آش برای خوش خدمتی کارهای عجیبی میکردند یکی می رفت روی پشت بام تئاتر پارس نماز می خواند آن یکی ماموری با ضبط صوت می فرستاد تا اجراها را ضبط کند . در اداره برنامه های تئاتر کمتر کسی به فکر بغل دستی اش بود حکومتی ها که دنبال نوکر می گشتند میخواستند ببینند چه کسی صد درصد قبولشان می کند چه کسی حاضر است به آنها خدمت بکند چه کسی حاضر است خودش ، فکرش ، استعدادش ، هنرش را در اختیار آنها بگذارد در واقع ما از گذشته هیچ نوع تجربه و تدارکاتی نداشتیم در زمان شاه که حالا بتوانیم با هم حرف بزنیم و حرکتی انجام بدهیم  هیچکس جراتش را نداشت مثلا آن دوران در رژیم پیشین می گفتند باید بروی کاخ سعد آباد برنامه اجرا کنی کسی جرات نداشت اعتراض کند و بگه خوب چرا خود ملکه تشریف نیاورند به تئاتر .یکبار که میرفتیم به کاخ سعد آباد  تا در برابرملکه تئاتری اجرا کنیم من دوبار رفتم به نصیریان گفتم آقای نصیریان حتی ملکه الیزابت هم اگر بخواهد تئاتر تماشا کند به سونون تئاتر میرود شما میخواهید این همه آدم را بردارید و ببرید کاخ . یادم کلی سرزنش شنیدم و تهدید وتمنا ، چیزی نگو . نبودن فضای باز سیاسی باعث شد که ما درچنین وضعی بعداز انقلاب برسیم بعد هم که جمهوری اسلامی آمد و کار خودش را کرد هرکسی را میخواست دست چین کرد هرکسی را نمیخواست انداخت بیرون . مساله تنها این نبود که آنها آدم نداشتند یا هنرپیشه نداشتند آنها اصلا نمی فهمیدند که اصلا هنرپیشه یعنی چه ؟ آنها به مرور آنچه را میخواستند انجام دادند به مرور فهمیدند که چطور بکشند و از بین ببرند  به مرور قاتل های خوبی از آب درآمدند به مرور به نابودی فرهنگ و هنر مملکت متخصص شدند . در اداره تئاتر چو انداخته بودند که من بهائی هستم پدر من بهائی شده بود بهائی که زاده نشده بود دین بهائی را انتخاب کرده بود بچه هاشون هم به عنوان بهائی ثبت کرده بود ولی هیچوقت ما را مذهبی بار نیاورد پدر ما را به کلاس درس اخلاق می فرستاد ولی من چون اصلا مذهبی نبودم توجهی به این مسائل نداشتم . درمدت چنان کوتاهی بهائی بودن من را پیراهن عثمان کردند که باورکردنی نیست من هنرمند بودم من را به خاطر هنرپیشه بودنم مورد مواخذه قرار ندادند برای اینکه پدرم بهایی بود . من چون در فیلم ها لخت نمی شدم در صحنه های سکسی بازی نمیکردم رژیم نمی توانست در رابطه با کارم از من بهانه بگیرد و به این خاطر نمیتوانستند من را به دادگاه انقلاب ببرند یا از اداره اخراجم کنند پس تنها بهانه مذهب پدرم بود که به مرور این گوشه و آن گوشه حرفش زده میشد راستش چون هنرپیشه محبوبی بودم همان تیپ های تنگ نظر و حسود به اداره تئاتر چو انداختند که فلانی بهائی است بعدها شنیدم نامه ای به وزارت ارشاد نوشتند که فرزانه تاییدی در راهروهای اداره تئاتر به خمینی و عواملش فحش میدهد . وقتی تئاتر ها را بکلی تعطیل کردند و ما از کار بیکار شدیم من یک نامه ای نوشتم به مدیر کل برنامه های تئاتر . یک مدیرکل داشت بنام عبد خدایی به آن نوشتم که حقوق من قطع شده بیکارم و نمیدانم باید چه بکنم نامه را هم بالاش نوشته بودم بنام خدا ، من را به دفترش خواست بایستی قیافه اش را میدیدی بیسوادترین آدم ممکن را رئیس اداره برنامه های تئاتر کرده بودند اولین ایرادی که بمن گرفت این بود که چرا نامه ات را با باسمه تعالی شروع نکردی گفتم که آقا من که نوشتم بنام خدا ، اگر منظور خداست آنرا نوشتم گفت نه این کافی نیست باید می نوشتی باسمه تعالی ، بسم الله الرحمن الرحیم و ادامه داد اگر میخواهی حقوقت را بگیری ما میتوانیم ترتیبش را بدهیم اولا از این بعد باید با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنی ثانیا اگر حقوقت را میخواهی باید درس تئاتر بدهی گفتم کجا درس بدهم گفت برات کلاس میذاریم اما بدان که درآن کلاس هم مامورین ما نشستند گفتم منظورتان چیست من که کارم هنرپیشگی است تا معلمی ، تدریس تخصص میخواهد من تجربه ای در این زمینه ندارم کارم بازیگری است سعی میکردم منطقی حرف بزنم با این فکر که این آقا هم با من منطقی حرف میزند البته به سرعت پس از حرفی که زد دستش را خواندم میدونستند من محبوبیتی میان جوانها و دختران دارم و میخواستند از این مساله سو استفاده بکنند با  وقاحت به من گفت ما میدانیم که اگر شما کلاس بگذارید خیلی ها میایند شما درس دادن را شروع کنید به دخترها بگید این حرفه هیچ خیری ندارد به جز فحشا ، به جز فحشا چیز دیگری نیست  من چنان حیرت زده بودم که حتی نمیتوانستم آب دهنم را قورت بدم گفتم آقای عبد خدایی شما به من میگید همه جا با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنم آن وقت برم سر کلاس  بگم کاری که به آن عشق می ورزم و بیش ازبیست سال از زندگیم را وقف آن کردم فحشاست آخه شما چطور مسلمانی هستید که این حرف را بمن می زنید گفت خانم شما حقوقتان را بالاخره میخواهید یا نمیخواهید .

برای گذران زندگیمان مجبور شدیم بسیاری از چیزهایمان را بفروشیم بعد  در ادامه به ماجراهای دردناک دیگری اشاره میشه آخوندهای وقیحی مثل حاجی گلرو ، آنچه در اداره گذرنامه گذشت ، مساله پاسپورت،  شعبه 42 دادستانی ، مصیبت ها هنگام خروج آنقدر غم انگیز که من حین قرائت نتوانستم خودم را کنترل کنم و تصمیم گرفتم اصلا نخوانم .

سلام بر فرزانه تاییدی مرگ بر استبداد

خلاصه و توضیح نوشته « زنانی که شکست را شکست دادند»

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت دوم

زنانی که شکست را شکست دادند

قسمت دوم

شوشا اعصار

شوشا اعصار موسیقی را وارد کلمات کرد و کلمه را وارد موسیقی . شمسی اعصار دختر آیت الله محمد کاظم اعصار یکی از برجسته ترین زنان ایرانی نسل خود بود که تسلط اش به سه زبان و فرهنگ متفاوت فارسی، فرانسه وانگلیسی او را ازچهره های سرشناس در حلقه روشنفکران این سه حوزه لوئی آراگون، ژان پورسات، سیمون دوبوار  و آلبرت کامو کرد . اودر زمینه تخیلات، ادبیات و موسیقی که شیفته هر سه بود حد ومرزی را نمی شناخت موسیقی را وارد کلمات میکرد وکلمه را وارد موسیقی.

شمسی اعصار یا آنطور که دوستانش می گفتند شوشا قوپی ،دیماه 1314 درتهران بدنیا آمد و فروردین 1387 در لندن با نگاه ومنش ای  که پر از زندگی بود به استقبال مرگ رفت . او نه تنها نویسنده بلکه ترانه سرا ، آهنگ ساز، خواننده و فیلم ساز هم بود و به زبانهای فرانسوی، انگلیسی و فارسی می خواند و می نوشت . شوشا به خواست پدرش در 16 سالگی برای تحصیل راهی فرانسه شد و در دانشگاه سوربن ادبیات فرانسه خواند. درکنارادبیات شیفته موسیقی محلی ایران بود واز او ترانه های زیبائی به زبان گیلکی ، لری وچند گویش دیگر ایرانی به یادگار مانده است . ترانه های دم گل، روز جمعه ، عزیز بشین کنارم و از این قبیل.

شوشا به مولوی علاقه داشت و اشعاری از مثنوی را خوانده است که در یوتیوب موجود است.

اسب چشم بسته و راز خنده ازجمله آثار اوست همچنین دختری در پاریس که به زبانهای گوناگون و به فارسی هم ترجمه شده است . کتاب مزبور خاطرات دوران کودکی وی در پاریس است  یکی اززیباترین فیلم های مربوط به کوچ بختیاری را این زن هنرمند شوشا اعصار ساخته است نام اصلی او” گوسفند باید زنده بماند ” است  که مردم باد هم نام گرفته است . شوشا بمدت بیست سال سردبیر نشریه با ارزش پاریس رویو بوده است منابع فرانسوی و انگلیسی از وی با نام شوشا قوپی یاد می کنند من خودم آلبوم زیبای ” این همان روز است ”  از او را خیلی دوست دارم .

ملک تاج فیروز “نجم السلطنه ”  وبیمارستان نجمیه تهران

ملک تاج نوه عباس میرزا ولیعهد روشن ضمیر وبا اراده قاجار و مادر دکتر محمد مصدق از زنان نیکوکار و پایه گذار بیمارستان نجمیه تهران بود.  خانم ملک تاج فیروز با میرزا هدایت الله وزیر دفتر آشتیانی ازدواج کرد که حاصل این پیوند آمنه دفتر الملوک و محمد مصدق بود که بعدها نخست وزیر ویکی از چهره های محبوب ومعروف تاریخ ایران شد. نجم السطنه دو سال بعد از درگذشت وزیر دفتر به ازازدواج فضل الله خان منشی باشی مظفرالدین شاه درآمد و حاصل آن فرزندی بود بنام ابوالحسن دیبا . نجم السلطنه زندگی بسیار ساده و بی آلایشی داشت اواز سال 1307 خورشیدی به ساخت و وقف بیمارستانی در محل سکونت خود خیابان دروازه یوسف آباد ، حافظ امروزی همت گمارد که بنام بیمارستان نجمیه تهران تا همین الان باقی است بیمارستان نجمیه از نخستین بیمارستانهای مدرن تهران بشمار میرود.

طوبی آزموده  بنیانگذار مدارس دخترانه

در سالهای پس از انقلاب مشروطه با سواد شدن زنان وتحصیل علم دختران از مهمترین خواسته های جنبش زنان بود و این چنین بود که تلاشها برای تاسیس مدرسه دخترانه آغاز شد.  طوبی آزموده که سال 1257 به دنیا آمد و 1315 درگذشت او موسس نخستین مدرسه دخترانه در تهران از پیشگامان جنبش زنان ایران بود.  دبستان ناموس را  سال 1286 درتهران با مرارت زیاد و مخالفتهای بسیار تاسیس کرد و توانست در مدت کوتاه تعداد مدارس دخترانه را به شش دستگاه برساند وهشت سال پس از تاسیس اولین مدرسه 3473 دختر دانش آموز را جذب این مدارس کند.  حالا گفتنش ساده است تصور کنیم سالهای دور را و آزار و اذیت مرتجعینی که دوست نداشتند زنان  تحصیل کنند. نخستین مدرسه دخترانه توسط بی بی خانم استرآبادی بنام دبستان دوشیزگان در 1285 خورشیدی یکسال قبل ازمدرسه ناموس در تهران تاسیس شده بود واما به دلیل حملات مرتجعین این مدرسه تدوام زیادی نداشت در نتیجه طوبی آزموده دست به کار شد شکست را شکست داد و مدرسه ای درمنزل شخصی خودش تاسیس کرد.

وی درشرایطی زنگ مدرسه ناموس را درخانه خود درخیابان سنگلج به صدا درآورد که شیخ فضل الله نوری فتوی داده بود تاسیس مدارس دختران مخالف با شرع است.  مدرسه ناموس چند سال بعد از تاسیس به خیابان فرمانفرما و بعد از به محل بزرگتری در خیابان شاپور ،حافظ فعلی منتقل شد . در این زمان مدرسه ناموس به قدری توسعه یافته بود که بصورت یکی از مهمترین ومجهزترین مدارس متوسطه تهران درآمد و تا پایان دوره دبیرستان آموزش دختران را تامین میکرد طوری که در 1307 خورشیدی اولین گروه دیپلمه مدرسه ناموس فارغ التحصیل شدند.  طوبی آزموده علاوه بر دایر کردن مدارس دختران، کلاسهای اکابر را جهت جذب مادران دایر کرد . اگر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدرسه کنونی پسران در ایران است طوبی آزموده نیز را باید بنیانگذار مدارس دخترانه کنونی دانست سلام بر او.

 

بی بی مریم از پیشگامان مطالبات حقوق زنان

بی بی مریم بختیاری 1253 چشم به جهان گشود و 1316 از دنیا رفت مشهور بود به سردار مریم بختیاری . او از زنان فعال درانقلاب مشروطه بود خانواده اش از با نفوذ ترین خاندان های ایرانی دوره قاجار بشمار می آمد. پدر بی بی مریم از خوانین ایل بختیاری و برادران او علی قلی خان سردار اسعد از رهبران انقلاب مشروطه و نجف قلی صمصام السلطنه که دو دوره رئیس الوزرا ایران بود. همچنین عموزاده هاش از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی محسوب میشوند .

شیرعلی مردان فرزند بی بی مریم است.  این زن از پیشگامان مطالبات حقوق زنان و ازمدافعان ملی سرزمین ایران در خلال جنگ جهانی اول بشمار می آمد.  بی بی مریم فرزند حسین قلی خان ایلخانی بود که بدست پسر ناصرالدین شاه ، سلطان مسعود میرزا ملقب به ظل السطان کشته شد . بی بی مریم از زنان تحصیل کرده زمان مشروطه بود که به حمایت از آزادیخواهان برخاست و حتی با یارانش به تهران به شکل محدود لشکرکشی کرد. او به واسطه زندگی در ایل بختیاری و پدرش که خان ایل بود تیراندازی و سوار کاری می دانست در فتح تهران سردار بی بی مریم هم با رشادت ودلیری به میدان آمد او حتی خود شخصا تفنگ بدست گرفت و دربرابر قزاقان جنگید . بی بی مریم از معدود زنان عصر مشروطه است که یادمان زندگی خود را نوشته است . درابتدای خاطراتش گفته : به امید خداوند که امیدوارم  فرصت بدهد به بنده که یک زن ایرانی از ایل بختیاری میباشم روزنامه خاطرات خود را ساده و مختصر بنویسم . بی بی مریم در این یادمان ها درباره دلایل که زنان در جامعه عقب مانده است نوشته است:  تمام بدبختیها ما از خودمان است چرا ؟ چون نه علم داریم و نه حقوق خود را میدانیم و نه میخواهیم بدانیم . منابع ایل بختیاری نقل کردند که بی بی مریم در جنگ آزادسازی اصفهان 1288 خورشیدی با خواهرش بی بی لیلی فرماندهی یک ستون سواره نظام را بعهده داشته است . من نمیدانم این موضوع چقدر واقعی است گفته میشود که در دوره جنگ جهانی اول خانه اش در اصفهان پناهگاهی بود برای فعالان سیاسی و فرهنگی امثال علی اکبر دهخدا و ملک الشعرا بهار . و درسال 1299 پناهگاهی بوده است برای دکتر مصدق.

صدیقه دولت آبادی  “ترویج گفتمان عدالت خواهانه “

صدیقه دولت آبادی که 1261 خورشیدی پا به جهان گشود و 1340 در گذشت.  روزنامه نگار ایرانی و از فعالان مشروطه و جنبش زنان در ایران است او از بنیانگذاران انجمن مخدرات وطن ، انجمن مشروطه خواهان موسوم به مخدرات وطن بود وی بعدا از نخستین فعالان زنان در ایران شد و نشریه ای هم بنام زبان پارسی خاص زنان منتشر کرد.  صدیقه دولت آبادی بر این باور بود که زن ایرانی رو به قهقرا میرود و می گفت دلیلش این است که زنان بیشتر به خودشان می پردازند تا مقوله با عنوان شخصیت زن. او راه خروج زنان را از فرودستی علم آموزی میدانست و این شعر ناصرخسرو را مدام تکرار میکرد :

درخت تو گر بار دانش گیرد       به زیر آورد چرخ نیلوفری را

وی طرفدار ایده از نوک پا تا فرق سر غربی شدن نبود چون فشن های فکری و معرفتی زمانه او این را اقتضا میکرد و او مخالف بود . صدیقه خانم و همفکرانش به اقتضاعات  اجتماعی خود می اندیشیدند و در زیست روزمره خود آشکارا تلفیقی از سنت و مدرنیته بودند و از آن دفاع میکردند به همت او در سال 1296 یکی از اولین دبستانهای دخترانه تاسیس شد گفته میشود (نمیدانم این نقل قولهای چقدر واقعی است) یکی از دفعاتی که وی برای فعالیتهایش دستگیر شده بود رئیس نظمیه به وی گفت خانم شما صد سال زودتر به دنیا آمدید . صدیقه خانم با قرارداد سال 1907 میلادی که ایران را تحت نفوذ انگلیس و روسیه قرار میداد مخالف بود . او و دوستانش این مخالفت را  با تحریم کالاهای وارداتی ، با رفتن به قهوه خانه و تشویق مردم به عدم استفاده از قند خارجی ، و کار توضیحی.  در سال 1298 خورشیدی به منظور آشنا کردن زنان با حقوقی همچون آموزش، استقلال اقتصادی و حقوق خانوادگی خود اقدام به انتشار اولین نشریه حقوق زنان در خارج از تهران و سومین آن در ایران بنام زبان زنان نمود.  او در این نشریه به مباحثی نظیر حجاب و نقش انگلستان در ایران انتقاد میکرد . سال 1300 انجمن آزمایش بانوان را در تهران دایر کرد و علیه استفاده از کالاهای خارجی اقدام نمود.  صدیقه دولت آبادی در سال 1301 در کنگره بین المللی زنان در برلین شرکت و سخنرانی نمود چهار سال بعد در سال 1305 در دهمین کنگره بین المللی برای حق رای زنان به نمایندگی زنان ایرانی شرکت کرد پدر صدیقه خانم ، میرزا هادی دولت آبادی از عالمان زمان خود بود . نویسنده کتاب حیات یحیی ، یحیی دولت آبادی برادر اوست.

لیلی لازاریان بنیانگذار باله ایرانی

مادام لیلی لازاریان رقصنده باله و طراح رقص در ایران بود.  وی دریک خانواده ارمنی بدنیا آمد و در مدرسه داوودیان تهران که جلوتر مدرسه اسرائیلیت تهران نام داشت درس خواند وسپس برای ادامه تحصیل راهی ایتالیا شد ودرکالج موسیقی وهنر رم به  فراگیری موسیقی علمی  و آموزش آواز پرداخت.  در همان زمان در چند اپرا از آهنگساز ایتالیائی جاکومو پوچینی از جمله اپرای توسکا و مانالوسکو شرکت نمود.  پدر وی دیپلمات بود و به موسیقی هم علاقه داشت ویکی ازاستادان هنر باله که سوئیسی بود به خانه شان رفت وآمد میکرد . خود خانم لازاریان تعریف کرده که من از آن استاد سوئیسی که  به خانه مون می آمد و دوست پدرمون بود  اصول اولیه حرکات  را یاد گرفتم و بعد ها تحصیلاتم را در مدارس ارامنه تهران به پایان بردم و نزد استاد فنون حرکات باله را کامل و کاملتر کردم و برای تکمیل نهائی این هنر به ایتالیا رفتم و درآنجا بودم که جنگ جهانی دوم پیش آمد و به ایران بازگشتم.  او پس از بازگشت به ایران از آنجائیکه با حرکات موزون آشنائی داشت و با توجه به اینکه رقص های فولکلوربصورت علمی وعملی آموزش داده نمیشد خودش بانی تاسیس چنین هنرستانی درتهران شد و برای آموزش و مطالعه بیشتر راهی کشورهای مختلف اروپا گشت . مادام لیلی لازاریان بیش از نیم قرن به فعالیت هنری در داخل وخارج از ایران پرداخت . از آثاری که توسط ایشان اجرا شده میتوان : قلب مادر اثر ایرج میرزا، اشک یتیم از پروین اعتصامی و باله تخت جمشید با اجرای ارکستر سمفونی نام برد .طراحی لباس وموسیقی وسوسه شیطان که در تلویزیون هم اجرا شد با او بود . پیش از شروع کارش در ایران ، باله لهو و مطربی وقر کمر بود .پسر بچه ها را به لباس دخترانه می آراستند و به شکلی زننده بکار می گرفتند. لیلی لازاریان به مطالعه در نقوش ، معماری و مینیاتورها پرداخت .مینیاتورها ، معماری و نقوش ایرانی و براساس حرکات آنها و با الهام از موسیقی سنتی چنان که خود گفته است اینگونه باله ایرانی را ابداع نمود که رقص زنگوله با موسیقی درویش خان از آن نمونه است . وی بر این باور بود که رقص فولکلوریک ایران باستانی است وبه نوعی وحشی و باید آن را به شیوه های نوین شکل دیگری بخشید با استفاده ازموسیقی و رقص های کردی و گیلانی و آذربایجانی او شکلی از باله را در ایران پدید آورد که با حرکات فانتزی، آگاهانه آمیخته شده بود او هنرستان باله را به همین منظور بنیاد گذاشت همچنین آموزشگاه دیگری داشت برای خردسالان 5 الی 11 ساله . یکبار اتریش برای یک فستیوال از هر کشوری از جمله ایران یک استاد باله را دعوت کرده بود.  مادام لیلی لازاریان رفت و با لباس قاسم آبادی برنامه خودش را شروع کرد . رقص نو و حرکات زیبای او تحسین استادان باله را برانگیخت.  او یکی از پیشکسوتان عرصه آموزش حرکت موزون در ایران بود.  بعد از انقلاب هم کلاس داشت اما بر اثر پیری، بیماری زمین گیر شد کسی راهم نداشت درخانه سالمندان زندگی میکرد و خیلی هم سخت ، سال 1382 این هنرمند عزیز در تنهائی و اندوه درگذشت

ضرورت تشکیلات مستقل زنان, ثریا ندیم پور

ضرورت تشکیلات مستقل زنان, ثریا ندیم پور

ثریا ندیم پور

ضرورت تشکیلات مستقل زنان

زنان جهان کماکان در قرن بیست و یکم با نا برابری دستمزد در برابر کار یکسان در بازار کار، در استفاده از امکانات جامعه ، داشتن حقوق انسانی، در خانواده، در قدرت و در عرصه اقتصادی ‌با مردان هستند این نابرابری ها بدلیل نبودن زنان در عرصه قدرت سیاسی میباشد .
نابرابری زنان و مردان منجر به فقر اقتصادی زنان و وابسته شدن آنان به مردان شده است که خود وابستگی اقتصادی باعث عدم استقلال شخصی ـ اجتماعی زنان می شود.
وضع اقتصادی نابسامان زنان و وابستگی اقتصادی آنان به شوهر باعث تن دادن زنان به ادامه زندگی در یک رابطه ناخواسته می شود. امروزه وجود خشونت علیه زنان چه در خانواده و چه در جامعه بر کسی پوشیده نیست.
هرچه جامعه مذهبی- و سنتی تر باشد وضع زنان بدتر است. زیرا که قوانین و عرف های سنتی همیشه زنان را جزئ املاک مرد بحساب می اروند و بنابراین حقوق خاصی برای زنان قائل
نمی باشند. در چنین جوامعی تصویب قوانینی که مدافع حقوق زنان باشد مشکل و در بسیاری از موارد غیر ممکن می باشد.
وضعیت نابسامان زنان تاثیر مستقیم منفی در وضعیت کودکان دارد . زیرا کودکان در محیطی پر از خشونت تربیت میشوند .پسر خشونت را از پدر یاد میگیرد و دختران فروتنی و قبول خشونت را از مادر. وجود اختلاف طبقاتی در جامعه خود در عمیق تر شدن وضع بد اقتصادی زنان نقش ایفا می کند. هرچه اختلاف طبقاتی در جامعه عمیق تر باشد بهمان نسبت وضعیت اقتصادی زنان بدتر میشود. کما اینکه تن فروشی زنان برای اداره خود و خانواده به امری طبیعی در اکثر کشورها شده است و این زنان بجز در بعضی از کشور های محدود از داشتن بیمه درمانی و حق بازنشستگی محروم می باشند.
در سطح جهانی یک سری شبکه های تبهکار از فقر کشورهای فقیر سوء استفاده نموده و با دادن قول کار و درآمد بالا دختران جوان را به کشورهای اروپايی و سایر کشورها می کشانند و در آنجا  بجای دادن کار، به خرید و فروش این دختران جوان می پردازند .
علیرغم اینکه پارلمان اروپا خرید و فروش انسانها را در سال 1994 غیرقانونی اعلام نمود این شبکه های تبهکار بکار داد و ستد زنان حتی در کشور های اروپایی که خرید و فروش سکس را غیر قانونی اعلام کرده اند، بصورت شبکه های زیر زمینی بطور غیر قانونی فعالیت می کنند. ما متاسفانه در ایران شاهد تن فروشی ناخواسته تعداد بی شماری از زنان برای امرار معاش خود و خانواده هستیم .جمهوری اسلامی بجای ایجاد کار برای زنان در جامعه ایران از طریق نهادینه کردن صیغه به تن فروشی زنان برای امرار معاش جنبه قانونی داده است .
در بعضی روستاهای ایران مرسوم است که برای حل اختلافات بین دو روستا یا دو طایفه و یا اینکه بجای پرداخت دیه از رد و بدل کردن دختران جوان استفاده میکنند . برای مبارزه بر علیه این همه بی عدالتی در مورد زنان و عدم برابری حقوق آنان با مردان لازم است که زنان متشکل شوند .
در جوامع دمکراتیک به دلیل آزادی بیان ، آزادی تشکل،  زنان براحتی و آسان تر می توانند متشکل شوند و از حق و حقوق خود دفاع کنند.
زنان برای رسیدن به اهداف مشخص خود یعنی داشتن حقوق برابر با مردان، استقلال اقتصادی  ـ اجتماعی که خود مستلزم مشارکت فعال أنان در قدرت سیاسی است، نیاز به وجود تشکیلات مستقل خود چه به صورت نهاد های اجتماعی مستقل و چه به صورت تشکّلی مستقل در درون احزاب سیاسی است. بخش مهمی از خواستهای زنان مرز طبقاتی
نمی شناسد درست بهمین دلیل است که زنان با پایگاه اقتصادی مختلف می توانند در تشکیلات ویا نهاد های مختلف زنان برای خواستهای پایه ای مشترک خود با هم مبارزه کنند. تشکیلات زنان در چند حبهه فعالیت میکند از جمله ، برجسته کردن خواستهای زنان و ضعف قوانین موجود در این رابطه ، فرهنگ سازی در مورد اهمیت برابری حقوق زنان و مردان در جامعه، مبارزه جمعی منسجم برای تغییر قوانین به نفع حقوق زنان، آماده سازی زنان برای گرفتن قدرت سیاسی و پست های کلیدی در جامعه.
تشکیل سازمان های مستقل زنان به معنی نفی فعالیت مشترک زنان با مردان در احزاب و سازمانهای مختلف نمی باشد هر دو لازم و ملزم همدیگر هستند . تشکل های زنان در برجسته کردن نیازهای ویژه زنان و ارتقاء آن ها و در نتیجه رشد جامعه نقش تعیین کننده ای خواهد داشت.
در جامعه سوئد علیرغم اینکه سازمان زنان سوسیال دمکرات بهمراه سایر زنان سوئد در طی صد سال مبارزه توانسته اند به دستاوردهای مهمی در زمینه برابری زن و مرد و بهبود وضع خانواده دست یابند هنوز این سازمان در کنار حزب سوسیال دمکرات به مبارزه خود ادامه می دهد . علاوه بر اینکه اکثر احزاب سوئدی بخش زنان دارد تعداد زیادی نهادهای اجتماعی زنان در جامعه فعالیت میکنند  دولت موظف است طبق قانون به تمام نهادهای اجتماعی از جمله نهادهای زنان کمک مالی بنماید.
فراموش نکنیم بهبود وضع زنان رابطه مستقیم در بهبود وضع خانواده و نقش مستقیم در تربیت و تعلیم نسل آینده هر جامعه دارد در نتیجه وجو نهادها و سازمان های زنان کمک مهمی در نهادینه شدن برابری زن و مرد، بهبود وضع خانواده و در نتیجه رشد و شکوفائی اقتصادی و اجتماعی جامعه خواهد شد .

در راه مبارزه برای برابری جنسیتی همبستگی تمام زنان با تعلقات سیاسی ، اجتماعی ، دینی و قومی یا اتنیکی      مختلف و کمک مردان آزاد اندیش  و معتقد به فمینسم ضروری است .

توضیح عکس: ارگان رهبری سازمان زنان به نام نسوان که بین سالهای 1933 -1922فعالیت داشت. این سازمان که آخرین سازمان زنان در دوران حکومت رضا شاه بود که  توسط  رضاشاه منحل شد.

 

خلاصه و توضیح نوشته « زنانی که شکست را شکست دادند»

زنانی که شکست را شکست دادند, قسمت اول

 

زنانی که شکست را شکست دادند  این نوشته در چندین قسمت است و بر گرفته از سایت « همنشین بهار»  که بصورت صوتی توسط خود ایشان بیان شده است)

 

 قسمت اول

علم دولت نوروز به صحرا برخاست

وقتی که سپاهیان قطیبه ابن مسلم سردارسپاه خلیفه اموی سیستان را به خاک و خون کشیدند  مردی چنگ نواز درکوی وبرزن که غرق خون وآتش بود از ستم های قطیبه قصه می گفت ومی گریست اما همون بر چنگ هم می نواخت و میخواند با این همه غم درخانه  دل اندکی شادی باید که گاه نوروز است .

خانم ها و آقایان محترم، دوستان دانشور وفرهنگ ورز ، از راه دور و باقلبی نزدیک به شما سلام میکنم ومقدم اعتدال بهاری در این صبح نوروز گرامی میدارم . نوروز از لحظه اعتدال بهاری “اکونوس “از لحظه اعتدال بهاری شروع میشود که ما درایران به اون لحظه تحویل سال میگوییم گرچه به قول بزرگمهر درباب برزویه طبیب در کلیله ودمنه کارهای زمانه  میل به ادبار دارد چنان است که خیرات مردمان  را وداع کرده ستی اما درگستره تاریخ ابرهای سیاه حرف آخر را نمی زنند باید با همه اندوه در خانه دل وجان به بهار اقتدا کرد وهمچون حافظ فرمانروای بی همتای غزل وشور که دراوج حمله مغول ، یورشهای امیر تیمور و کشاکشهای آل مظفر از غلبه بر تاریکی سخن می گفت در اوج سیاهی ها نیز مشعل  امید برافروزیم  اصالت با پلیدی و تاریکی نیست قطره بارانی که بر گل سرخ می لغزد ، آوند های سرکشی که موانع را از سرراه بر می دارند، گیاه مهربانی که ازدل خاک سرک می کشد وبه آفتاب سلام می کند، چشمه جوشانی که دل سنگ را می شکافد همه همه در برابر این زندگی که پارس می کند و این زمین که خار می خلد و این آسمان که بلا می ریزد فریاد بر می آورند بهار می آید بهار می آید هرچند زمستانیان نخواهند.

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر   باغ شود سبزو شاخ گل به برآید

اکنون صبح نوروز است ومن میخواهم به زنان دلیر وتاثیرگذار میهنم در این بحث اشاره کنم

دوستان عزیز ، در تاریخ معاصر ایران اینگونه زنان کم نبودند کسانی که تسلیم جبر جو نشده و با باور به خویش شکست را شکست دادند تلاش آنان در افزایش آگاهی عمومی ،ترویج روشنگری و مقابله با واپس گرایی تردید بر نمی دارد همچنین در سیاست ورزی، طرحهای علمی، غبارزادئی از اسناد تاریخی و پوسته شکنی در حوزه هنر نقاشی، موسیقی ،تئاتر، سینما و از این قبیل.

من به شماری از این زنان تاثیرگذارو پیشتاز میهنم که می شناسم بدون ترتیب خاصی اشاره میکنم اینکه نگاه و دید برخی ازآنها حرف وحدیث  و اما واگر دارد یا با آنچه که من ، من نوعی فکر میکنم مطابق نیست دلیل نمیشود که ازآنان به نیکی یاد نشود آنان به راستی تاثیرگذار و پیشتاز بوده اند اسامی را که قرائت میکنم بعدا درباره شان توضیح می دهم :  فاطمه زرین تاج قره العین ، زینب پاشا دهباشی زینب، شوشا اعصار، ملک تاج فیروز نجم السطنه، بی بی مریم ، طوبی آزموده ، صدیقه دولت آبادی ، محترم اسکندری ، ورتو تریان، نورالهدی منگنه، شهناز آزاد، فاطمه سیاح، قمرالملوک وزیری ، روشنک نودوست، قدم خیرقلاوند ، زندخت شیرازی ، مریم عمید، لورتا، مریم فیروز، شمس الملوک مصاحب، صدیقه سامی نژاد دختر لر، بتول رضائی موتول به معنی چون ماه /پروانه ، شکوه ریاضی ، منیر فرمانفرمایان ، فرخ رو پارساريا، راضیه شعبانی ، توران میرهادی، روشنک ، پیوسته دلت شاد ولبت خندان باد صدیقه سادات رسولی ، مهین اسکوئی، لی لیت تریان، معصومه سیحون، ویدا حاجبی ، لیلی لازاریان ، ایران دررودی ، آذر رهنما، تانیا آشوت هاتوریان ، نسرین خسروی، ننه علی، پوری سلطانی ، سروش کسمائی، هنگامه ، یاشار مفید، لیلی متین دفتری، نسرین معزمی گلپایگانی، فریده لاشائی، پردیس ثابتی، معصومه شادمانی ، مونا جراحی ، نگار امیدواری ، شبنم رعایائی اردکانی ، مریم میرزاخانی ، ژانت آفاری، طلعت بساری ، فرح دیبا، سوسن تسلیمی، فرخ عظمی ارغون، شمس کسمائی، روشنک داریوش، مهشید امیرشاهی، بدری عتبای، مهرانگیز دولتشاهی، هاجر تربیت ، مرضیه ضرابی ، ماه سلطان امیرسحی و دیگران که اکنون به خاطر ندارم نمیتوانم به زنان نامی تاریخ معاصرمیهن مان اشاره کنم اما چشم ازصف مادران شریفی که ستمگران جان فرزندانشان را گرفتند بردارم همچنین از کسانیکه در رژیم های شاه وشیخ رودرروی ستم و بی عدالتی ایستادند و جان باختند به این دسته از زنان میهن ام بعدا خواهم پرداخت.

دوستان عزیز چون در این بحث چندین بار به جمعیت نسوان وطن خواه اشاره میشود توضیح کوتاهی درمورد آن میدهم جمعیت نسوان وطن خواه یکی از سازمان های پیشرو شناخته شده در تهران بود که حدود یک قرن پیش در1301 توسط تعدادی از زنان روشنفکر ایرانی به همت محترم اسکندری تشکیل شد هدف جمعیت نسوان وطن خواه ترویج حقوق زنان وبهبود شرایط آنان بود این سازمان نشریه نسوان وطن خواه را هم منتشر میکرد و فعالیتهای مانند برگزاری کلاسهای تحصیلی دختران واکابر برای زنان پابه سن گذاشته ، تاسیس بیمارستان برای زنان فقیر، برگزاری جلسات سخنرانی وراهپیمائی داشت ونمایشی بنام آدم وحوا اجرا کرد. نمایشنامه مزبور نخستین تئاتر زنان در ایران بود و میرزاده عشقی هم درنگارش آن نقش داشت مضمون نمایشنامه آدم وحوا که درحضور پنج هزار زن در پارک اتابک اجرا شد آزادی زنان بود .

شایان ذکراست که دردوره جنبش مشروطه انجمن های سری و نیمه سری زیادی درایران بوجود آمدند . دراین دوران انجمن های زنان نیز به طور مخفیانه شکل گرفتنند که درجنبش مشروطه شرکت میکردند گروهی از اعضای جوان وپیشرو جمعیت نسوان وطن خواه نیز سازمان بیداری زنان درسال 1302 تشکیل دادند هئیت مدیره جمعیت نسوان وطن خواه تا آنجائی که میدانم افراد ذیل بودند:

فخر آفاق پارسا مادر خانم فخررو پارسا ، ملکوک اسکندری ، کبری چنانی، مستوره افشار، نصرت مشیری ،صفیه اسکندری ،عصمت الملوک شریفی ، مهرانگیز اسکندری، هایده افشار،عباسه پایور ، قدسیه مشیری ، نورالهدی منگنه،  ملکه ابوالفتح زاده ، طوبی بقائی ، عفت الملوک و نظم الملوک خواجه نوری ، فخر العظمی ارغون مادر خانم سیمین بهبهانی ، هایده مقبل،  توران افشار،  اخترالسطنه سیادت، آصف الملوک،   اختر السطنه فروهر وعشرت الزمان آصف وکسانی که من نمیدانم . جمعیت درسال 1305 هفتاد وچهار عضو داشته است جمعیت نسوان وطن خواه آخرین انجمن زنانی بود  که در دوره سرکوب احزاب و نشریات به دست رضا شاه درسال 1312 بسته شد.

فاطمه زرین تاج  “قره العین”

عشق به هرلحظه ندا می کند       برهمه موجود صدا میکند

هرکه هوای ره ما میکند      گر حذراز موج بلا میکند

پا ننهد بر لب دریای من

شاعرومحدث ایرانی فاطمه زرین تاج ممقانی مشهور به طاهره و قره العین از اولین هوادران سیدعلی محمد  باب و از رهبران جنبش باب بود او ابتدا به شیخیه گرایش پیدا کرد و برای مدتی رهبری شیخیه را در کربلا وعراق هم به دست گرفت با علنی شدن دعوت سید علی محمد باب قره العین به وی گروید و بدون آنکه موفق شود تا پایان عمر او را ازنزدیک ببیند در زمره نزدیکترین یاران او درآمد. وی نخستین زن بابی بود که  روبنده از صورت برگرفت . باب اورا ستوده بود که به درک مفاهیمی از دیانت بابی موفق شده که دیگران به آن پی نبردند .

قره العین در کربلا محبوبیت زیادی در میان شاگردان خود بدست آورد او همچنین به ترجمه کتاب قیوم السما باب پرداخت و هرروز آن کتاب را در مدرسه خویش تفسیر وتدریس میکرد علما بابی شدن قره العین را علم کرده خواهان اخراج وی از عراق شدند او عاقبت سال 1847  میلادی به دستور حاکم عثمانی عراق از آن کشور اخراج شد برگشتش از عراق تا قزوین و تهران حواشی زیادی داشت که ازآن میگذرم . درتهران آن زن تابوشکن به فکر تشکیل جلسه ای با حضورهمه بابی های سرشناس افتاد خیلی ها دعوتش را پذیرفتند وهمزمان با محاکمه سید علی محمد باب که درآذربایجان صورت می گرفت آنها در روستای بدشت  ازتوابع شاهرود تشکیل جلسه دادند که نقطه عطفی در تاریخ تشکیل جنبش بابیه بود . ماجرای بدشت باعث شد که بابی ها با ماموران حکومتی درگیرشوند  قره العین برای مدت نزدیک به یک سال روستا به روستا زندگی مخفیانه ای داشت بعد هم با اتهام قدیمی صدور دستور کشتن عمویش دستگیر و به تهران اعزام شد و حدود سه سال درحبس خانگی بود درطول این سالها باب اعدام شده بود وعده ای ازهوادران او به قصد انتقام به ناصرالدین شاه در نیاوران تیراندازی کردند این ترور نافرجام ماند . شاه نیز درعوض دستور کشتار بابی ها را صادر کرد سال 1852 میلادی با حکم دو مجتهد ارشد  قره العین که حدودا 35 سال داشت محکوم به اعدام شد او را خفه کردند وجسدش را درچاه انداختند ازقره العین آثار قلمی بصورت شعر ونامه به جا مانده که بیشتر سینه به سینه واز حفظ نقل شدند . ابیات زیر ازمشهورترین غزل های منصوب به اوست

گربه تو افتدم نظر چهره به چهره روبه رو

شرح دهم غم ترا نکته به نکته موبه مو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتادم

خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو

در دل خویش طاهره گشت و ندید جز ترا

صفحه به صفحه لابه لا پرده به پرده تو به تو

محیط طباطبائی معتقد است که این غزل نه از طاهره بلکه از طاهره کاشی است . نصرت اله محمد حسینی نویسنده بهائی نیز می گوید این غزل به احتمال قوی سروده طاهره کاشی است استناد نگارنده به جنگی از شاعران پارسی گوی است که در زمان فتحعلی شاه قاجار فراهم گشته و درکتابخانه ملک تهران موجود است .

زینب پاشا ” دهباشی زینب “

زینب پاشا از جمله زنان مبارز تبریزی است که درنامش در نهضت واگذاری امتیاز تنباکو آمده است وی درمحله قدیمی عمو زین الدین تبریز ودریک خانواده روستائی به دنیا آمد و درگشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قطحی نان پیشگام بوده است او تقریبا بیش ازیک قرن پیش برای اولین بار درتاریخ ایران با چهل نفر اززنان تبریز علیه ستم پیشه گان شورید  شورش آنان البته بی ارتباط با بحران نان و امتیاز تنباکو نبود ازجمله کارهای معروف زینب پاشا ویارانش حمله به انبارهای غله وتقسیم آن بین فقرا و گرسنگان در شهر تبریز بود گفته میشود کهنسالان تبریزی هر زنی را که ابراز رشادتی  میکرد می گفتند او مثل زینب پاشا ست و هروقت با محتکر زورگویی مواجه میشدند می گفتند زینب پاشا از پس امثال تو بر میآید  . به روایت زنده یاد احمد کسروی یکی ازگرفتاریهای زمان خودکامگی انبارداری بوده که همیشه  دیه دارانی گندم و جو را نفروختندی تا نان کمیاب وگران شدی و آنگاه به بهای بیشترفروختندی این کار درسالهای پیش از مشروطه در آذربایجان رواج بسیار یافته بود در چنین مواقعی در تبریز زینب پاشا ویارانش در کار کشف انبارهای غلات مالکان وگشودن آنها وتقسیم گندم وجو احتکار شده بین خانواده های تنگدست فعال بودند ازجمله عملیات مهم زینب پاشا و یارانش مصادره انبار میرزا عبدالرحیم قائم مقام پیشکار وقت آذربایجان بوده است عملیات دیگر زینب پاشا ویارانش حمله به خانه نظام العلما دیبا از رجال متنفذ دوره قاجار بوده است گفته میشود زینب پاشا چادر خود را از سر بر میدارد و ازآن اعلمی میسازد و پیشاپیش مردم حرکت می کند خانه و انبار انباشته از گندم نظام العلما را گرفته و به مردم گرسنه می دهد . زینب پاشا خطاب به مردان کنارنشین می گفت اگر شما جرات ندارید جزای ستم پیشگان را کف دست شان بگذارید اگر می ترسیدکه  دست دزدان وغارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید در کنج بنشینید ما به جای شما با ستمگران می جنگیم . زینب پاشا چادر خود را از سر بر میدارد و ازآن اعلمی میسازد و پیشاپیش مردم حرکت میکند.

مریم عمید و روزنامه شکوفه

مریم عمید دختر پزشک قشون ناصرالدین شاه  میرسید رضی  بود و با زبان فرانسه وعکاسی آشنائی داشت مریم سالور نقاش، مجسمه ساز  و سفالگر معاصر نوه ایشان است .

مریم عمید نشریه شکوفه را که مجله اختصاصی زنان بود منتشرکرد و با انتشار آن تساوی حقوق زن و مرد را بر سر زبانها انداخت .شکوفه دومین نشریه ویژه زنان ایران پس از نشریه دانش بشمار میرود و نخستین شماره آن در 1913میلادی چاپ شد .اولین نشریه ایرانی بود که کاریکاتورهای انتقادی هم چاپ میکرد ازویژگیهای شکوفه  میتوان به لحن طنزآمیز و انتفادی، پرداختن به مسائل زنان ایرانی، تحصیل و آموزش دختران و مسائل سیاسی اشاره کرد . هدف نشریه آشنا کردن زنان با آثار ادبی ، خرافه زدائی ، همچنین راهنمائیهای خانه داری و کوشش دربهبود روحیه زنان بود . یکی ازمهمترین اقدامات مریم عمید معرفی کاندیداهای مورد قبول زنان در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی بود که پیامدهای هم دربرداشت . نشریه شکوفه به مدت 4 سال 77 شماره تقریبا هر دو هفته یکبار منتشر میشد . درچهار صفحه با خط نسخ نوشته میشد واز شماره پنجم نگارش آن نستعلیق شد و سال دوم به بعد با حروف سربی به چاپ رسید . مریم عمید یکی از اعضای اصلی انجمن همت خواطین متشکل از فعالان حقوق زنان هم بود که به ترویج استفاده از کالاهای داخلی و تشویق فراگیری هنرهای دستی توسط زنان می پرداخت وخرید منسوجات خارجی را منع میکرد . قرار براین شد که تمامی مدارس دخترانه اعم از معلمین ودانش آموزان همگی از پارچه های ایرانی استفاده بکنند و هرکس سرپیچی کرد از مدرسه اخراج شود و هیچ مدرسه دیگری نام آن دانش آموز را ننویسد و بدین ترتیب در عرض یکماه حدود پنج هزار نفر به این تحریم پیوست

پیشتر صحبت کردم که شکوفه دومین نشریه زنان ایران بود اولین نشریه اسمش دانش بود دانش  نخستین نشریه دوره ای زنان در تاریخ ایران است که هفتگی منتشر میشد درسال 1289 آغاز به کار کرد توسط انجمنی اززنان با سردبیری یک چشم پزشک ، خانم دکتر معصومه کحال ،

مریم عمید که لقب مزین السطنه هم داشت بنیانگذار دو مدرسه نوین دخترانه بود یکی صنایع مزینیه ودومی دارالعلم . که معلمین هر دو مدرسه همه تحصیل کرده و ازهنرمندان زمان خود بودند . مریم عمید درسال 1298 در اوج فعالیتهای خود در سفری که به سمنان داشت درگذشت. 101 سال پیش . وی چند کتاب از زبان فرانسه را به فارسی ترجمه کرده است.

محترم اسکندری “گوژپشت راست قامت “

محترم اسکندری ازپیشگامان جنبش زنان درایران و راهبر جمعیت نسوان وطن خواه بود وی که نشریه جمعیت نسوان را هم سروسامان میداد ذکر وفکرش حمایت ازحقوق زنان از جمله تحصیل و رفع حجاب بود محترم خانم به یک خانواده اشرافی تعلق داشت . ابتدا درخانه نزد پدرش درس آموخت وسپس برای ادامه دروس زبان فرانسه و ادبیات به مکتب میرزا علی محمد خان محققی مدرس معروف رفت آنها پس ازمدتی با هم ازدواج کردند . پدرش شاهزاده علی خان ،محمد علی میرزا اسکندری از مشروطه خواهان واز موسسان انجمن آدمیت بود محترم اسکندری که از دستاوردهای انقلاب مشروطه برای زنان مایوس شده بود وآنها را کافی نمیدانست سال 1301 با تعدادی از زنان همفکرش در تهران جمعیت نسوان وطن خواه را تاسیس کرد وبه سخنرانی و اداره نشریه انجمن و برنامه ریزی راهپیمائی های اعضای جمعیت می پرداخت شماری از اعضای انجمن دریکی از راهپیمائی ها اوراقی را که مرتجعین به عنوان مکر زنان درکوچه وبازار منتشر می کردند گرفتند و سوزاندند که منجر به دستگیری او و چند زن دیگر توسط ماموران حکومت شد مخالفان تحصیل و آزادی زنان درتهران جزوه های مزبور را درمیادین اصلی شهر پخش می کردند هر روز بچه های روزنامه فروش تعداد زیادی از آنها را به دست گرفته و بلند بلند داد میزدند مکرزنان، مکر زنان، بشتابید ، بشتابید  آنها البته تقصیری نداشتند مرتجعین آنها را به صحنه می فرستادند.

جمعیت نسوان تصمیم گرفتند که دریک روز معین ساعت 10 صبح چند تا از زنان در میدان سپه جمع شوند و اوراق مزبور را جلو مردم آتش بزنند وکار توضیحی کنند  . روز موعود محترم اسکندری به همراه هفت تن از زنان آزادی خواه به میدان توپخانه رفتند جزوه ها را ازدست بچه ها گرفتند و بعد از کار توضیحی به آنها ، کاغذها را در وسط میدان درست همان جایی که دارهای مشروطه خواهان برپا شده بود به آتش کشیدند . پاسبانها به خیابانها ریختند و زنان های وهوی کشان کشان به اداره پلیس بردند. محترم اسکندری درنظمیه گفت کاری که ما کردیم برای دفاع از آبروی مادران و خواهران خود شماست ما هم مثل تمام آدم ها عقل داریم مکار نیستیم . رجاله های بی فرهنگ که تحصیل و پیشرفت زنان را بر نمی تافتند به محترم خانم که ازبچگی مشکل ستون فقرات داشت کج وخمیده راه می رفت توهین میکردند و گاه با صدای بلند اورا گوزی وگوژپشت صدا میزدند وبلند بلند می خندیدند و سنگ میزدند . آن زن شریف و راست قامت در 29 سالگی درتهران درگذشت . وی درآخرین دقایق زندگی هم دست از تلاش برای جنبش برابری زنان برنداشت حدود یک قرن پیش ، و به خواهرانش درنسوان وطن خواه توصیه کرد که به بقیه دوستانمون بگوئید که ناامید نشوند باید برای بیداری جامعه و بخصوص زنان تلاش کرد کوشید .

 

 

 

لزوم تشکل سوسیال دموکرات ها

لزوم تشکل سوسیال دموکرات ها

2019-10-06

ثریا ندیم پور

سوسیال ‌دموکرات‌ها باید در مقابل نیاز جنبش پاسخگو باشند

مبارزات مردم ایران پیوسته اوج می‌گیرد. اکنون مردم از هر قشر و طبقه و گروهی وارد میدان مبارزه شده‌اند و هر روز که می ‌گذرد برای گرفتن حقوق خود مصمم ‌تر می‌شوند. فریاد مردم در اعتراض به ستم و غارت‌گری دستگاه‌های حاکمیت در زمینه‌های گوناگون از جمله؛ گرانی ، چپاول ‌گری بانک‌ ها ، نبود بهداشت و درمان لازم، نداشتن آب آشامیدنی، نبود دمکراسی، مستقل نبودن دستگاه قضایی ، سیاست خارجی دولت و… به آسمان رفته است.

آن‌چه اهمیت بسیار دارد امیدوار بودن مردم به مبارزه خود است. آنان به‌درستی به منافغ و حقوق خود و نیز قدرت خود آگاهند.

مبارزات مردم نه تنها از نظر محتوایی بلکه از زاویه شیوه مبارزه نیز به پیش می‌رود. مردم به خوبی آگاهند که پیروزی این مبارزه درگرو اتحاد همه مردم ایران است. برگزاری مراسم چهارشنبه‌ سوری در اکثر شهرها و روستاهای کشور با رقص و موسیقی اقوام غیر بومی خود نشانگر این اتحاد و همبستگی است. این حرکت پر بار مردمی ضمنا گوشزدی به رژیم حاکم است که نمی‌تواند بین قوم‌های ایران تفرقه بیندازد و خود حکومت کند.

جنبش مردم در ایران بیش از هر چیز نیازمند یک ارگان رهبری منسجم و دارای برنامه است. اکنون در جامعه روشنفکری ایران طیف نسبتا گسترده‌ای از روشنفکران چپ دیروزی و حتی روشنفکران مذهبی سکولار خود را در چارچوب ایدئولوژی سوسیال‌دموکراسی تعریف می‌کنند. اما آنچه مایه تأسف است نداشتن یک تشکل یا حزب منسجم سراسری سوسیال دموکرات است. سوسیال ‌دموکرات‌ها با متحد شدن می‌توانند به نیاز جنبش در داشتن احزاب و یا سازمان های متشکل پاسخ لازمه را بدهند.

.فقدان یک حزب یا سازمان سراسری فعال سوسیال دمکرات خود نشانه عقب ماندن جنبش سوسیال ‌دموکراتیک ایران از جنبش توده‌هاست.

سوسیال دمکرات ها میتوانند حول یک پلاتفرم مشترک، برابری همه انسان‌ها در برابر قانون, کنترل نسبی سرمایه ، رفاه اجتماعی برای همگان ، آزادی بیان، حکومت سکولار، انتخابات آزاد واداره کشور به شیوه پارلما نتاریزم غیر متمرکزخود را سازمان دهند و متشکل شوند.

سوسیال ‌دموکرات‌ها نه تنها لازم است در متشکل کردن خود بر گرد ایدئولوژی پایه‌ای سوسیال ‌دموکراسی بکوشند، بلکه باید گامی فراتر از آن نهند و بکوشند که برای دوران گذار بر سر یک پلاتفرم همکاری ‌های مشترک با سلطنت ‌طلبان ، احزاب چپ وسایراحزاب بورژوایی به توافق درونی برسند.

اتحاد و یک‌پارچگی مردم در مبارزه علیه رژیم این وظیفه بزرگ را پیش پای جامعه روشنفکران ایران می‌گذارد که بکوشند با ایدئولوژی‌ها و تعلقات گوناگون طبقاتی پای میز مذاکره بنشینند و برای دوران گذار، بر گرد یک پلاتفرم مشخص با یکدیگر به توافق برسند.

گرفتن قدرت
یک تشکل سوسیال ‌دموکرات (در بهترین حالت حزب) باید خود را برای گرفتن قدرت بعد از دوران گذار آماده کند . به این منظور لازم است برای اداره مملکت برنامه آماده داشته باشد و در شناساندن برنامه خود در جامعه روشنفکری و مهم‌ تر از آن در میان توده‌ها ، چه پیش از دوران گذار و چه در دوران گذار فعالیت کند. سوسیال ‌دموکرات‌ها باید از قیام 57 که در آن نیروی چپ هیچ آمادگی برای گرفتن قدرت را نداشت، درس بگیرند.

سوسیال دمکرات ها لازم است از طریق سازمان دادن و متتشکل کردن نیرو های روشنفکرداخل و خارج و نیز برنامه مشخص برای تشکل توده ها و همچنین تدوین برنامه آینده دولت سوسیال دمکرات آمادگی برای بدست گرفتن قدرت را در خود تقویت کنند.

برنامه سوسیال‌دموکرات‌ها باید شامل راه حل برای مشکل بی‌کاری، وضع نابسامان شرکت‌های بزرگ و کوچک خصوصی، اوضاع بهداشت و درمان همگانی، محیط زیست، آموزش و پرورش، مرزها، راه‌اندازی ارگان قضایی مستقل ، وضعیت راه‌ها ، ترافیک، وضعیت پناهندگان افغان ، ارگان‌های دست ‌نشانده رژیم از جمله سپاه پاسداران و نیز سیاست خارجی باشد. این برنامه طبیعتاً مستلزم اینست که با رای اکثریت اعضای سازمان یا حزب سوسیال‌دموکرات به تصویب برسد.

مهم آن است که ما سوسیال ‌دموکرات‌ها گرفتن قدرت پس از دوران گذار را چه مستقل از دیگر نیروها در صورت کسب رای اکثریت مردم، و چه در یک دولت ائتلافی، در دستور کار قرار دهیم.

سوسیال‌دموکرات‌ها باید متشکل شوند و در رهبری جنبش مردم ایران مسئولیت بپذیرند.              

پیش شرط‌های سوسیال دموکراسی

پیش شرط‌های سوسیال دموکراسی

 

پیش شرط‌های سوسیال دموکراسی

بدون شک ساختن سوسیال دموکراسی در جامعه‌ای که در آن دموکراسی نهادینه شده و از درجه بالایی از همگونی و همبستگی اجتماعی، مدارای سیاسی و ثروت اقتصادی برخوردار است، آسانتر میباشد. اما یک نگاه جزمی که وجود این شرایط را پیش‌ شرط‌های لازم و مطلق برای ایجاد سوسیال دموکراسی میداند، نادرست میباشد. زیرا، این شرایط در عین حال محصول الگوی توسعه سوسیال دموکراسی نیز میباشند. در واقع بین این شرایط و پاگیری سوسیال دموکراسی یک رابطه متقابل، ارگانیک و دیالکتیک وجود دارد. استقرار سوسیال دموکراسی یک روند و پروسه مبارزه سیاسی برای دموکراسی و عدالت اجتماعی است که در آن شرایط پیش گفته هم نهاده و هم محصول آن میباشند. در کشورهایی که آنها را مهد سوسیال دموکراسی میدانیم، مانند سوئد، این شرایط از ابتدا به ساکن وجود نداشتند و در روند مبارزه برای دموکراسی و عدالت اجتماعی شکل گرفتند.

اگر بنا باشد برای استقرار سوسیال دموکراسی پیش شرط‌هایی را مشخص کنیم، میبایست پیش از هر چیز به چیره‌گی نظام سرمایه داری اشاره کنیم. سایر موارد در روند مبارزه برای دموکراسی و عدالت اجتماعی شکل میگیرند. پاره‌ای در مراحل اولیه شکل می‌گیرند و نقشی تعیین کننده در پاگیری سوسیال دموکراسی ایفا میکنند، به گونه‌ای که میتوان از آنها به عنوان پیش‌شرط‌های مرحله پاگیری و رشد سوسیال دموکراسی نام برد. پاره‌ای دیگر در مراحل بعدی شکل میگیرند و میتوان آنها را پیش شرط‌های لازم برای پایداری سوسیال دموکراسی دانست.

  • نظام سرمایه‌داری:سوسیال دموکراسی در جامعه‌ای که در آن مناسبات فئودالی چیره‌اند پا نمیگیرد. چیره‌گی مناسبات سرمایه‌داری شرط اولیه پاگیری و پیدایش سوسیال دموکراسی است. در واقع سرمایه‌داری علت وجودی سوسیال دموکراسی است. سوسیال دموکراسی پروژه‌ای برای تنظیم سرمایه داری، تنظیم مالکیت خصوصی و مکانیزم بازار نظام سرمایه داری برای تامین عدالت اجتماعی است. بدون سرمایه‌داری، سوسیال دموکراسی اساسا نمیتواند وجود داشته باشد.
  • رفرم، نه مدینه فاضله:سوسیال دموکراسی سودای سرنگونی سرمایه‌داری و ایجاد یک مدینه فاضله را ندارد. سوسیال دموکراسی به دنبال ایجاد مصالحه بین سرمایه و نیروی کار برای تامین عدالت اجتماعی است و الغای مالکیت خصوصی و مکانیزم بازار را نه ضروری میداند و نه درست، بلکه خواهان تنظیم مالکیت خصوصی و مکانیزم بازار آزاد برای تامین عدالت اجتماعی است. سوسیال دموکراسی بر پایه ارزش‌های انسانی و عدالت خواهانه والایی استوار است، اما به دنبال ایجاد یک مدینه فاضله برای تحقق این آرمان‌ها نیست. زیرا بر آن است که تامین عدالت اجتماعی از طریق تنظیم مالکیت خصوصی و تنظیم مکانیزم بازار نه تنها شدنی‌تر است، بلکه سازماندهی سیاسی برای ایجاد یک مدینه فاضله راه‌کاری پر مخاطره میباشد که غالبا به استبداد و دیکتاتوری می‌انجامد. پاگیری و پیروزی سوسیال دموکراسی مستلزم چیره‌گی این مشی آرمانی، اما پراگماتیک و اصلاح طلبانه در سپهر سیاسی جامعه، چه در بطن جامعه و چه در اتحادیه‌های کارگری، اصناف، احزاب و نهادهای سیاسی آن است.
  • حکومت قانون و دموکراسی:استقرار حکومت قانون و دموکراسی آرمان اندیشه‌ها و نظام‌های سیاسی متعددی است، از لیبرالیسم سنتی گرفته تا نئولیبرالیسم، لیبرالیسم دموکرات، سوسیال دموکراسی و سوسیالیسم دموکرات. سوسیال دموکراسی به عنوان یک نظام متاخرتر از لیبرالیسم توانسته است از دست آوردهای لیبرالیسم در استقرار حکومت قانون و دموکراسی بهره گیرد و آنها را برای تامین عدالت اجتماعی و استقرار سوسیال دموکراسی بکار بندد.
  • اتحادیه‌های کارگری و احزاب سوسیال دموکرات:اتحادیه‌های کارگری و احزاب سوسیال دموکرات حکم بازوی سازماندهی و مغز هماهنگ کننده جنبش‌های سوسیال دموکرات را دارند. اینها، در عین حال که خود محصول مبارزه برای دموکراسی و عدالت اجتماعی میباشند، نقشی تعیین کننده در پیروزی و استقرار سوسیال دموکراسی ایفا میکنند. شاید بتوان گفت که در نبود اتحادیه‌های کارگری و احزاب سوسیال دموکرات نیرومند، مبارزه برای دموکراسی و عدالت اجتماعی در بهترین شکل به استقرار دموکراسی‌های لیبرال می‌ا‌نجامد. اما وجود اتحادیه‌های کارگری و احزاب سوسیال دموکرات نیرومند میتواند مبارزه برای دموکراسی و عدالت اجتماعی را بسوی سوسیال دموکراسی پیش ببرد و تحقق آنرا میسر سازد. در این رابطه میبایست به اهمیت نقش احزاب سوسیال دموکرات توجه داشت. وجود اتحادیه‌های کارگری نیرومند به تنهایی برای استقرار سوسیال دموکراسی کافی نیست. وجود احزاب سوسیال دموکرات نیرومند برای پیروزی این پروژه ضروری است.
  • دولت موثر و نسبتا مستقل:همانطور که در بالا گفته شد، سوسیال دموکراسی به دنبال ایجاد مصالحه بین سرمایه و نیروی کار برای تامین عدالت اجتماعی است. انجام این کار مستلزم یک دولت موثر و کارآمد است که به اندازه کافی از دو نیروی سرمایه و کار (طبقه حاکم) مستقل باشد تا بتواند بصورت میانجی بین این دو عمل کند و «چانه زنی» سیاسی بین آنها را به نحوی موثر و کارآمد مدیریت کند و با تدوین قرارداد‌های اجتماعی مناسب آنرا سامان دهد. وجود یک دولت نیرومند و نسبتا مستقل در کلیه مراحل استقرار سوسیال دموکراسی ضروری است، هم در مرحله اولیه شکل‌گیری و هم در مرحله بلوغ و استمرار. پایداری نظام سوسیال دموکراسی نیازمند یک دولت و بروکراسی کارآمد و مبرا از فساد اقتصادی است تا بتواند قراردادهای اجتماعی حاصله و برنامه‌های رفاهی منتج از آنها را به نحوی موثر و کم هزینه به اجرا بگذارد.
  • استراتژی ائتلاف:پاگیری و پیروزی سوسیال دموکراسی در جامعه‌ای که در آن تامین عدالت اجتماعی خواست تنها اقشار بسیار کم درآمد و محروم نیست و دامنه مبارزه برای تامین عدالت اجتماعی سایر اقشار، به ویژه طبقات میانی را نیز در بر گرفته، آسانتر میباشد. در واقع وظیفه اصلی احزاب سوسیال دموکرات سازمان دهی سیاسی یک ائتلاف طبقاتی موثر برای گرفتن امتیازهای اقتصادی و سیاسی از طبقه حاکم و تنظیم مالکیت خصوصی و بازار آزاد است.
  • جامعه مدنی فعال:بررسی تجربه تاریخی جنبش‌های سوسیال دموکراسی بیانگر آن است که وجود یک جامعه مدنی پویا نقشی تعیین کننده در پیروزی و پایداری نظم سوسیال دموکراسی ایفا میکند.

ایران

در ایران مناسبات سرمایه داری، با تمام کاستی‌ها و ناهنجاری‌هایش، نسبتا قوام یافته است. مبارزه سهمگین و گسترده‌ای برای دموکراسی در بستر جامعه در جریان است. تامین عدالت اجتماعی خواست تنها اقشار محروم نیست، بلکه تمام اقشار میانی و بخشی از اقشار مرفه را نیز در بر گرفته است. اتحادیه‌ها و سازمان‌های کارگری گرچه شدیدا سرکوب میشوند، اما از یک پیشینه مبارزه سیاسی طولانی برخوردارند و دارای این ظرفیت میباشند که بتوانند در اولین فرصت ممکن به سرعت رشد کنند و خود را در تشکیلاتی سراسری سازمان دهند. این شرایط مناسبی برای پاگیری و رشد سوسیال دموکراسی است. اما، در ایران کنونی حزب و سازمان نیرومندی وجود ندارد تا جنبش دموکراسی خواهی موجود را در راستای سوسیال دموکراسی سازماندهی و رهبری کند. احتمال اینکه در روند مبارزه این رهبری شکل بگیرد منتفی نیست. اما، با اطمینان میتوان گفت که در نبود چنین نیرویی، به احتمال زیاد خروجی جنبش دموکراسی خواهی، حتی اگر پیروز شود، نظامی سوسیال دموکراتیک نخواهد بود. این کاستی حلقه ضعیف جنبش سوسیال دموکراسی ایران است.

آنچه داریم تعداد زیادی سازمان‌ها و اجزاب نسبتا کوچکی است که در بهترین شکل میتوان آنها را سوسیالیست‌های دموکرات دانست. این سازمان‌ها که تداوم چپ سنتی ایران میباشند، همچنان به مبانی سوسیالیسم پای‌بنداند، منتهی اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که برنامه آرمانی خود را میبایست از راه‌های دموکراتیک به اجرا بگذارند. این سازمان‌ها چنانچه بر اساس خواست‌های حداقلی خود در یک ائتلاف سوسیال دموکراتیک شرکت کنند، میتوانند نقش مهمی در پیشبرد جنبش سوسیال دموکراسی ایران ایفا کنند. اما طبعا نمیتوانند آنرا رهبری کنند. همانطور که در بالا اشاره شد، سوسیال دموکراسی به دنبال ایجاد مصالحه بین سرمایه و نیروی کار برای تامین عدالت اجتماعی است و الغای مالکیت خصوصی و مکانیزم بازار را نه ضروری میداند و نه درست، بلکه خواهان تنظیم مالکیت خصوصی و مکانیزم بازار آزاد برای تامین عدالت اجتماعی است. این مشی میتواند با برنامه حداقلی سوسیالیست‌های دموکرات سازگار باشد، اما با برنامه پایه‌ای آنها اساسا متفاوت است.

بدیهی است که یک ائتلاف سوسیال دموکراتیک نیازمند سازمان‌های واقعا سوسیال دموکرات است که بتوانند در ائتلاف مورد نظر نقش مرکزی لازم را ایفا کنند، در غیر اینصورت چنین ائتلافی پایدار نخواهد بود و در عمل به راحتی به چپ یا راست خواهد غلتید. متاسفانه، در ایران سازمان‌ها و احزابی که موضع آنها به سوسیال دموکراسی نزدیک است هنوز به اندازه کافی نیرومند نیستند تا بتوانند نقش محوری لازم را ایفا کنند. این جناح نیز از پراکندگی و تشتت رنج میبرد. افزون بر این، بخش سنتی تر آن، که بخش بزرگی از آنرا تشکیل میدهد نتوانسته گفتمان خود را بصورتی به هنگام کند که بتواند با جذب جوانان توان سیاسی خود را باز تولید کند. البته این احتمال وجود دارد که در روند مبارزه یکی از این سازمان‌ها توانایی لازم را بدست آورد و یا یک سازمان نوپا از بطن جامعه برخیزد که بتواند جنبش سوسیال دموکراسی کشور را سازماندهی و رهبری کند.

علاوه بر معضل رهبری و سازماندهی، جنبش سوسیال دموکراسی ایران با چند چالش بلند مدت نیز روبرو است که میبایست به آنها از همان ابتدا توجه داشت. بی توجهی به آنها موجب تدوین برنامه‌ها و سیاست‌های نادرست خواهد شد.

استراتژی توسعه محور: در ایران استراتژی و برنامه سوسیال دموکراسی میبایست توسعه محور باشد. استراتژی و برنامه‌ای که محور آن سیاست‌های توزیعی باشد پایدار و کارآمد نخواهد بود. این راه‌کار نمیتواند ثروت لازم برای توسعه اقتصادی و اجرای برنامه‌های رفاهی را تامین کند. در مقایسه با استراتژی و برنامه‌ای که محور آن سیاست‌های توزیعی است، استراتژی و برنامه توسعه محور، با تولید ثروت و اشتغال، در عمل ظرفیت بسیار بیشتری برای اجرای سیاست‌های رفاهی ایجاد میکند. برنامه‌های توسعه محور را میتوان بر مبنای استراتژی‌های متفاوتی تدوین کرد. برنامه‌ توسعه محوری که به ضرورت تامین عدالت اجتماعی بی توجه باشد، ممکن است بتواند ثروت قابل توجهی تولید کند. اما این ثروت خود به خود، به اندازه و با سرعت کافی به بدنه جامعه منتقل نخواهد شد. برای تامین این امر میبایست برنامه توسعه محور را به مکانیزم‌هایی مجهز کرد که کل جامعه، به ویژه اقشار محروم را در دست آوردهای توسعه اقتصادی و ثروت تولید شده سهیم کند. این همان استراتژی و برنامه‌ای است که جنبش سوسیال دموکراسی میبایست دنبال کند.

اجتناب از دولت محوری: سوسیال دموکراسی برای اجرای اهداف و برنامه‌های خود به ناچار نیازمند استفاده از نهاد دولت است. اما در ایرا ن وابستگی به نفت و سیاست‌هایی که طی چند دهه گذشته دنبال شده‌اند اقتصاد کشور را به شدت و به نحو نامطلوبی به نهاد دولت وابسته کرده، موجب گسترش مناسبات رانتی، فساد و ناکارآمدی گشته است. این امر جنبش سوسیال دموکراسی را با یک تناقض پایه‌ای روبر میکند. استراتژی سوسیال دموکراسی در صورتی راه‌کار موفقی برای ایران خواهد بود که بتواند این تنش و تناقض پایه‌ای را به نحو مطلوبی مدیریت کند. برای این کار میبایست درعین استفاده از نهاد دولت برای پیشبرد برنامه توسعه عدالت محور، از رشد بخش‌های خصوصی و تعاونی پشتیبانی کند و در آن بخش‌هایی که در مالکیت دولت هستند، با استفاده از ابزارهای مناسب از مشارکت مدیریت بخش خصوصی بهره‌برداری کند (۱).

دولت و بروکراسی کارآمد: مشی سوسیال دموکراسی برای اجرای استراتژی و سیاست‌های رفاهی خود نیازمند یک دولت و بروکراسی کارآمد و مبرا از فساد است. این وابستگی خاص سیستم سوسیال دموکراسی نیست، اما برای سوسیال دموکرات‌ها این وابستگی از اهمیت بیشتری برخوردار است. متاسفانه در ایران نهاد و بروکراسی دولت همواره از ضعف کارآیی، عدم شفافیت و آلودگی به فساد و مناسبات رانتی رنج برده است. بدیهی است که استقرار و تداوم دموکراسی این وضعیت را دگرگون خواهد کرد. اما این تصور که با استقرار دموکراسی این نقطه ضعف یکباره منتفی خواهد شد خام و خوشبینانه میباشد. نهادهایی را که برای کارکرد اقتصاد سیاسی لازم‌اند را نمی‎توان در یک مقطع زمانی کوتاه، بدون توجه لازم به بستر تاریخی آنها و تجربه‎های تاریخی جامعه، بنا کرد و انتظار داشت که به نحوی مطلوب عمل کنند. استراتژی سوسیال دموکراسی در ایران میبایست به این ضعف واقف باشد و برنامه‌های خود را به گونه‌ای تدوین کند که ریسک و هزینه ضربه‌پذیری در برابر این نقطه ضعف را به حداقل برساند. بهره‌برداری حداکثری از توانایی‌های جامعه مدنی میتواند به مدیریت این ریسک کمک کند.

دموکراسی: تجربه ۱۵۰ سال گذشته ایران بیانگر آن است که توسعه پایدار سیاسی و اقتصادی ایران نیازمند استقرار دموکراسی است. اما برای موفقیت میبایست از کلیات فراتر رفت و ساختار نظام دموکراتیک مورد نظر را به گونه‌ای طراحی و معماری کرد که با شرایط و نیازمندی‌های جامعه ایران سازگار باشد. یکی از مسائلی که میبایست به آن توجه کرد آن است که توسعه اقتصادی ایران نیازمند اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک بلند مدت است. اگر نطام دموکراتیکی که بنا میشود نتواند ثبات سیاسی و اداری لازم برای تدوین و اجرای برنامه‌های استراتژیک بلند مدت را تامین کند، درآنصورت کار توسعه اقتصادی کشور را دشوار خواهد کرد.
ایجاد فضای مناسب افزون بر ساختار حقوقی و اداری مناسب نیازمند ساختار فرهنگی مناسب نیز خواهد بود. برای مثال، اگر جو فرهنگی حاکم بر مناسبات نیروی کار و سرمایه بر پایه تضاد بنیادین منافع استوار باشد (نه منافع مشترک)، در آن صورت پیشبرد پروژه سوسیال دموکراسی اگر نا ممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود. اساسا، هر قدر جامعه از همگونی و همبستگی بیشتری برخوردار باشد، پیشبرد استراتژی سوسیال دموکراسی آسانتر خواهد بود.

به این ترتیب، پیشبرد موفقیت آمیز استراتژی سوسیال دموکراسی در ایران مستلزم مدیریت دو تنش پایه‌ای است: (الف) تنش بین تامین حداکثر رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی، (ب) تنش بین استفاده از نهاد دولت برای اجرای توسعه عدالت محور و جلوگیری از رشد فزاینده بخش دولتی و شکل گیری مناسبات رانتی. در مدیریت این تنش‌ها سوسیال دموکراسی میبایست همبستگی اجتماعی و فرهنگ مدارا را تقویت کند، ضعف کارآیی نهاد دولت و تنگناهای اجتماعی و فرهنگی را مد نظر داشته باشد و ساختار دموکراسی کشور را به مکانیزم‌هایی مجهز کند که تدوین و اجرای برنامه‌های استراتژیک بلند مدت را میسر سازند.

هادی زمانی ‌

گویا نیوز

صفحه نخست ۲۷ نوامبر » چشم انداز سوسیال دموکراسی در ایران، هادی زمانی

 

 

www.hadizamani.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- برای توضیحات بیشتر به مقاله «جایگاه الگوی توسعه اقتصادی سوسیال دموکراسی در برخورد با معضلات ایران، هادی زمانی سپتامبر ۲۰۲۰» مراجعه کنید

 

 

حزب سوسیال دموکرات: قدیمی ترین حزب سیاسی آلمان

حزب سوسیال دموکرات: قدیمی ترین حزب سیاسی آلمان

حزب سوسیال دموکرات: قدیمی ترین حزب سیاسی آلمان

حزب سوسیال دموکرات آلمان یکی از قدیمی ترین احزاب دموکراتیک جهان است و در طول تاریخ پرتلاطم اش چالش های بسیاری مانند ممنوعیت فعالیت، انشعاب حزبی و تغییر اساسی اصول و برنامه هایش را پشت سر گذاشته است.

 

….

هر حزبی، افسانه ای راجع به چگونگی بنیانگذاری اش دارد. حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی) هم ادعا می کند که قدیمی ترین حزب دموکراتیک در جهان است. به یقین این ادعا در مورد قدمت این حزب در آلمان واقعیت دارد.

جنبش هایی که در آغاز به خاطر وضعیت نامناسب و حقوق انسانی (شهروندی ناچیز) به راه افتاده بودند، پس از گذشت مدت زمانی به ایجاد حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی) منجر شد. کارگران آلمانی که از حقوق انسانی بسیار اندکی برخوردار بودند، علیه صاحبان کارشان دست به شورش زدند. این حقیقت که جنبش های کارگری در طول زمان با سازماندهی شکل گرفت و به یک نیروی سیاسی بالقوه تبدیل شد، تا اندازه زیادی مدیون تلاش های مردی به نام فردیناند لاسال است.

به تاریخ ۲۳ ماه می سال ۱۸۶۳ انجمن عمومی کارگران آلمان (ADAV) در شهر لایپزیگ تاسیس شد. یکی از اشخاصی که در راه بنیانگذاری این انجمن تلاش زیادی کرد، فردیناند لاسال نام داشت و پسر یک تاجر ثروتمند بود.

اکنون، ۱۵۰ سال دیرتر، از لاسال به عنوان بنیانگذار جنبشی یاد می شود که در قرن نوزدهم به عنوان حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی) شناخته شد.

یکی از اندک احزابی که از سوسیال دموکرات قدیمی تر است، حزب جمهوری خواهان در ایالات متحده امریکا است که نُه سال پیش از انجمن عمومی کارگران آلمان در سال ۱۸۵۴ تاسیس شد.

اِرهارد اِپلَر، از سیاستمداران بلندپایه حزب سوسیال دموکرات آلمان دراین باره می گوید: «پیام بنیانگذاران حزب سوسیال دموکرات این بود: «شما کارگران، اگر می خواهید تحولی در وضعیت تان ایجاد شود، باید دولت را مجبور کنید که به عنوان شهروندان این کشور حقوق یکسان و امنیت اجتماعی شما را تامین کند».

با کمک انجمن های کارگری و حمایت مالی اندک جنبش نوپای سوسیال دموکراتیک، کارگران روزمزد و تنگدست، برای اولین بار فرصت آموزش حرفه یی و سیاسی را پیدا کردند.

در آن زمان نیمی از شهروندان آلمانی سواد خواندن و نوشتن نداشتند. انتخابات آزاد و رای گیری مخفی هنوز وجود نداشت.

فرانس مونته فرینگ، یکی از رؤسای اسبق حزب سوسیال دموکرات، با علاقه داستان ده مردی را تعریف می کند که کارشان «پر کردن سگرت» بود. او در این باره می گوید: «نُه تن کار می کردند و نفر دهم در مقابل آن ها می نشست و برای شان با صدای بلند از کتابی می خواند که همه باهم خریده بودند و به این ترتیب آن ها می توانستند تا اندازه ای از نظر اجتماعی و سیاسی آموزش ببینند».

امروز، سوسیال دموکرات هنوز هم وعده لاسال را – دال بر این که تحرک اجتماعی از طریق آموزش ممکن است – یکی از اهداف مرکزی اش می داند.

تعقیب، افراط گرایی، مقاومت

لاسال در نخستین اطلاعیه جنبش کارگران نوشت: «در حال حاضر ۱۰۰ هزار کارگر عضو این انجمن هستند… اما زمانی فراخواهد رسید که هرکسی آرزوی عضویت در این انجمن را خواهد کرد».

این ادعای او با گذشت زمان تایید شد. در زمان امپراطوری آلمان در دوره زمانی ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸، این جنبش کارگری با سرعتی باورنکردنی به یک جنبش بزرگ اجتماعی با بیش از یک میلیون عضو تبدیل شد و در انتخابات مختلف یک سوم از آرای مردمی را از آن خود می ساخت.

میزان بالای محبوبیت سوسیال دموکرات ها، اُتو فون بیسمارک، صدراعظم امپراطوری آلمان را واداشت که این حزب را با تصویب یک سلسله «قوانین ضد سوسیالیستی» ممنوع کند. به این ترتیب طرفداران سوسیال دموکراسی که نسبت به اتحادیه های کارگری نظری دوستانه داشتند، ۱۲ سال تمام تحت نظر گرفته شدند، مورد جاسوسی قرار گرفتند و یا مجبور به مهاجرت شدند.

ارهارد اپلر، سیاستمدار حزب سوسیال دموکرات می گوید: «در نهایت می توان گفت که قوانین ضد سوسیالیستی حتی به (پیشبرد روند) سوسیال دموکراسی کمک کردند… سوسیال دموکرات ها (در این راه) شهید دادند و (افراد در صدر قدرت) خیلی زود متوجه شدند که نمی توانند ما را سرکوب کنند، زیرا شمار کارگران و طرفداران ما به سرعت افزایش یافت.».

تعقیب طرفداران و اعضای حزب سوسیال دموکرات آلمان باعث این شد که شماری از آن ها به افراط گرایی روی آورند. شمار بسیاری از سوسیال دموکرات ها به اصول انقلابی مارکسیسم روی آوردند که از هم پاشیدگی ساختارهای کاپیتالیستی و جایگزینی آن با یک جامعه بدون مالکیت و طبقه را پیش بینی کرده بود.

در پایان جنگ جهانی اول در نومبر سال ۱۹۱۸، این شکاف عقیدتی به جدایی سیاسی اعضای حزب و انشعاب جنبش کارگران به دو شاخه اصلاح گرا و انقلابی منجر شد.

هنگامی که ویلهلم دوم، آخرین امپراطور آلمان به تاریخ ۹ نومبر سال ۱۹۱۸ استعفا داد، هر دو شاخه جنبش سوسیال دموکراتیک همزمان خواهان بنیانگذاری یک جمهوری جدید شدند.

به این ترتیب فیلیپ شایده مَن، سیاستمدار حزب سوسیال دموکرات آلمان (اس پی دی) در پارلمان این کشور تاسیس جمهوری دموکراتیک میانه رو را اعلام کرد، در حالی که کارل لیب کِنِشت، سیاستمدار کمونیست آلمانی در برابر کاخ شهر برلین از برقراری «جمهوری سوسیالیستی آزاد» سخن زد.

اما طی سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰، عنوان «سوسیال دموکراسی» با «فروپاشی» مترادف شد. آلمانی ها حکومت دموکراتیک را برای نخستین بار در سال ۱۹۱۸ و با تاسیس جمهوری وایمار تجربه کردند. اما این حکومت که اکثریت سوسیال دموکرات های میانه رو در پایه گذاری آن نقش عمده ای داشتند و از آن حمایت می کردند، از نظر سیاسی بی ثبات بود و در سال ۱۹۳۳ با روی کار آمدن نازی ها فروپاشید..

شرایط اقتصادی آلمان به خاطر میزان بالای بیکاری و تورم اقتصادی ناامیدکننده به نظر می آمد. نهادهای ضعیف دموکراتیک دیگر نمی توانستند در برابر صعود ناسیونال سوسیالیست ها با رهبری آدولف هیتلر مقاومت کنند.

با این وجود، هنگامی که قانون «اختیار تام» هیتلر «در سال ۱۹۳۳» به رای گیری گذاشته شد، همه ۹۴ عضو سوسیال دموکرات در پارلمان در مخالفت با آن رای دادند. با تصویب این قانون حکومت دیکتاتوری هیتلر جایگزین دموکراسی در آلمان شد.

در آن زمان، اُتو وِلس، رئیس حزب سوسیال دموکرات طی سخنرانی در پارلمان آلمان گفت: «آزادی و نیازهای اولیه زندگی را شاید بتوانند از ما سلب کنند – اما حیثیت ما را نمی توانند از ما بگیرند».

به نظر هانس – یوخن فُگِل، یک سیاستمدار قدیمی و بلندپایه حزب سوسیال دموکرات، رای مخالفت نمایندگان سوسیال دموکرات به قانون هیتلر در آن زمان تا به امروز یکی از بزرگترین لحظات درخشان دموکراسی در آلمان است. او گفت: «(آن زمان) همه احزاب دیگر به نفع «قانون اختیار تام هیتلر» رای دادند».

سوسیال دموکرات زانو زد

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، فقط نمایی از سوسیال دموکرات باقی مانده بود و در سال های پساجنگ این حزب عمدتا درگیر مشکلات درونی بود.

پس از این که حزب محافظه کار آلمان یک سلسله از اقدامات اصلاحی کاپیتالیستی را تصویب کرد و کشور را در مسیری قرار داد که به «معجزه اقتصادی» انجامید، سوسیال دموکرات نیز عقاید ضد کاپیتالیستی اش را تعدیل کرد و پایه های عقیدتی حزب را تغییر داد.

در سال ۱۹۵۹، سوسیال دموکرات در برنامه موسوم به «برنامه گودسبرگ» سیستم اقتصاد بازار را پذیرفت. اما این را هم افزود که باید مکانیزم های قوی تامین امنیت اجتماعی (برای حمایت از افراد کم درآمد و جلوگیری از گسترش فقر در جامعه) به این سیستم افزوده شود.

فرانس مونتِه فِرینگ، دبیرکل اسبق حزب سوسیال دموکرات «برنامه گودِسبرگ» را به مثابه تولد دوباره این حزب می داند. او گفت: «برای نخستین بار همه آن هایی که به ایده های سوسیال دموکراسی اعتقاد داشتند، برای شرکت در این برنامه دعوت شده بودند».

با آغاز کار حکومت ائتلافی متشکل از احزاب سوسیال دموکرات (اس پی دی) و دموکرات مسیحیان (سی دی یو) در سال ۱۹۶۶، سوسیال دموکرات سهم عمده ای در پایه ریزی و پیشبرد توسعه اقتصادی کشور در یک دوره ده ساله را داشت.

در حالی که سیاستمداران نسل های گذشته حزب سوسیال دموکرات سیاست های شان را بر برابری زنان، محدود کردن کار به هشت ساعت در روز و حمایت از اتحادیه های کارگری متمرکز کرده بودند، ویلی برانت، صدراعظم آلمان و رئیس این حزب در سال ۱۹۶۹ توجهش را به صلح و آشتی با کشورهای اروپای شرقی معطوف کرده بود.

برانت طی سفری به پولند در برابر «بنای قهرمانان گیتو» زانو زد. این حرکت از سوی یک صدراعظم برسر قدرت آلمان  به عنوان عذرخواهی نمادین از ملت پولند به خاطر جنایات دیکتاتوری نازی تعبیر شد. پس از آن، صدراعظم آلمان در سال ۱۹۷۱ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.

اگون بار که به عنوان معمار سیاست های برانت در اروپای شرقی شناخته شده است، در این باره گفته است: «در آن لحظه یک احساس درونی او را به این کار واداشت. فردی که شخصا هیچ گناهی (در این زمینه) نداشت، به خاطر گناه مردمش طلب بخشش نمود».

بحران و آغاز جدید

در سال های قبل و بعد از اتحاد آلمان شرق و غرب در سال ۱۹۹۰، پایه های سوسیال دموکرات دوباره متزلل شده بود. یکی از دلایل آن نقش هِلموت کُهل، صدراعظم آلمان از حزب دموکرات مسیحی در اتحاد این دو کشور بود. پس از آن از کُهل به عنوان «صدراعظم اتحاد» یاد می شد. این شهرت به سیاستمداران حزب راست میانه دموکرات مسیحی (سی دی یو) کمک کرد که سال های متمادی بر مسندهای حکومتی تکیه بزنند.

در این میان، حزب سوسیال دموکرات تا سال ۱۹۹۸ در پارلمان آلمان نقش حزب اپوزیسیون را بازی می کرد. پس از پیروزی این حزب در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۹۸، گرهارد شرودر، سیاستمدار این حزب، صدراعظم آلمان شد. در پی این پیروزی، حزب سوسیال دموکرات جرات این را پیدا کرد که به نوسازی ساختار حزب دست بزند.

گرهارد شرودَر حزب سوسیال دموکرات را از یک حزب کارگری به یک حزب «جدید میانه رو» تبدیل کرد تا این حزب در میان کارمندان حقوق بگیر، صاحبان مشاغل آزاد و طبقه کارگر قابل انتخاب باشد.

با وجود این، میزان بالای بیکاری و رکود اقتصادی سوسیال دموکرات ها را واداشت که بازار کار و سیستم اجتماعی را از طریق یک طرح موسوم به «اجندای ۲۰۱۰» تغییر دهند. در پی اجرایی شدن این تغییرات، کارگران صنعتی و اشخاص کم درآمد که از طرفداران سنتی حزب بودند، به آن پشت کردند. این وضعیت باعث شد که در پایان دوره کاری شرودر در سال ۲۰۰۵، این حزب به طور جدی گرفتار بحران هویت شود.

آرای این حزب در سطح فدرال و در بیشتر ایالات این کشور به زیر ۳۰ درصد ریزش کرد. از آن زمان همه تلاش های این حزب برای کسب موفقیت، ثمره چندانی به بار نیاورده است

……

ریچارد فوکس/ م

DW.COM

برگرفته از “دویچه وله”