زنانی که شکست را شکست دادند قسمت سوم

by | سپتامبر 20, 2023 | جنبش زنان, جنبش زنان ایران | 0 comments

زنانی که شکست را شکست دادند.

قسمت سوم

لورتا هایراپتیان ” قمر دنیای تئاتر “

لورتا هایراپتیان تبریزی در ۱۲۹۰ پا به جهان نهاد و ۱۳۷۷ درگذشت. او هنرپیشه ارمنی تبار ایرانی ، همسر عبدالحسین نوشین کارگردان تئاتر و شاهنامه پژوه بود. لورتا از هشت سالگی به روی صحنه رفت و تا حول و حوش انقلاب در ایران به کار هنرپیشگی و کارگردانی پرداخت. وی یازده ساله بود که در یک نمایش موزیکال نقش آفرینی نمود.  بعدا”  کار خود را با گروههای  تئاتری موجود آن زمان مانند کمدی ایران ، نکیسا، کمدی اخوان  و جامعه باربد آغاز کرد. با تاسیس مدرسه موسیقی و کلوب موزیکال وابسته به آن، که علی نقی وزیری بنیانگذارش بود، زنان دیگری نیز مجالی برای پیوستن به گروه های هنری یافتند. لورتا هم به کلوپ موزیکال پیوست. این کلوپ پس از مدتی تعطیل شد و هنرمندان آن پراکنده شدند. اما لورتا که هم صدای خوش داشت و هم بازیگری برجسته بود، از سوی گروههای تئاتری دعوت به کار می شد. هنوز ۱۴ سال نداشت که در نمایشنامه ای از مولیر شرکت کرد. او سپس به تئاتر جامعه باربد رفت و در نمایشنامه های لیلی و مجنون ، یوسف و زلیخا همچنین خسرو وشیرین نقش های اول را ایفا نمود. لورتا یکی از نخستین زنانی  بود که در عرصه تئاتر به فعالیت پرداخت. هنرپیشه و نویسنده ارمنی سینمای  شوروی  ” واهرام  پاپاسیان” که برای اجرای نقش های شکسپیری، بخصوص در اتللو و هملت شهرت داشت،  آنقدر تحت تاثیر استعداد لورتا قرار گرفت که میخواست او را با خودش به تئاتر شوروی برده و امکانات پیشرفته در اختیارش قرار دهد. در همین رابطه با مادر لورتا صحبت کرد اما لورتا تازه با عبدالحسین نوشین آشنا شده بود. او به دلیل علاقه اش به نوشین نمیخواست از او دور باشد. آنها در سال ۱۳۱۲ با یکدیگر ازدواج کردند. عبدالحسین نوشین خودش از نوآوران هنر تئاتر بود و چه بسا این عشق سبب شکوفائی هرچه بیشتر هنر لورتا هم شد . در سال ۱۳۱۳ درجشن هزاره فردوسی نوشین سه تابلو از داستانهای

شاهنامه را با همکاری محمدعلی فروغی و مجتبی مینوی تنظیم کرد وبا استفاده ازموسیقی غلامحسین مین باشیان  و با بازیگری خودش و لورتا به صحنه برد. با آمدن نوشین دکور صحنه ، نورپردازی ، نوع بیان مطالب بسیار تغییر کرد. حالا دیگر پرده تئاتر با چهار ضربه سمفونی پنجم بتهون، به نام سرنوشت، کنار می رفت و لورتا وارد صحنه می شد و مانند قمر الملوک وزیری حجاب از سر برمیداشت . بعد از واقعه  ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران و سوء قصد به جان شاه ، عبدالحسین نوشین همسر لورتا هم دستگیر شد . کمتر از دو سال بعد در۲۴ آذر ۱۳۲۹ ، ده نفر از زندان قصر گریختند که یک نفر از آنها عبدالحسین نوشین بود. خسرو روزبه ، مهندس علی علوی، دکتر حسین جودت و دیگران .

نوشین از زندان گریخت و پس از مدتی زندگی مخفی ، ازجمله در خانه عزت الله انتظامی،  مجبور به مهاجرت به شوروی شد. لورتا هم بعدا به او پیوست و در آنجا درس خواند و در رشته تئاتر از دانشگاه مسکو فارغ التحصیل شد. هر دو دلشان میخواست به ایران بازگردند اما رژیم شاه به آن هنرمند نامی اجازه بازگشت به ایران را نمیداد. لورتا هم حاضر نمی شد شوهرش را تنها بگذارد . میگویند نوشین از او خواهش کرده بود به خاطر او در آنجا نماند. به ایران برگردد و  گمشدگان و طرد شدگان تئاتر را جمع وجور کند .

نوشین در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۰ در غربت درگذشت.  لورتا که به ایران آمد با همکاران قدیمی خودش تئاتر کسری را تشکیل داد و در اولین گام نمایشنامه گناهکاران بی گناه اثر استروفسکی را به صحنه برد. وی در نمایشنامه های زیادی بازی کرد.  تاجر ونیزی  اثر شکسپیر، سامسون و دلیله اثر پل گمازی ، رزماری اثر کروان سنت باری ،پرنده آبی اثر موریس مترلینگ ، شنل قرمز اثر اوژن بوریی، نمونه هایی از آنها هستند.

بین سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ درهفت فیلم سینمائی هم بازی کرد که آخرین آن اسرار گنج دره جنی  ساخته ابراهیم گلستان بود. در سریال تلویزیونی خسرو میرزای دوم هم ایفای نقش کرد. او همراه خیلی ها از جمله عبدالله بوتیمار، فردین ، گوگوش، جمشید مشایخی ، نصرت الله کریمی ، صادق بهرامی و پرویز صیاد و بسیاری دیگر نقش آفرینی کرد.

بعدها به افتخار ۵۰ سال خدمت تئاتری اش، سالن چهارسو در مجتمع تئاتر شهر، با اجرای نمایش خلوت خفتگان به کارگردانی آربی آوانسیان و بازی لورتا و سوسن تسلیمی، بنام لورتا افتتاح شد.

لورتا سال ۱۳۵۸ از ایران رفت. او سالهای آخر عمرش را در اتریش گذراند و۹ فروردین ۱۳۷۷ به یادگارها پیوست.

فاطمه سیاح پایه گذار ادبیات تطبیقی در ایران

فاطمه سیاح ،” فاطمه رضازاده محلاتی” از بنیانگذاران کانون بانوان بود که به عنوان اولین استاد زن در دانشگاه، کرسی نقد ادبی را در دانشگاه تهران پایه گذاری کرد. او همچنین به عنوان یکی از فعالان حقوق زن در ایران شناخته شد. سبک و سیاق او در نقد ادبی مبتنی بر رئالیسم و تحت تاثیر نقادان برجسته روز از جمله ویساریون بلینسکی منتقد ادبی و زبان شناس شهیر روس  و نیز امثال نیکلای چرنیشفسکی بود.  پدر فاطمه سیاح ، میرزا جعفرخان رضازاده محلاتی استاد زبان و ادبیات فارسی در مسکو، از ابتدای جوانی به روسیه مهاجرت کرده بود. دخترش  فاطمه در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در مسکو بدنیا آمد و تحصیلات متوسطه و عالی خود را همانجا گذراند. او در ادبیات اروپائی با درجه ممتاز به گرفتن درجه دکتری نائل آمد موضوع رساله اش آناتول فرانس در ادبیات فرانسه بود . فاطمه سیاح که ایران را خیلی دوست داشت در سال ۱۳۱۲ خورشیدی بهمراه پدرش به میهن اش باز آمد و بتدریس زبان فرانسوی و روسی پرداخت . سپس در دانشگاه تهران به درجه استادی رسید و در بخش ادبیات زبانهای خارجی دانشگاه تهران کرسی نقد ادبی و ادبیات تطبیقی را پایه گذاری کرد.

سال ۱۳۲۵ به عضویت نخستین کنگره نویسندگان ایران درآمد. او همچنین عضو کنگره فردوسی بود.  فاطمه سیاح  استادی جدی و سختکوش بود. برخی از دانشجویانی که پرورش داد به چهره های برجسته ای تبدیل شدند از جمله سیمین دانشور که پایان نامه دکتری خود را با کمک او نگاشت . فاطمه سیاح معتقد بود ادبیات باید به سمت واقع گرائی و اخلاق حرکت کند . وی زمستان ۱۳۲۶ در ۴۵ سالگی درگذشت ودر گورستان ابن بابویه چنانکه که خود خواسته بود به خاک سپرده شد.

حدود ۷۰ سال پیش فاطمه سیاح در مقاله ای تحت عنوان “خانم اگر به مجلس شورای ملی رفتید برای خانم ها  چه می کنید”  به حق رای زنان و حق  انتخاب آنان برای نمایندگی مجلس شورای ملی و پیشنهاد ایجاد فراکسیون زنان در مجلس اشاره کرد.

وی چهره شاخصی در زمینه حقوق زنان بود و تأثیر زیادی در ارتقای آنان در سطح علمی و فرهنگی داشت. مرگ زودهنگام اش نوبت را به زنانی چون سرور مهگامه محصص، هاجر تربیت ، مهرانگیز منوچهریان، فروغ حکمت ، صفیه نمازی فیروز و ژاله اصفهانی و امثال آنان داد تا با ترویج روشنگری و انتقاد از قوانین ضد زن زمینه را برای به رسمیت شناختن حق رای زنان در ایران فراهم کنند. بعدها امثال بدرالملوک بامداد ،مهرانگیز دولتشاهی هم  در این اندیشه بودند . فاطمه سیاح نخستین منتقد ایرانی است که درباره تاریخ تطور رمان و سبک نویسندگانی مانند پوشکین ، چخوف ، فلوبر، بالزاک ، داستایوفسکی ، امیلی برونته و دیگران به بحث و ارائه نظر پرداخته است.  از دکتر علی شریعتی
می گفت او (فاطمه سیاح) نخستین استادی است که با آگاهی از نظریات نقد ادبی جدید جهان، نسل جوان ایرانی را با مبانی و نقد علمی آشنا کرد .

تسلط او بر زبان وادبیات روسی ، فرانسوی ، انگلیسی ، آلمانی و ایتالیائی  تا به آنجا بود که درس او را در نقد وسنجش ادبیات به شیوه علمی برای دانشجویان نواندیش ایرانی جذاب وآموزنده میکرد. او گذشته از ادبیات  درموسیقی و نقاشی هم صاحب نظر بود . نوازندگی پیانو را در کنسرواتور مسکو آموخته بود و با آثار نقاشان جهان آشنائی داشت. با چنین شرح حالی و با چنان اندوخته هایی میتوان  دریافت که دانشجویان آن زمان مانند پرویز ناتل خانلری،  ازچه  بخت بلندی برای داشتن یک استاد مطلع برخوردار بودند .

 

راضیه شعبانی 

راضیه غلامعلی شعبانی که در  ۱۳۰۴ پا  به جهان نهاد و سال ۱۳۹۱ در غربت درگذشت.  از اعضای فرقه دمکرات آذربایجان و حزب توده ایران بود. زندگیش با هفت سال زندان ، ۱۲ سال زندگی مخفی و بیش از ۴۰ سال تبعید همراه بود. او بارها به زندان افتاد. نخستین بار بهار ۱۳۲۵ دستگیرشد.  در زندان به اعتصاب غذا دست زد و تا آزادی از آن دست برنداشت . اما چند ماه بعد دوباره بازداشت شد . او بالاخره مجبور به ترک وطن شد و به شوروی مهاجرت کرد.  پس ازانقلاب ۱۳۵۷ به ایران بازگشت اما چندی بعد که نیروهای سیاسی در تنگنا قرار گرفتند وخطر دستگیری اش می رفت، باز مجبوربه ترک وطن شد . راضیه پس از فروپاشی شوروی به آلمان رفت وهمانجا درگذشت .

همسر راضیه ، رضا ابراهیم زاده از اعضای گروه موسوم به پنجاه وسه نفر بود که در دوران رضا شاه به خاطر عقایدشان دستگیر و زندانی شدند .

درپیامد فعالیت های جنبش کارگری ایران که حزب توده هم درآن نقش داشت اوایل دهه بیست، مجلس قانون کار را تصویب کرد ودولت مجبوربه تشکیل وزارت کار واموراجتماعی شد. این اتفاق باعث ناآرامی هایی در کارخانه ها بویژه در مازندران شد. درهمان ایام راضیه ابراهیم زاده  و چند نفر دیگر از مرتبطین حزب، عازم مازندران شدند. انها در مازندران به تشکیل اتحادیه و سازماندهی کارگران برنج کار پرداختند. پس از آن او مدتی را در آذربایجان به فعالیت سیاسی پرداخت تا باز مجبور به مهاجرت شد. رویای ایران تا هنگام مرگ دمی از راضیه دور نبود ومی گفت نخواهم مرد تا زمانیکه برای بار دوم لبان چروکیده وتشنه ام  زمین وخاک وطنم رابوسه زند . این آرزو را با خود داشت تا وقتی درگذشت.

 

شمس کسمائی زنی روشنفکر وآزادیخواه

دانشور ایرانی شمس کسمائی متولد ۱۲۶۲ خورشیدی در روستای کسمای گیلان بدنیا آمد. نیاکانش گیلک بودند. او عروض وقافیه را ازشعر برداشت. قطعه شعری از او بدون قافیه بندی در ۱۲۹۹ خورشیدی در مجله آزادیستان تبریز منتشر شد که جزو نخستین نمونه های نوگرائی در شعر فارسی بشمار می اید . شمس کسمائی نوشتارهای تند سیاسی هم می نوشت . پس از ازدواج همراه همسرش به عشق آباد روسیه رفت و درآنجا به کارهای فرهنگی پرداخت . خانواده با مشکلات اقتصادی سختی روبرو شد وچندی بعد مجبوربه بازگشت به ایران شدند. انها در تبریز ساکن شدند. درآنزمان تبریز مرکز فعالیت های سیاسی و فکری بود و شمس کسمائی هم ازهمان آغاز به گروه  نویسندگان نشریه تجدد به میانداری تقی رفعت از همراهان شیخ محمد خیابانی پیوست ودر جنبش سیاسی وانقلابی آذربایجان مشارکت فعال نمود . در این ایام با وقایع تاثرانگیزجدیدی روبرو شد. پسر او کریم ارباب زاده که نقاش چیره دستی بود و با چند زبان آشنائی داشت در سال ۱۹۲۰ میلادی درمبارزات جنگل جان باخت و مادر سربه زانوی غم نهاد . ابوالقاسم لاهوتی درشعری با عنوان عمر گل به دلداری او شتاف :

درفراق گل خود ای بلبل مکن آشفته موی چون سنبل

نه فغان برکش نه زاری کن صبربنما وبردباری کن

شمس زنی روشنفکر و آزادیخواه بود پس از روی کارآمدن رضا شاه که جمع مبارزان آذربایجان پراکنده شدند و پس از اتفاقات ناگواری که در زندگیش پیش آمد گرچه رنج بسیاری دید اما درنهایت برخود مسلط شد. خانه اش محل رفت وآمد روشنفکران بود. شمس کسمائی در سال ۱۳۴۰ به میهمانی خاک رفت .

قدم خیر قلاوند شیرزن لر

“ قدم خیر از پایین می آید وعزم نبرد دارد. هیچ مبارزی درمیدان رزم او روی خوش ندیده است. عرصه را برهمه تنگ می کند. قدم خیر از پایین می آید و عزم نبرد دارد. هفت تیر پر از فشنگی  درلابلای سربندش قایم کرده است.”

قدم خیر قلاوند از طایفه قلاوند ایل بزرگ بالاگریوه در بخش الوار اندیمشک واز زنان مبارز اواخر قاجارو ابتدای حکومت پهلوی در زمان رضاخان بود .

در لرستان و بخصوص دربین سالخوردگان این سرزمین قدم خیر شخصیت منحصر به فردی دارد. او در سال ۱۲۷۸ خورشیدی در منطقه دوکوهه در شمال اندیمشک بدنیا آمد. پدرش کدخدا کیخاقنی ازبزرگان ایل وتبارخود بود وبه سلحشوری و مردم داری شهرت داشت . قدم خیر رعنا و طناز بود و چشمانی به زیبایی شیشه ای از شراب داشت. قدم خیر سوارکار قابل وتفنگچی ماهری بود. چند بار در درگیری میان برادرانش و نیروهای دولتی سوار براسب حلقه  محاصره را شکست وبا رساندن آب و آذوقه به قبیله اش آنان را از مرگ حتمی نجات داد. سرهر بزنگاه به کمین مهاجمین می نشست وتلاش میکرد آنها را اگر بتواند خلع سلاح کند تا کشت وکشتار کمتری راه بیفتد . او سال ۱۳۱۲ درگذشت و پیکرش را کنار پل قدیم دزفول به خاک سپردند .

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زنانی که شکست را شکست دادند  قسمت شانزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت شانزدهم فاطمه واعظی" پریسا " پریسا ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ در شهر شهسوار بدنیا آمد. او خواننده ردیف دان و استاد هنر آواز ایرانی است. پریسا که صدای خوش را از پدر و پدربزرگ به ارث برده بود،  در دوران تحصیل در مسابقات هنری مدارس در رشته آواز،  رتبه...

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت پانزدهم

  بی بی خانم استرآبادی بی بی خانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است او درروزنامه های حبل المتین ، تمدن و نشریه مجلس مقاله می نوشت. بیشتر نوشته های او در دفاع از آموزش دختران است. البته شهرت وی به خاطر نوشتن کتابی است بنام معایب الرجال ، عیب های مردان ، که...

جرم انگاری سقط جنین، شرایطی دشوارتر برای زنان

جرم انگاری سقط جنین، شرایطی دشوارتر برای زنان 2023-04-25 نوشته ای دیگر از شورای ملی تصمیم لایحه جرم انگاری ی سقط جنین اخیرا اعلام شد؛ ماده 310 تا 312 لایحه تعزیرات جمهوری اسلامی مختص جرم انگاری سقط جنین می باشد. ماده 310 می گوید زنی که به عمد سقط کند، در صورتی که پس...

پشتیبانی « صدای زنان سوسیال دموکرات ایران » از منشور مهسا

                                                                                      2023 03 30 بیانیه پشتیبانی از منشور مهسا صدای زنان سوسیال دمکرات ایران پشتیبانی خود را از منشور هفده ماده ای مهسا که در تاریخ 10 فوریه 2023 صادر شده، اعلام می دارد. یک جنبش انقلابی...

آژیر خطر برای اقلیم کردستان – ایران امروز

آژیر خطر برای اقلیم کردستان  از صلاح‌ الدین خدیو زنگ خطر اول: نمایشگاه بین المللی کتاب اربیل مهم ترین رخداد فرهنگی اقلیم است. در آخرین نمایشگاه که پس از وقفەای سە سالە بخاطر کرونا اخیرا برگزار شد، اعلام گردید که پرفروش‌ترین کتاب آن، به ترتیب دو اثر ملا کریکار بوده...

زنانی که شکست را شکست میدهند قسمت چهاردهم

  قسمت چهاردهم تاج السلطنه و خاطراتش تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار بود. وی از مدافعان انقلاب مشروطه و عضو انجمن حریت نسوان  بود. یادمان های وی خاطرات تاج السلطنه که وسعت اطلاعات او را نشان میدهد منبع تاریخی با اهمیتی است. تاج السلطنه از مشروطیت ،حقوق زنان...

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت سیزدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت سیزدهم منیر وکیلی و آوازهای فولکلور منیر وکیلی از خوانندگان خوب اپرا در ایران بود که در سال 1301 بدنیا آمد و در تاریخ 1361 درگذشت. وی در تبریز متولد شد و موسیقی را در تهران نزد لیلی بارا (خواننده سابق  اپرای وین و از مهاجران اروپای...

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت دوازدهم

قسمت دوازدهم شکوه ریاضی مهمترین معلم نقاشی مدرن ایران اسماعیل مرآت وزیر فرهنگ وقت در سال 1317 از آندره گدار معمار و باستان شناسی فرانسوی درخواست نمود که هنرکده ای همچون مدرسه بوزآر، مدرسه عالی  ملی هنرهای پاریس در تهران بنا نماید. سال بعد که این هنرکده تاسیس شد وی...

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت یازدهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت یازدهم پری برکشلی هنرمند ارجمند پری برکشلی نوازنده ومدرس پیانو، موسیقی شناس و موسیقی دان ایرانی و رئیس سابق کنسرواتوار موسیقی شهر لوسه  فرانسه است. پری برکشلی آذر سال 1324 در تهران متولد شد پدرش مهدی برکشلی که موسیقی دان هم بود فیزیک...

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت دهم

زنانی که شکست را شکست دادند قسمت دهم : پوران بازرگان  پوران بازرگان ۱۱ اردیبهشت ۱۳۱۶ در مشهد بدنیا آمد و ۱۵ اسفند ۱۳۸۵ در پاریس درگذشت. او اولین زنی بود که در سال ۱۳۴۸ به مبارزه چریکی  پیوست.  وی در همان سال با محمد حنیف نژاد ازدواج کرد . پوران بازرگان متعلق به نسلی...

Nadimpour Suraia

Nadimpour Suraia

Position